تبليغاتX
marta83
سلامی به گرمی چای آلاچیق به تمام بچه های مرتع
سلام امروز بعد یه مدت طولانی به وبلاگ سر زدم تو نظرات یه مورد متاسفانه بدی رو دیدم در اینجا از تمام بچه ها میخوام که از بی احترامی به اساتید جدا خودداری کنند خودتون میدونید آقا علی(ع) فرمودند:هرکس به من یک کلمه بیاموزد من تا آخر عمر ..... .پس جای تاسف داره من هم از استادمون جناب آقای مهندس خطیبی معذرت خواهی میکنم.انشالهه که بچه ها رو بخشیده باشن.نظر اون شخص رو هم حذف میکنم.

یاعلی مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط قریشی  | 

ظاهرو بچسب، باطنو ول كن!
سفير چين در تهران گفت: «ايران نبايد در مورد رأي مثبت چين به قطعنامه عليه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به ظاهر آن توجه كند.» در همين رابطه كارشناس باطن‌شناسي «دوربرگردان» گفت: ژي تي آئو مايو هيشي بينيانگ فويو ماكايا شينزو ... (از دو هزار كلمه بعدي به علت ضيق جا، وقت و حوصله، صرف‌نظر شد) يعني: «داداش ما رو گرفتي؟ اگر مي‌خواستيم به باطنش توجه كنيم كه الان بايد حضرتعالي رو اخراج مي‌كرديم. نسناس!»

توليد انبوه اختراع
در راستاي اين‌كه قرار است ما به زور و كتك هم كه شده، در زمينه توليد نابغه و نخبه و مخترع روي تمام دنيا را كم كنيم، ‌اين روزها تقريبا محال است كه كسي راديو گوش كند و چند خبر، گزارش و مصاحبه در مورد يكي از مخترعان و نوابغ جوان كشورمان نشنود. معمولا موضوع اختراع‌ها چيزهايي هست كه به عقل جن‌هاي دوپينگي هم نمي‌رسد و انتظارات دوستان هم متناسب است با اختراع‌ها. جالب اينجاست كه بيشتر اين خبرها هم ساختار يكساني دارد كه در زير يكي از آنها را بازسازي كرده‌ام:

خبر ساعت فلان راديو بهمان
مجري: يكي از مخترعان جوان كشور موفق شد تا با اختراع خود در نمايشگاه مخترعان جوان كشور بيسار شركت كند. «ايكسعلي ايگرگ‌آبادي» كه با «سطح نامدور وايت، با قابليت بي‌نهايت رايت» در اين نمايشگاه شركت كرده است، در رابطه با اين اختراع، آن را در نوع خود بي‌نظير و حتي كم‌نظير توصيف كرد و اعلام نمود در صورت حمايت دولت و نهادهاي ذيربط، حاضر است آن را در داخل به توليد انبوه برساند. وي تأكيد كرد، در غير اين صورت امكان فروش امتياز اين اختراع به شركت‌ها و دولت‌هاي خارجي وجود دارد. ايگرگ‌آبادي افزود:

صداي ايگرگ‌آبادي: من خيلي از دولت بابت اين‌كه اين طرح من رو چيز نكردن، يعني حمايت نكردن... انتقاد دارم. در صورتي كه رئيس‌جمهور محترم تأكيد كردند كه بايد از مخترعان و مكتشفان و نوابيغ داخلي حمايت بشه... چرا از من نشده؟ واقعا اگه دولت از ما حمايت كنه، ما در زمينه توليد داخلي و حتي خارجي به خودكفايي مي‌رسيم... من البته نمي‌خواهم اغراق كنم و مثلا اين اختراع رو با دسترسي به هسته‌اي مقايسه كنم... ولي مال من هم در نوع خودش بزرگ و مهمه ... من از مسئولان خواهش مي‌كنم... تمنا مي‌كنم... نگذارن نسل جوون نخبگان ما سرخورده و فراري بشن... از ما كه گذشت به فكر ديگران باشن.

مجري: ايكسعلي ايگرگ‌آبادي که با محدوديت وسيع امكانات و تنها با حمايت چند نهاد و ارگان توانسته است ابزار آموزشي «سطح نامدور وايت با قابليت بي‌نهايت رايت» را پس از نوزده ماه تلاش اختراع كند، در اين‌باره توضيح داد:

صداي ايگرگ‌آبادي: اين وسيله، استادان، معلمان، دبيران، آموزگارها، دانشجويان و حتي بچه‌ها را قادر مي‌سازه كه با هر ميزان از معلومات و در تمام بي‌نهايت علم‌هايي كه در دنيا هست، بنويسند و اين كار را بعد از چند بار به چپ و راست بردن يك چيز كوچكي به نام «پاك كننده سطح نامدور وايت با قابليت بي‌نهايت رايت» تكرار و تكرار كنن. اين وسيله قابل حمل و به راحتي قابل نصب هستش و بدون برق و باطري كار مي‌كند و فقط براي نوشتن روي اون بايد از قلم مخصوصي به نام «magice white board» استفاده بشه اما من از مسئولان خواهش مي‌كنم تا با پشتيباني همه‌جانبه نخبگاني مثل من كه ... »

مجري: «ايگرگ‌آبادي 22 ساله و دانشجوي سال اول پيش‌دانشگاهي ايگرگ‌آباد است. وي اقدام مسئولان نمايشگاه اختراعات در كشور بيسار كه اختراع وي را white board ناميده‌اند را به شدت محكوم و مجددا بر نام «سطح نامدور وايت با قابليت بي‌نهايت رايت» تأكيد كرد. شايان ذكر است مسئولان اين نمايشگاه اختراع در اقدامي مشكوك يكي ديگر از نخبگان ايراني شركت‌كننده در اين نمايشگاه با نام «استوانه كربني مولد خطوط سياه» را charcoal (ذغال) ناميده بودند.

ياالله آبجي آليس!
شايد شما باور نكنيد، ولي من معمولا شايعاتي كه عليه دولت است را باور نمي‌كنم و دنبال دليل و مدرك مي‌گردم مگر اين‌كه دليل و مدرك در آستانه در چشم فرو رفتن باشد، كه در آنصورت نيازي به دنبال گشتن نيست. در همين راستا با يكي از ناشران پرسابقه كتاب كودك كه از وضعيت صدور مجوزها ناراضي بود، صحبت مي‌كردم و سعي داشتم همچنان خوب و مثبت و خوشبين باشم كه برايم مدركي آورد مبني بر اين‌كه وزارت ارشاد حتي به انتشار كتاب‌هايي مثل «شنل قرمزي» و «آليس در سرزمين عجايب» كه ده‌ها سال است دارند چاپ مي‌شوند هم اشكال گرفته و صدور مجوز دوباره را منوط كرده به محجبه كردن شنل‌قرمزي و آليس! آقاي ناشر معتقد بود كه حتي اگر از چاپ‌هاي متعدد اين كتاب‌ها در بعد از انقلاب هم بگذريم، چون شخصيت‌هاي اين كتاب‌ها كودكند و مخاطبان هم خردسال، از لحاظ شرعي، انتشار نقاشي آنها هيچ مشكلي ندارند.

البته من هم كم نياوردم و به طرف متذكر شدم كه بالاخره بعد از ده‌ها سال، شنل قرمزي و آليس حتما به سن تكليف رسيده‌اند و ايرادش به وزارت ارشاد وارد نيست.
خوشبختانه پيش از اين‌كه بقيه مداركش را در چشم من فرو كند، از آنجا بيرون آمدم. جدا كي حاضر است يك طنزنويس نابينا را تحمل كند؟ تازه، خودم هم چشم‌هايم را دست‌كم براي ديدن سريال «پرستاران» لازم دارم!

دست‌انداز
1ـ دو روز بعد از اين‌كه در «ديدني‌هاي امروز» از علي‌ دايي تمجيد كردم، شايعه مرگ دايي توليد شد. خدا به سر شاهد است نيمه‌عمر شدم تا اين شايعه تكذيب شد، چون با توجه به سابقه سق‌سياهي من همه بچه‌ها مطمئن بودند كه ماجرا به من مربوط است. خدا رحم كرد كه شايعه دروغ بود، والا من با اين جماعت چنگال‌به‌دست چه كار مي‌كردم؟

2ـ اين روزها ايميل‌هاي بامزه‌اي مي‌گيرم از كساني كه مي‌خواهند با بخش طنز «بازتاب» همكاري كنند. لابد مي‌پرسيد اين كجايش بامزه است؟ نكته بامزه اينجاست كه اين دوستان در اين ايميل‌ها مي‌خواهند من برايشان ميزان حق‌الزحمه و آزادي عمل در بازتاب را بنويسم تا عزيزان آن‌وقت تصميم بگيرند كه با بازتاب كار كنند يا نه. واقعا تواضع هم حدي دارد!


+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

به آقا وخانم آخه چی بگم توانایاتن آرابابت ذست گلی که به آب دادن تبریک عرض میکنیییییییییییم

 

 

 

باییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

چكيده

             علي رغم تصور همگاني مبني بر وجود جنگلها در مناطق پر باران در نواحي خشك ونيمه خشك نيز مناطقي يافت مي شود كه در گذشته جنگل بوده و امروز نيز بقاياي اين جنگلها بصورت محدود در پاره اي از مناطق يافت مي شود. منطقه كوهپايه اي كوه هنگام گناباد نيز از جمله اين مناطق است. به گفته ريش سپيدان محلي در گذشته نه چندان دور، كوه هنگام جنگل انبوه بنه بوده و از قرائن و شواهد موجود مانند جنگل انبوه بنه در منهااليه كوه هنگام ( سياه دره )، وجود تك درختان و وفور زادآوري در كل منطقه اين حقيقت به اثبات مي رسد. هدف اين مقاله شناسايي و معرفي منطقه و پتانسيلهاي موجود آن است، اميد است با اندكي توجه مسئولين بتدريج شاهد احياء و گرايش مثبت جنگل باشيم.

مقدمه

            جنگل ها به عنوان يكي از مهمترين سيستم هاي حيات بخش انسان به شمار مي روند. در واقع جنگل ها تضمين كننده بقا و پايداري آب، خاك و هواي سالم هر سرزمين  هستند و پشتوانه مطمئني براي نگهداري و توسعه سيستم هاي كشاورزي و ساير منابع تغذيه اي انسان محسوب مي شوند. جنگل ها از ديرباز تا كنون پا به پاي تكامل جوامع انساني، تكيه گاه استواري براي تداوم و ارتقاء سطح زيست آنها بوده اند و هنوز هم وفادارانه خدمات بي دريغ خود را به بشريت عرضه مي كنند و اهميت حياتي آنها در دنياي امروز نه تنها به دليل ارزش هاي اقتصادي بلكه بدواً به دليل ارزش هاي غير قابل جانشين طبيعي و زيست محيطي آنها مي باشد.

اقدامات يك جانبه بشر در طبيعت به منظور تأمين نياز هاي ضروري و عدم توجه به عواقب مخـرب زيست محيـطي آن باعث نابساماني هايي چون گرماي بيش از حد كره زمين، بالا آمدن آب دريا ها، افزايش گازهاي سمي وگلخانه اي، خشكسالي، تخريب لايه ازن، سيل هاي مخرب، رانش زمين، طوفان هاي شديد، حركت شنهاي روان و صدها بلاي ديگر شده است. اگر چه بشر از دير باز پي به نقش و اهميت جنگل برده است، ولي منافعش به گونه اي ايجاب مي كرده كه تخريب جنگل ها نه تنها متوقف نشده بلكه هنوز هم بشدت بخصوص در كشور هاي در حال توسعه ادامه دارد. در كشور ما ايران نيز از گذشته نه چندان دور وسعت جنگل هاي طبيعي 3/18 ميليون هكتار برآورد شده بود كه اكنون به حدود 4/13 ميليون هكتار تقليل يافته است. در هر حال گذشته از مسئله تخريب در سابق، مشكل اساسي عدم برنامه ريزي صحيح در جهت حفظ و احياي جنگل هاي تخريب شده مي باشد هر چند در سطوح كوچكي اقداماتي در اين زمينه انجام گرفته است. در مقـاله پيش رو سعـي بر اين است كه جنـگل بنه ناشناخته كوه هنگام معـرفي شود، تا انشاء ا با وسع نظردست اندر كاران بخش هاي اجرا و تحقيقات بتوان جنگل چهار صد كيلومتر مربعي مذكور را احيا نمود. كاري كه با اندك توجه و همت و همچنين با هزينه كم دست يافتني است.

با توجه به اين كه گونه بنه در نواحي كه كاشت ساير گونه هاي درختي با محدوديت هايي روبرو است و همچنين در نواحي كوهستاني روي شيب ها و خاك هاي ضعيف رشد مي كند، توانمندي آن در مشجر كردن بسياري از مناطق نامساعد مطرح مي شود. علاوه بر اين بنه با نام علمي Pistacia atlantica ازخانواده  Anacardiaceae ، گياهي چند منظوره است كه علاوه بر مشجر كردن مناطق خشك و نيمه خشك و حفاظت آب و خاك، مصارف زيادي از جمله: تغذيه وحوش ودامها، مصارف صنعتي، دارويي و تغذيه اي را دارا مي باشد.

1- موقعيت عمومي منطقه:

1-1- موقعيت جغرافيايي:

         كوه هنگام واقع در  35كيلومتري جنوب شرقي گناباد، در حد واسط عرض هاي جغرافيايي΄5 ˚34 تا΄15 ˚34 و طولهاي جغرافيايي ΄15  ˚58 تا ΄5  ˚59 قرار گرفته است. ارتفاع بلندترين نقطه از سطح دريا در كلاته كوه 1800 متر و در كلاته زردوند واقع در مرز شهرستان گناباد با قاين1945 متر مي باشد. وسعت آن 416كيلومتر مربع است. كوه هنگام از غرب به جاده آسفالته گناباد- قاين، از شرق به دشت گيسور، از جنوب به راه خاكي كبوتر كوه عباس آباد و از شمال به جاده خاكي چاه پاياب منتهي مي گردد.

1 -2 مشخصات اقليمي:

          به دليل عدم وجود ايستگاه هواشناسي در منطقه مذكور، به منظور بررسي پارامترهاي اقليمي، از آمار و اطلاعات  ايستگاه هاي هواشناسي مجاور و نقشه هاي ايزوبار سازمان هواشناسي كشور استفاده شده است.

آمار بارندگي ده ساله اخير (1370 تا 1380 ) ايستگاه سينوپتيك گناباد نشان مي دهد، كه حداكثر بارندگي طي سال1371 به ميزان 6/260 ميليمتر و حداقل آن طي سال 1378 به ميزان 3/67 ميليمتر و ميانگين آن در مدت 10 سال، 150 ميليمتر گزارش شده است.حداكثر ريزش نزولات مربوط به ماههاي بهمن، اسفند و فروردين مي باشد و در ساير ماههاي سال بارندگي اندك است .به نحوي كه دوره خشكي منطقه از ارديبهشت ماه شروع و تا آبان ماه  ادامه مي يابد. با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و بارندگي ( به ازاء هر1000 متر ، 70 ميليمتر) متوسط بارندگي كوه هنگام با لحاظ كردن متوسط ارتفاع منطقه، حدوداً  190 ميليمتر برآورد مي شود. حد اكثر مطلق درجه حرارت ايستگاه سينوپتيك گناباد 5/45 درجه سانتيگراد در مرداد ماه سال 1377 و حداقل درجه حرارت مطلق 2/14- درجه سانتيگراد در دي ماه سال 1371 و متوسط حد اقل درجه حرارت ساليانه 8/9- درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر درجه حرارت ساليانه 6/41 درجه سانتيگراد تعيين شده است. سردترين ماههاي سال، دي و بهمن و گرم ترين ماههاي سال خرداد ، تير و مرداد مي باشد. ميزان متوسط حرارت كوه هنگام با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و حرارت ( به ازاي هر 100 متر افزايش حدود 7/0 درجه سانتيگراد كاهش دما ) حدود 3 درجه سانتيگراد كمتر از محل ايستگاه هواشناسي در گناباد خواهد بود. بنابراين متوسط درجه حرارت ساليانه منطقه كوه هنگام 14 درجه سانتيگراد تخمين زده مي شود.

در منطقه مذكور به دليل بالا بودن درجه حرارت و كاهش نسبي رطوبت و همچنين وزش بادهاي موسمي ميزان تبخير بالا است. به علت عدم وجود آمار مربوط به تبخير، ارقام موجود از نقشه منحني هم تبخير ايران كه در سال 1355 توسط وزارت نيرو تهيه شده است استخراج گرديد و بر اين اساس ميزان تبخير در منطقه، 2400 ميليمتر در سال برآورد مي شود.

به علت كمي ميزان بارندگي و پراكنش نامنظم آن و همچنين تبخير بالا، ميزان رطوبت نسبي كم و بسيار متغير است. طبق آمار موجود، رطوبت نسبي از 4 درصد در شهريور ماه سال 1376 تا 100 درصد در زمان بارندگي و مه در نوسان است. بديهي است تغييرات در ارتفاعات كوه هنگام كمتر است.در نهايت اقليم منطقه مورد نظر نيز طبق روش ترانسوا، خشك تعيين مي گردد.

( T=0.79<1 E=2400  P=190 )     

2- زمين شناسي، خاك شناسي و پوشش گياهي:    

         كوه هنگام در واحد اراضي كوههاي نسبتاً مرتفع تا مرتفع فرسايش يافته با دره هاي عميق متعدد، متشكل از شيل و ماسه سنگ، با شيب 40 تا 90 درصد قرار گرفته است. در برخي نقاط همانند ديوار كمري و كلاته آهني، بيرون زدگي هاي آذرين نظيرگرانيت ديده مي شود. به علت كوهستاني بودن منطقه و شيب زياد، خاك تكامل يافته وجود ندارد و دامنه ها غالباً لخت و بدون پوشش خاكي و بعضاً در برخـي از نقاط، خاكـهاي خيلي كم عمق سنگريزه دار و غير يكنواخت Lithic Leptosols وجـود دارد. در دامنـه تپه ها و شيب هاي متوسط تا كم و جاهايي كه پوشش سنگي وجود ندارد، قشر نازكي از خاك سبك با درصد بالايي از سنگريزه وPH   قليايي وجود دارد كه رويشگاه گياهان مرتعي با غالبيت درمنهArtemisia.sp   و درختان بنه است.

اراضي زراعي و باغي مورد استفاده در قنوات منطقه نيز حاصل جمع آوري آبرفت در بندسارهاي كوچك پايين دست قنات موسوم به بندچه است. پس از حفر قنات اراضي حاشيه رودخانه كه معمولا بستر سنگريزه اي دارد انتخاب و با مسدود كردن مسير رودخانه و احداث خاك ريز سيلاب هاي بهاره جمع آوري مي گردد. با ته نشين شدن گل و لاي در دراز مدت خاك آبرفتي ريزدانه و حاصلخيزي بدست مي آيد كه در آن زراعت و باغداري مي كنند. بدين ترتيب با توسعه و تكميل بندچه ها صحرا يا مزرعه قنات ايجاد مي شود. محصولات عمده زراعي و باغي كشاورزان منطقه شامل:گندم، جو، ارزن، جاليز، انار، توت، انجير، زردآلو و بادام مي باشد.

از نظر پوشش گياهي نيز منطقه عمدتاً داراي پوشش مناطق خشك با غالبيت درمنه و بنه مي باشد كه گياهان همراه آن عبارتند از: پرند، افدرا، لاله، انجير كوهي، خنجوك، انواع يكساله ها، خار شتر، اسپند، كوزينيا، دواي شيخ علي، زيره كوهي، زلف پيرزن و آويشن 3- پيشينه تاريخي جنگل بنه كوه هنگام :

         كوه هنگام منطقه ييلاقي دامداران روستاي استاد است. اين روستا در 35 كيلومتري گناباد در غرب جاده گناباد قاين و خارج از محدوده كوه هنگام واقع است. با توجه به پيشه اصلي مردم منطقه كه دامداري مي باشد، از چاههاي مالداري و قنوات موجود به عنوان آبشخور دامها استفاده مي شود. دامداران در نيمه اول سال به منظور استفاده از مراتع كوه هنگام به اين منطقه كوچ كرده و در فصل سرما به روستا مراجعت مي نمايند. 

در گذشته نه چندان دور در بيشتر مناطق شهرستان گناباد جنگل هاي طبيعي بنه وجود داشته كه آثار آن به صورت تك درخت بخصوص در ارتفاعات جنوب و جنوب شرقي شهرستان هنوز يافت مي شود. در ابتداي قرن بيستم با افزايش جمعيت و نياز به سوخت، قلع و قمع درختان بنه شدت بيشتري به خود گرفت و در اكثر نقاط تقريباً نابود شد. بجز در مناطق خاصي به دلايل مشخص، كه ازآن جمله مي توان مسائل مذهبي و مالكيت شخصي را بيان كرد. دليل بقاي قسمتي از جنگل بنه كوه هنگام مشهور به سياه دره نيز وجود قنات سياه دره است كه مالكين قنات در زماني كه تجارت زغال بنه رونق داشته مانع هجوم مردم جهت تهيه زغال به منطقه شده اند و به همين دليل جنگل طبيعي بنه سياه دره تا به امروز دست نخورده باقي مانده است. حدود 30 رشته قنات و چشمه اهالي استاد در كوه هنگام، حد واسط كبوتر كوه در غرب و سياه دره در شرق وجود دارد كه البته غالباً آبادي ها فاقد سكنه بوده و اكثراً كم آب، تخريب شده يا در حال تخريب هستند.

بنا به گفته ريش سفيدان پوشش درختان بنه در اواخر قرن نوزدهم بقدري انبوه و متراكم بوده كه عابرين مسافت كبوتر كوه تا سياه دره را زير چتر و سايه درختان بنه طي مي نموده اند. نياز به سوخت و زغال به دليل افزايش چشمگير جمعيت در 100 سال گذشته، باعث هجوم مردم به جنگل هاي بنه كوه هنگام شده و علاوه بر قطع بي رويه درختـان، فشار بيش از حـد دام نيز مانـع رشد و نمو نهال هاي جوان شده و در واقع جنگل تخريب و بجز در معدودي از نقاط به كلي نابود گرديده است. آثار بجا مانده ازكوره هاي زغال موجود در منطقه نيز شاهدي بر اين مدعا است.از كوره هاي مذكور گاهي اوقات در ذوب فلزات نيز استفاده مي شده است.

مؤلف تاريخ و جغرافياي گناباد در كتاب خود در مورد پوشش گياهي منطقه  گناباد مي نويسد: » انتهاي كوه هنگام معروف به سياه دره بوده كه به واسطه وجود اشجار كوهي و درخت بنه زياد از دور سياه نشان داده مي شده، از اين رو بدين نام موسوم گرديده، ولي در اين زمان همه آنها از بين رفته و مردم در گذشته براي مصرف سوخت خود و تهيه زغال از آنها استفاده مي نموده اند «.

4- وضعيت كنوني منطقه:

        وسعت جنگل هاي طبيعي شهرستان گناباد 5/667  كيلومتر مربع است كه 4/7 درصد از عرصه هاي منابع طبيعي شهرستان و 9/5 درصد از جنگل هاي استان خراسان را تشكيل مي دهد. جنـگل هاي بنـه و خنجـوك درحـال حاضر 25  درصـد از مساحت جنگل هاي گناباد با تراكم 30 تا50 اصله در هكتار را شامل مي شود كه قسمت اعظم آن در كوه هنگام واقع است. بر اساس تعداد درخت در واحد سطح، كوه هنگام را مي توان به دو قسمت تقسيم نمود: سطح نسبتاً زيادي شامل غرب و مركز كوه هنگام، با وسعتي حدود 346 كيلومتر مربع به دلايلي كه قبلا عنوان شد جنگل بنه دراين قسمت از بيـن رفته و فقـط در صخره هاي صعـب الـعبور تك درختـان بنـه مشاهده مي شود. در اين قسمت زادآوري بنه به وفور مشاهده مي شود ولي تراكم بالاي دام و چراي مفرط به نهال هاي جوان اجازه رشد و نمو نداده و اغلب نيز به صورت روزت باقي مانده اند. ( عكس  شماره 1 ) شرق و جنوب شرقي كوه هنگام با وسعتي حدود70 كيلومتر مربع شامل ارتفاعات سياه دره، چاه آهني و كلاته كوه به طرف عباس آباد مناطقي هستند كه جنگل بنه از تراكم نسبتاً خوبي برخوردار است. ( عكس شماره 2 ) زادآوري بنه در اين مناطق زياد و به علت شدت دام كمتر رشد و نمو نهال هاي جوان بسيار مطلوب است. ( عكس شماره 3 و 4 )

5- علل تخريب جنگل:

         همان طور كه اشاره شد در 100 ساله اخير، منطقه مذكور با هجوم بهره برداران مواجه بوده كه نتيجه آن قطع بي رويه درختان و صدمات شديد به جنگل بوده است. عامل مهم ديگري كه عرصه را تحت تأثير خود قرار داده، چراي بيش از حد و مفرط دام مي باشد. حيوانات چرا كننده به طرق مختلف روي پوشش گياهي اثر مي گذارند مانند كاهش قدرت گياه از طريق حذف جوانه انتهايي و فشارهاي مكانيكي بر خاك در اثر لگد كوبي، كه اين مورد باعث بر هم زدن ساختمان خاك مي شود در نتيجه فشار وارده وكاهش ميزان تهويه  خاك، فعاليت موجودات زنده نيز كاهش يافته و نهايتاً پايين آمدن كيفيت رويشگاه را درپي دارد. از طرف ديگر كاهش نفوذپذيري  خاك نسبت به باران باعث تشديد فرسايش سطحي مي گردد. عوامل طبيعي مانند خشكسالي هاي اخير، بالا رفتن درجه حرارت محيط، سيلاب هاي فصلي و نيز احتمالا در اين مسئله نقش داشته اند.

6-اقدامات آينده و ارائه راهكار ها:

       هدف اصلي در حال حاضر حفاظت و حمايت از جنگل است. يكي از گام هاي مؤثر در حفظ جنگل، شناسايي عرصه و مشخص كردن تراكم جنگل در تمام سطوح عرصه است. تا زماني كه ما ندانيم چه داريم و چقدر داريم، هيچگاه نمي توانيم اقدامي در جهت حفظ و بالا بردن كيفيت رويشگاه داشته باشيم. بنابراين لازم است در گام اول طرح جامع جنگلداري، در ارتباط با شناسايي جنگل كوه هنگام تهيه و در آن مواردي چون وسعت دقيق جنگل، تراكم درختان و مطالعاتي از اين قبيل صورت گيرد و در مرحله بعدي با هماهنگي بخش اجرا، نسبت به قرق منطقه اقدام نمود. در مسئله قرق بايد به نحوي اقدام نمود كه اولاً منافع ساكنان بومي كوه هنگام حفظ شده و تشويق و توجيه گردند كه با قرقبانان همكاري نمايند، ثانياً مناطقي از كوه هنگام را قرق نمود كه زادآوري در آن بالا و امكان قرق آسان تر است، تا اينكه زودتر به نتيجه برسيم. قرق بايد در چند مرحله چندين ساله صورت گيرد تا احياي جنگل براي مسؤلين و مردم ملموس گردد و نهايت همكاري در مراحـل بعـدي قـرق صورت پذيرد. بحـث گياهان همـراه نيز مسئله اي است كه مي تواند مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد. هم اكنون از روش هايي كه براي كاهش خسارت دام وجود دارد، گياهان همراه مي باشد كه به عنوان ابزاري براي تسريع تثبيت درختان بنه مطرح مي گردد. بطـوري كه حساس ترين مراحـل رويشي بنه كه همان استقرار آن مي باشد بيش از پيش به گياهان محافظ و در نهايت زير اشكوب آن وابسته است كه در واقع اين در پناه قرار گرفتن بنه ها فقط به دليل شرايط خاص حاكم بر منطقه از نظر چراي دام مي باشد. علاوه بر اين انجام عمليات بوته كاري و بذر كاري روي خطوط تراز، نيز مي تواند در احياي جنگل و افزايش تراكم درختان تاًثير مثبتي داشته باشد. استقرار بذر در مناطق خشك و نيمه خشك، عمدتاً به دليل كمبود رطوبت با مشكل مواجه بوده و از جمله بذوري كه سبز شدن آن به سختي امكان پذير مي باشد، بذر بنه است. بويژه در اين مناطق كه بعضي اوقات از فروردين و ارديبهشت ماه به بعد بارندگي وجود ندارد.

 در اين قسمت به عنوان راهكاري موفق به كشت و استقرار بذور زير پلاستيك اشاره مي گردد:

 الف آماده كردن بذر جهت كاشت:

        پس از تهيه بذر و اطمينان از قوه ناميه آنها بذور را به مدت 24 ساعت در داخل ظرف پر از آب مي ريزيم تا پوسته خارجي نرم و قابل جدا شدن گردد. با مالش بذرها پوسته آنها جدا شده و در واقع بذر لخت مي گردد. اين عمل حتماً بايد صورت گيرد زيرا وجود پوسته باعث كپك زدگي بذر ها در موقع جوانه زدن مي گردد. سپس آنها را داخـل گوني ريختـه و مدت يـك هفتـه مرطـوب نـگه مي داريم تا زماني كه جوانه بزنند.

 ب- كاشت بذر در عرصه:

         جهت آماده كردن بستر بذر و استفاده بهتر از نزولات جوي بايد به فواصل مشخص در عرصه، تشتك هايي به قطرحداقل 5/0 متر ايجاد نمود. با دست قطعات درشت سنگ داخل تشتك را جدا و سعي مي كنيم خاك محل استقرار بذر، نرم و خاك حاصلخيز سطح زمين باشد. سپس تعداد 3 تا 4 عدد بذر را در عمق 3 سانتيمتري خاك گذاشته و آنها را با خاك مي پوشانيم. در سطح خاك روي محل كاشت بذر، پلاستيك شفاف به ابعاد 30  × 30 سانتيمتر مي گذاريم و چهار طرف پلاستيك را زير خاك كرده و با خاك پلاستيك را ثابت مي كنيم. بايد دقت شود كه روي پلاستيك خاك ريخته نشود تا در بهار گياهچه بتواند فتوسنتز كند. براي اين منظور پلاستيك فريزر موجود در بازار مي تواند مناسب باشد. پلاستيك مانع اتلاف آب از خاك مي شود و در واقع مانند يك گلخانه كوچك محل بذر مرطوب و گرم مي ماند. دو فاكتور ذكر شده در جوانه زني بسيار مؤثر مي باشند، زيرا بذرهاي جنس پسته براي جوانه زدن به رطوبت و حرارت كافي نياز دارند. ضمناً خاك زير پلاستيك هيچ وقت سله نمي بندد تا مانع خروج گياهچه شود. عمل كاشت در زمستان و زماني كه زمين رطوبت داشته باشد هرچه زودتر صورت گيرد بهتر است زيرا زمان كافي در اختيار بذر جهت گذراندن دوره خواب ( Dormancy ) و جذب آب قرار مي گيرد. براي حفاظت كپه كاشت شده بايد بلا فاصله روي پلاستيك را با خار و خاشاك موجود در عرصه به دقت پوشانيد زيرا حيواناتي نظير روباه و سمور به منظور تغذيه كپه را تخريب مي كنند. جهت استقرار خار و خاشاك در محل كپه بهتر است از قلوه سنگ هاي موجود در عرصه استفاده نمود زيرا استفاده از كلوخه هاي خاك پس از حل شدن در آب موجب زير خاك قرار گرفتن پلاستيك شده و مشكل عدم عبور نور را در بر خواهد داشت ( عكس شماره 5 ).

 ج- عمليات داشت:

        اگر عمليات كاشت به دقت و به شيوه اي كه بيان شد صورت گيرد، از نيمه دوم فروردين به بعد گياهچه از خاك خارج شده و در زير پلاستيك مشاهده مي شود. در اين زمان به وسيله چاقو يا تيغ مـوكت بري پلاستيـك را از وسـط و محـل گياهچـه بدقت پـاره مي كنيم تا گياهچه بتواند رشد و نمو كند. لازم به ذكر است اين عمل بلافاصله پس از سبز شدن بايد صورت پذيرد و دقت شود قبل از پاره كردن پلاستيك لازم است خار و خاشاك روي كپه را برداريم. خار و خاشاك را دور نمي ريزيم، بلكه براي حفاظت گياهچه از چراي جوندگان دو مرتبه آن را در اطراف گياهچه به شكلي قرار مي دهيم كه مانع چرا شود و ضمناً نور به گياهچه برسد. پاره كـردن پلاستيك به شيوه اي كه بيان شد باعث كاهش تبخير در اطراف گياهچه شده و رطوبت قابل دسترس افزايش مي يابد. نكته قابل توجه در سبز شدن بذر ها اين است كه نبايد قبل و بعد از برداشتن پلاستيك اقدام به آبياري نمود. نهايتاً با توجه به وجود ايستگاه تحقيقات كشاورزي و منـابع طبيعي در گناباد، جنـگل بنه كوه هنـگام مي توان

نگارندگان:

حسين رحيمي، كارشناس ارشد خاكشناسي،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد.

مجتبي محرابي، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد

حسن احمدنژاد، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد

 

http://ostadcity1.blogfa.com/post-1.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 




به گفته كارشناسان تجديد حيات طبيعي جنگلها نياز به اجراي طرحهاي خروج دام و خانوارهاي جنگلنشين از اين عرصهها دارد.

براساس مطالعات طرح جامع مقدماتي سال 1364 سازمان جنگلهاو مراتع، تعداد دامهاي موجود در جنگلهاي شمال 37/4ميليون واحد دامي با 32 هزار و 275 دامدار، 33 هزار و 100 دامسرا و 79 هزار و 76 خانوار جنگلنشين با جمعيت بيش از 466 هزار و ? 849 نفر برآورد شده است.

حضور اين تعداد دام و جنگلنشين موجب تخريب جنگل و جلوگيري از تجديد حيات طبيعي و درنهايت منجر به كاهش توليد ميگردد.

در اين ارتباط با اجراي طرح ساماندهي خروج دام و تجميع جنگل نشينان بتدريج عوامل تخريب كاهش يافته و موجب افزايش توليد، بهبود وضعيت جنگل و تجديد حيات طبيعي آن خواهد شد.

طرح ملي صيانت از جنگلهاي شمال در اين راست و با رويكرد بهينهسازي مديريت جنگلداري و جنگل شناسي تهيه و با هدف حفاظت فيزيكي، توسعه جنگل، بهينهسازي مديريت جنگلداري، رفع مشكلات اجتماعي و بسترسازي و تكميل عمليات شناسايي و مميزي اراضي از سال 1381 تاكنون در دست اجرا است.

در سال 80 هيات دولت با گذراندن مصوبهاي وظايفي تعيين و از آن زمان به بعد سازمان جنگلها و مراتع مصوبهاي را تصويب كرد و با همكاري سازمان مديريت و برنامهريزي طرحي به نام صيانت از جنگلهاي شمال تهيه و به تصويب دولت رسيد.

اين طرح در سال 81 با عنوان طرح جامع صيانت از جنگلهاي شمال با در نظر گرفتن اعتبارات ويژه تصويب شد كه خروج دام از جنگل يكي از اهداف اين طرح صيانت محسوب ميشود.

با توجه اينكه وجود دام، دامدار و جنگل نشيني در جنگلهاي شمال با شيوه- هاي امرار معاش كاملا سنتي و نيز اقتصاد مبتني بر توليد پروتئين در تعارض با توليد چوب بوده، نابودي ساير ارزشهاي اكولوژيكي جنگلها را نيز به دنبال خواهد داشت و حفاظت و توسعه جنگلها بدون توجه به اين مسايل امكان پذير نيست.

براساس اين طرح خروج دام و جنگلنشين تحت يك برنامه با زمانبندي شش ساله و كاهش وابستگي روستاييان به جنگل براي تامين سوخت و نيازمنديهاي ديگر در اولويت طرحهاي جامع صيانت از جنگلهاي شمال است.

مدير سابق دفتر فني جنگلداري سازمان جنگلها و مراتع گفت: جنگل محل رويش درخت و مرتع محل رويش علوفه است و براساس اين استعداد طبيعي جايگاه دام در مرتع است ولي در مرحلهاي ازتاريخ تحولات اقتصادي جوامع دامداري و رمهگرداني در جنگل انجام شد و كاركرد جنگل به تدريج در مناطقي به مرتع و اراضي كشاورزي تغيير كاربري داده شد.

مصطفي عبداللهپور افزود: هر چند كه با وضع قوانين و اعمال جرايم و فراهم كردن تمهيدات سعي در جلوگيري از تخريب جنگل شدند.

اين استاد دانشگاه آزاد ادامه داد: در كشورهاي درحال توسعه به دليل توسعه نيافتگي بخشهاي صنعت، كشاورزي و خدمات، هنوز جمعيت زيادي از روستاييان و عشاير جهت رفع نيازهاي اوليه زندگي به منايع طبيعي تجديد شونده (جنگلها و مراتع) وابستهاند و هنوز جمعيت زيادي بر خلاف استعداد اراضي حتي در جنگلهاي شيبدار صنعتي به فعاليت دامداري و ادامه گسترش اراضي كشاورزي و تغييركاربري جنگل مشغول هستند.

به گفته وي ادامه اين وضعيت خسارت زيادي به آب و خاك و سرمايهگذاريهاي جلگه و دشت( كشاورزي، صنعتي، راه) وارد ميكند.

مدير سابق دفتر فني جنگلداري سازمان جنگلها و مراتع اضافه كرد: براي برون رفت از اين مشكل بايد چارهانديشي كرد و به نحو شايستهاي نظام توليد عقب افتاده وخسارت زا و ناپايدار را به نظام توليد سازنده، مولد و پايدار تبديل كرد.

وي گفت: تا دهه 40 كه بخشي وسيعي از جنگلهاي شمال تا ساحل دريا پوشيده از درخت بود دامداران جنگلهاي شمال به مدت شش ماه در جلگه و سه ماه در مراتع ييلاقي توقف داشتند و سه ماه را نيز با توقفهاي كوتاه مدت در رفت و برگشت به ييلاق و قشلاق در ميانبند ميگذراندند.

عبدالله پور افزود: براساس اطلاعات غير مدون، كارشناسان پيشنهاد دادند تا با تغييركاربري جنگلهاي جلگهاي دامداران جنگل را در جلگه اسكان دهند و جنگل را از وجود دام آزاد نمايند اما، در عمل جنگلهاي جلگهاي به هركس به جز دامداران واگذار شد و دامداران نيز به تدريج شش ماه را در جنگلهاي ميان بند كه شيب دار است، اطراق نمودند.

بهگفته اين استاد دانشگاه ، بدين ترتيب با تنگ تر شدن عرصه وتوقف بيشتر دامداران در جنگلهاي شيب دار تخريب از دهه 40 به بعد شدت يافت و اين وضعيت همچنان ادامه يافت.

اين استاد دانشگاه تصريح كرد: بعد از انقلاب تفكر خروج دام از جنگل بين برخي از جنگلبانان با شدت بيشتري پيگيري شد هر چند كه برخي از كارشناسان و مديران نيز با خروج دام از جنگل مخالفت ميكردند.

وي افزود: ابتدا با مطالعه وضعيت جنگل و جمعيت دامدار جنگلنشين ، طرح توجيهي تهيه شد تا تصميم گيران با توجيه اقتصادي و اجتماعي و زيست محيطي لازم نسبت به تهيه و اجرا طرح بپردازند.

عبدالله پور تصريح كرد: براساس مطالعات انجام شده در سال ، 64 تعداد 33 هزار و 100 واحد دامداري سنتي با تعداد چهار ميليون 370 هزار واحد دامي در جنگلهاي شمال وجود داشت (به استثناي دامهاي كتول روستاهاي داخل و حاشيه جنگل كه يك ميليون و427 هزار واحد دامي است).

وي همچنين تعداد اطراق گاههاي دامداري در داخل جنگل را 28 هزار و 500 واحد با مساحت 57 هزار هكتار ذكر و اضافه كرد: اين دامها بهترين رويشگاه جنگل را عاري از درخت نمودند.

وي مصرف سوخت ساليانه دامداران را دو ميليون و 800 هزار متر مكعب چوب و مصرف اصطبلسازي و مرمت ساليانه آن 70 هزار متر مكعب اعلام كرد.

عبدالله پور ادامه داد: اين در حالي است آباديهاي زير بيست خانوار عمدتا فاقد خدمات رفاهي، بهداشتي، فرهنگي هستند.

به گفته اين كارشناس جنگل با توجه به چنين وضعيت بحراني از نظر زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي و روند رو به افزايش تخريب جنگل، برخي در درون سازمان جنگلها روي خوش به اجراي طرح نشان نميدادند.

عبدالله پور اضافه كرد: ولي با پيگيريهاي معتقدين به اجراي طرح و براي جلوگيري از ادامه بحران، ابتدا با اعتبارات اندك طرحهاي اجرايي تهيه و در سطح محدود از طريق مذاكره و توافق و رضايت دامداران و جنگل نشينان به اجرا درآمد.

مدير سابق دفتر جنگلداري سازمان جنگلها و مراتع گفت: پس از اجراي اين طرح، اعتباري براي اين منظور در برنامههاي سازمان جنگلها و مراتع لحاظ و قوانيني در برنامه پنج ساله سوم تصويب شد.

وي ادامه داد: از شروع اجراي طرح در سال 68 تاكنون بيش از يك ميليون واحد دامي و بيش از سه هزار خانوار جنگلنشين پراكنده از جنگل خارج شدند و سه ميليون و 300 هزار واحد دامي و نيز حدود بيش از هفت هزارخانوار ديگر بايد در برنامه آينده از جنگل خارج شوند.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: همچنين 19 شركت تعاوني جنگل نشينان مجري طرح جنگلداري تشكيل شده است كه با حدود بيش از پنج هزار عضو از خانوارهاي جنگلنشين در سطحي معادل 157 هزار هكتار به جاي گسترش دامداري و كشاورزي به جنگلداري و حفاظت جنگل مشغولند.

وي بر لزوم ارتقاء فعاليت تعاونيهاي جنگلنشين مجري طرح از طريق توسعه و تنوع فعاليتها براساس استعداد اراضي و توان اقتصادي عرصه و افزايش اشتغال سازنده تاكيد كرد.

اين كارشناس جنگل، رفع نواقص قانوني اعم از قانون حفاظت از جنگل، قانون برنامه، بودجه، تسريع در تدوين آييننامه قوانين مصوب، اعطاي تسهيلات و امكانات به داوطلبين تاسيس واحدهاي دامپروري از محل تبصرههاي بودجه و حواله دام اصيل و دو رگ را از جمله راهكارهاي رفع مشكلات فراروي اين بخش عنوان كرد.

عبداللهپور جلوگيري از پراكندهكاري و تمركز اجراي برنامه بر روي دامداران و جنگل نشينان پراكنده، نه خريد مستثنيات افراد ديگر در داخل جنگل، اعمال نظارت و بازرسي دستگاههاي مسوول، جلوگيري از اجراي طرحهاي خنثيكننده و مغاير با طرحهايي مانند خدمات رساني به آباديهاي تك خانواري و زير 20 خانواري، در اولويت قراردادن طرح خروج دام وجنگل نشينان پراكنده و تامين اعتبار كافي و به موقع را ديگر راهكارهاي اين بخش اعلام كرد.

خداكرم جلالي رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري نيز گفت: بسياري از طرحهاي جنگلداري نظير طرح خروج دام و طرح تعادل دام و مرتع در عمل موفق نبوده و نياز به بازنگري دارد.

وي اظهار داشت: بهرهبرداري از منابع طبيعي بايد علمي توام با نظارت باشد و همچنين به مديريت منسجم نياز است.

علي اوسط منتظري رييس سابق امور جنگل سازمان جنگلها و مراتع در جنگلهاي شمال نيز حضور5/3 ميليون واحد دامي در اين عرصهها را بزرگترين مشكل اعلام و اضافه كرد: متاسفانه براي خروج اين دامها هيچ برنامه مشخصي نداريم.


مهرداد خزايي پول مسوول امور دام منابع طبيعي غرب مازندران گفت: در سال 68 اولين بررسي در خصوص طرح تحول سيستم دامداري دراين نهاد انجام و طرح خروج دامداران از جنگل آغاز شد.

مسوول امور دام اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران اظهار داشت: با توجه به مشكلاتي نظير تهيه زمين و احداث تاسيسات، كمبود اعتبارات ومحدوديتهاي زيست محيطي، طرح تحول سيستم دامداري به طرح خروج دام از جنگل و تجميع خانوارهاي پراكنده جنگلنشين تبديل شد.

به گفته خزايي، از مجموع 747 هزار واحد دامي موجود در جنگلهاي غرب مازندران طبق آمار تا پايان سال ? ??? ،???هزار واحد دامي (30 درصد) از اين عرصهها خارج و 180 هزار هكتار نيز از وجود دام آزاد شد.

اين مسوول منابع طبيعي ادامه داد: با تامين بخشي از اعتبارات در قالب طرح جامع صيانت ازجنگلهاي شمال طرح خروج دام سرعت بيشتري يافت واز سال 84 با آغاز برنامه چهارم مقرر شد 70 درصد بقيه دامها ازاين مناطق خارج شود.

وي ادامه داد: متاسفانه با كاهش اعتبارات اين بخش در اين سال عملا اجراي طرح متوقف شده و با انتقال اعتبارات ملي اين بخش به اعتبارات استاني و تخصيص نيافتن كامل آن، اين طرح را در اجرا با چالش مواجه كرده است.

به گفته خزايي پول، در سال گذشته از محل اعتبارات ملي بيش از هفت ميليارد ريال براي اجراي طرح خروج دام از جنگل تخصيص يافت كه با حذف اعتبارات ملي و پيش بيني نكردن اعتبارات خريد دامسرا و خانهسرا از محل اعتبارات استاني مشكلاتي را در نحوه خريد حقوق عرفي دامداران بوجود آورده است.

مسوول امور دام منابع طبيعي غرب مازندران، اعتبارات استاني سال گذشته اين بخش را سه ميليارد ريال اعلام و اضافه كرد: 25 درصد اين اعتبار تخصيص يافت.

خزايي پول خاطرنشان كرد: تاكنون به ازاي خروج هر واحد دامي مبلغ يكصد هزار ريال و يا به جاي اعتبار، زمين به دامداران پرداخت و ارايه شد.

وي تصريح كرد: با توجه به پيگيري مسوولان بر نحوه عملكرد و يا روشهاي جايگزين پرداخت حقوق مابازاء به دامداران، طرحي در حال بررسي است.

وي اظهار اميدواري كرد با همكاري نهادهاي ديگر اين طرح با سرعت بيشتر و در زمان كمتر اجرا شود تا دامها از عرصهها خارج گردند.

به گفته وي همچنين تصرف برخي از اراضي ملي توسط سودجويان و زمينخواران در روند اجراي طرح خلل ايجاد كرده است.

او ادامه داد: در راستاي اجراي طرح خروج دام از جنگل همچنين از 473 هزار و 354 واحد دامي موجود در مراتع اين مناطق تاپايان سال 88، 83 هزار واحد دامي از اين عرصهها خارج شد.

وي ياد آور شد: در سالجاري براي خروج 40 هزار واحد دامي از عرصههاي جنگلي غرب مازندران 25 ميليارد ريال اعتبار پيش بيني شده است.

مسوول امور دام اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران، اطلاعات بيشتري از عملكرد اين بخش ارايه نكرد.

جمعي از دامداران اين مناطق نيز باانتقاد از روند اجراي طرح خروج دام گفتند: به دليل نبود برنامهريزي اصولي و نظارت مستمر برخي از دامداراني كه زمين دريافت كردند از عرصهها خارج نشده و بسياري نيز زمين دريافت نكرده اند.

آنان در گفت و گو با خبرنگار ايرنا بر لزوم بازنگري در اين طرح تاكيد كردند.

اللهقلي سالار دامداري از منطقه رويان نور گفت: به دامداراني كه زمين داده شد نه تنها دامشان را از جنگل خارج نكرده بلكه با فروش اين زمين به تعداد دامهاي خود اضافه كرده و در جنگل ماندند.

يك قرق بان و جنگلبان منطقه نوشهر نيز كه خواست نامش اعلام نشود، گفت:
طرح خروج دام از جنگل فقط باعث زمين دار شدن عدهاي شدهاست، چرا كه دامها همچنان در جنگل حضور دارند.

وي اضافه كرد: عمده دامهاي موجود در جنگل منطقه متعلق به كساني است كه بابت خروج دام از عرصهها، از سازمان جنگلها زمين دريافت كردند.

وي اجراي دقيق و اصولي طرح خروج دام ازجنگل را خوب دانست و گفت: به علت نبود نظارت و كنترل و برخورد با خاطيان، اين طرح عملا كارايي ندارد.

وي ادامه داد: ادارات منابع طبيعي جهت جلوگيري از ورود دام، عرصههاي آزاد شده را با سيم خاردار و فنس محصور نمودهاند، اما دامداران آنها را خراب كرده و دامها را به داخل جنگل هدايت ميكنند.

اين كارمند منابع طبيعي يادآور شد: جنگلبانان نيز براي مقابله با دهها دامدار خاطي ابزار لازم را نداشته و برخورد هر از گاهي نيز مشكلاتي را براي آنها ايجاد ميكند.

رضا كلوايي دامداري از منظقه نوشهر نيز كه زمين به ازاي خروج دامش از عرصهها دريافت كرده است ،گفت: دامداران اين سرمايه را ندارند كه دامداري صنعتي ايجاد كنند و بواسطه سنتي بودن دامداري، چارهاي جز رهاسازي مجدد دام در عرصههاي جنگلي ندارند.

سيدمحسن حسيني استاد علوم جنگل و مدرس دانشكده منابع طبيعي شهرستان نور گفت: خروج دام از جنگل طرح مناسبي است و ميتوانست كمك زيادي براي تجديد حيات جنگل كند.

وي ادامه داد: متاسفانه با برخي اقدامات كارشناسي نشده در اين طرح، به نوعي آينده جنگل بدتر شده چون زمينهاي زيادي واگذارشده و براي دامدار ايجاد سرمايه زيادي شده است.

به گفته اين استاد دانشگاه، دامدار كه ممكن بود تا چند سال آينده عملا بواسطه مشكلات مالي نتواند در جنگل بماند با اين طرح قدرت مالي پيدا كرده و بر تعداد دامهاي خود افزوده است.

حسيني اضافه كرد: از طرفي افرادي كه دام كمتري هم داشتند تشويق شدند براي دريافت زمين در جنگل بمانند كه آسيب زيادي به جنگل وارد شد.

به گفته وي، طرح خروج دام از جنگل به جاي اينكه به نفع سازمان جنگلها و مراتع باشد به نفع دامدار تمام شده است.

اين استاد دانشكده تربيت مدرس اضافه كرد: همچنين مواردي است كه دامدار از جنگل خارج شده و نزديكانش به جنگل ميآيند و سازمان جنگلها از او شكايت ميكند و اين شكايت سالها طول ميكشد و اين فرد جديد احقاق حق ميكند.

حسيني خاطرنشان كرد: سازمان جنگلها و مراتع بايد قدرت اجرايي داشته و نيروهاي آن به عنوان ضابط قضايي امكان برخورد داشته باشند و يك بخش مجزا براي اين گونه پروندهها در دادگستريهاي مناطق ايجاد شود.

مسوولان امر سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري شمال كشور مستقر در چالوس علي رغم درخواست مصاحبه در اين زمينه از گفت و گو با خبرنگار ايرنا خودداري كردند.

جنگلهاي شمال كشور 8/1ميليون هكتار وسعت دارد.

منبع:www.niazha.ir/group.asp?T=101215&r=paper&ID=1178

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

 
 
نویسنده:مژگان جمشيدى
118260.jpg
اينجا خلعت پوشان است. منطقه اى در غرب استان اصفهان از توابع شهرستان فريدن. شايد وقتى آنجا را از نزديك نديده بوديم باورمان نمى شد كه يك تكه از بهشت باشد ولى حالا ديگر مى توان اذعان داشت كه به راستى يك تكه از بهشت جدا شده و در گوشه اى از رشته كوه هاى زاگرس قرار گرفته است. منطقه اى نيمه كوهستانى با مراتعى سبز و پوشيده از گل هاى رنگارنگ. اجتماع گل هاى زردرنگ آلاله و گل هاى بنفش موسير وحشى در دامان كوه   هاى سر به فلك كشيده خلعت پوشان زيبايى منطقه را دوچندان كرده است. هر گوشه از جاده چشمه اى از دل سنگ جوشيده و آب زلال روان است. با اينكه فرصت چندانى نداشتيم تا از اين همه زيبايى استفاده كنيم ولى با همان حضور كوتاه مدت فهميديم كه تنوع جانورى در اين منطقه همانند گياهان آن بسيار بالاست. وجود لاك پشت هاى متعدد و انواع مارمولك  ها و مارهاى سمى و نيمه   سمى در لابه لاى سنگ ها و گياهان و پرواز پرندگان شكارى در آسمان براى تعقيب و شكار كبك خود به قدر كافى گوياى اين واقعيت بود كه اين اكوسيستم متنوع از سلامت كافى برخوردار است. هر چه به سمت مقصد مورد نظر در خلعت پوشان نزديك مى شويم مراتع انبوه تر و جاده پرپيچ و خم تر مى شد. يك تخته سنگ بزرگ از كوه جدا شده و تقريباً دوسوم جاده خلعت پوشان را بسته بود. در كنار جاده پرتگاهى عميق وجود داشت اما با هزار ترس و لرز بالاخره ماشين از كنار تخته سنگ گذشت. نزديك ظهر بود و پيچ و خم جاده به اتمام رسيده بود. دشتى با چند چادر عشايرى در پهنه اى رنگارنگ از گل هاى وحشى آلاله در پيش چشم مان قرار گرفت. پيرمرد عشايرى در انتظار ما بود، كلاه نمدى به سر و كت و شلوارى خاك آلود به تن داشت. شال سبزرنگى كه دور كمرش پيچيده بود از وابستگى اش به خاندان امامت خبر مى داد. سيد نورالله فاطمى هم اكنون با در اختيار داشتن يكى از طرح هاى مرتع دارى استان اصفهان از اينكه بعد از تلاشى چند ساله موفق شده با حفظ و احياى بهشت گمشده فريدن اصفهان، به عنوان مرتع دار و دامدار نمونه كشور معرفى شود خوشحال است. ۷۶ سال سن دارد و تاكنون چندين بار با اين عناوين و القاب مورد تقدير قرار گرفته است. ۷۶ سال سن دارد ولى هنوز هم حاضر نيست اين را رها كند. او ساليان سال است كه در اين منطقه زندگى كرده ۸ فرزند (۳ دختر و ۵ پسر دارد) ولى همگى با تشكيل خانواده به نوعى خلعت پوشان را رها كرده و رفته اند. وقتى مالكيت ۵۶۲ هكتار از خلعت پوشان توسط اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان در سال ۷۳ به وى واگذار شد، منطقه تا حدى در آستانه نابودى قرار گرفته بود. با اينكه قرار گرفتن در دامان زاگرس، هر ساله تا ۵۰۰ ميلى متر بارندگى براى خلعت پوشان به ارمغان مى آورد ولى چراى دام خارج از ضوابط قانونى و علمى، مراتع منطقه را با بحران مواجه ساخته بود. او خود صاحب ۱۰۰۰ واحد دامى بود كه در ماه هايى از سال در اينجا براى چرا حضور داشتند. اما هر هكتار آن تنها قادر به توليد ۱۵۶ كيلوگرم علوفه سبز بود. نورالله فاطمى با تعهدى كه در قبال كسب مالكيت منطقه به اداره منابع طبيعى شهرستان داد موفق شد ظرف مدت ۸ سال با اجراى طرح مديريت چرا و بذرپاشى منطقه با كمك اداره منابع طبيعى، توان توليد علوفه در هر هكتار از خلعت پوشان را تا ۲ برابر ميزان قبلى افزايش دهد. با اينكه ۸ روز هم از آغاز فصل چرا و صدور مجوز اداره منابع طبيعى گذشته بود اما هنوز دام هاى خود را براى چرا به اينجا نياورده بود.
پيرمرد مثل تمام روستاييان و كوچ نشينان مهمان نواز بود و روحيه اى ايلياتى داشت. به همراه برادرش سيداحمد و ديگر مردان ايل سفره اى رنگين براى ناهار تدارك ديده بودند. همه عشق او به مرتع و گوسفند خلاصه مى شد و ارادت خاصى به امام حسين(ع) داشت به طورى كه همه دارايى خود را وقف هيات هاى عزادارى ابوالفضل عباس و امام حسين(ع) كرده بود. گرم و صميمى صحبت مى كرد ولى انتظار شنيدن گلايه را نداشتيم. پيرمرد از نبود دارو براى گوسفندان و تلف شدن دام ها در بعضى دوره ها گله مند بود و اينكه جاده منتهى به خلعت پوشان بسيار خراب است. به گفته وى تخته سنگ بزرگى كه در جاده قرار گرفته ۴ سال است كه آنجاست ولى نه مسئولان منابع طبيعى و نه وزارت راه اقدامى براى برداشتن آن نكرده اند. در حالى كه مسئولان اداره منابع طبيعى هم در جمع ما حضور دارند به سرگذشت تلخ و شيرين خود اشاره مى كند و مى گويد: پدرم زمان رضاخان به دليل برگزارى هيات هاى عزادارى تبعيد شد. خودم هم يك بار ۶ ماه به خاطر عزادارى و قمه زدن در زمان شاه سابق به كرمان تبعيد شدم. البته پدرم زندان هم رفت چون ماموران رضاخان را كتك زده بود... اول انقلاب مرا متهم به طاغوتى بودن كردند. ريختند خانه ما در روستا ولى مقاومت كردم و از ناحيه كتف و شكم تير خوردم و به بيمارستان رفتم و بعد از مدتى با استناد به استشهاد ى كه اهالى جمع آورى كرده بودند گفتند اعدام مى شوى. خودم، پسرم و برادرم هشت ماه به زندان رفتيم تا اينكه با وساطت آقاى كروبى و كمكى كه ايشان از آيت الله بهشتى خواسته بودند حكم ما را لغو كردند و معلوم شد ما طاغوتى نيستيم اما ماشين لندروام را از من گرفتند.
سيداحمد برادر كوچكتر وى نيز خود يكى از هواداران واقعى حفظ محيط زيست است. او پيش چشم ما يك مار سمى را با مهارت تمام با دست مى گيرد اما در حالى كه بسيارى از افراد معتقد بودند آن را بايد كشت. سرانجام حيوان بيچاره را رها كرد و گفت: اينجا زمين خدا است و متعلق به همه موجودات.
• اسكان عشاير براى حفظ مراتع
فتح الله غيور مديركل منابع استان اصفهان در اين جمع با اشاره به موفق بودن اجراى طرح هاى مرتع دارى و مديريت چرا در بخش  هايى از مراتع استان اصفهان از همكارى سازمان ها، جنگل ها و مراتع و سازمان امور عشايرى براى اسكان عشاير خبر مى  دهد و در توجيه اين موضوع مى افزايد: زندگى عشايرى مبتنى بر كوچ است و هر ساله عشاير قشقايى از فارس و بختيارى از شمال خوزستان براى ييلاق به غرب استان مى آيند. با اين توضيح كه مراتع ما ديگر ظرفيت چرا ندارند. به همين دليل به سمت اسكان عشاير بايد حركت كرد.
وى افزود: ما با واگذارى زمين كشاورزى به عشاير سعى داريم آنها را به يكجانشينى تشويق كنيم. در عين حال نيز سعى كرده ايم در سطح استان نياز به سوخت آنها را با فراهم كردن كپسول هاى گاز رفع كنيم تا وابستگى آنها به چوب كم شود.
به گفته وى تاكنون ۶۰ خانوار عشايرى از عشاير قشقايى فارس در سميرم اسكان يافته اند. مديركل منابع طبيعى استان اصفهان در پاسخ به خبرنگار شرق كه چرا با وجود تبعات و آثار سوء از بين بردن كوچ نشينى عشاير را اسكان مى دهيد گفت: ما عشاير را اسكان مى دهيم تا با تلفيقى از زراعت علوفه و استفاده از مرتع امرار معاش كنند. بدين ترتيب با دقت بيشترى از مراتع استفاده مى كنند.
مخالفت تاريخى با كوچ  عشاير از دوره رضاخان آغاز شد. رضاشاه عشاير ايران را كه در آن زمان درصد بالايى از جمعيت كشور را شامل مى شدند به دلايل سياسى مجبور به يكجا نشينى مى كرد و معتقد بود آنها گروهى مزاحم، بى تمدن و غيرقابل كنترل هستند كه مى بايست به كلى متحول يا نابود شوند. بيژن فرهنگ دره شورى، كارشناس باسابقه محيط زيست كه خود يك ايلياتى و از طايفه دره شورى فارس بوده است مى گويد: هر چند رضاشاه با برقرارى امنيت، احداث كارخانه و توسعه شهرنشينى و ايجاد مدرسه، دانشگاه چهره كشور را در مقايسه با دوره قاجار دگرگون كرد ولى حكومت خودكامه و ترسناكى برقرار كرد كه با فرهنگ و سنت هاى بومى به شدت ستيز داشت.
وى مى افزايد: عشاير طى هزاران سال زندگى كوچ نشينى، از دانش بالايى نسبت به جنگل و مرتع و چگونگى بهره بردارى از آن برخوردار بودند و براساس تجربيات طولانى خود، از خردمندانه ترين روش بهره ورى از طبيعت استفاده مى كردند.
به اعتقاد وى، سركوب عشاير و درهم شكستن نظام ايلياتى و جايگزين نمودن نظامى مغشوش و بيگانه با طبيعت ايران، منابع طبيعى كشور را به تدريج به سوى نابودى سوق داده است.
و همين نفى سنت ها و تجربيات غنى مردم در رابطه با طبيعت و جايگزين نمودن الگو هاى بيگانه، در رفتار و روش مردم ايران در بهره بردارى از منابع طبيعى كشور تاثيرات ويران كننده اى داشت. دكتر كردوانى، استاد نمونه دانشگاه تهران نيز در مخالفت با طرح اسكان عشاير براى جلوگيرى از تخريب مراتع به شرق گفت: اگر مراتع فقير شده است دليلش دام و عشاير نيست دلايل متعددى دارد. دامدار كه از محل مرتع و دامدارى امرار معاش مى كند هيچ وقت مرتعش را نابود نمى كند، چون زندگى خودش و دام اش به مرتع وابسته است.
118263.jpg
وى مى افزايد: مراتع ايران اصولاً فقير است به دليل عرض جغرافيايى كه در آن واقع شده است بنابراين كوچ نشينى لازمه آن است. در اين موقعيت جغرافيايى دام بايد بهار و تابستان در مراتع ييلاقى باشد و پائيز برگردد قشلاق. اگر عشاير را اسكان دهيم «دام شهر» درست كرده ايم و دشت را نابود كرده ايم. چون در دشت هاى ايران اينقدر آب نداريم كه با آن هم نياز خودمان را برآورده كنيم و هم دام و كشت علوفه. الان تمام دشت هاى ايران از نظر آب در وضعيت نامطلوبى است و سطح آب بسيار پائين است.
بنابراين مجبورند چاه بزنند. بدين ترتيب اگر دشتى هم هست كه تا ۱۰ سال ديگر آب دارد تا ۵-۴ سال ديگر سطح آب هاى زير زمينى آن آنقدر پائين مى آيد كه خودش باز به يك معضل تبديل مى شود.
دكتر رهنمايى، استاد جغرافياى دانشگاه تهران نيز عواقب اسكان عشاير را اينطور خلاصه مى كند: اسكان عشاير براى حفظ مراتع همانند پاك كردن صورت مسئله است. اسكان عشاير پديده مهاجرت به شهر ها را افزايش مى دهد و جوامع توليد كننده عشايرى را به جوامع مصرف گرا بدون هيچ توليدى تبديل مى كند. توليد گوشت، فرش، گليم و صنايع دستى پائين مى آيد و از جنبه هاى توريستى هم يك جاذبه فرهنگى و گردشگرى از بين مى رود.
وى مى افزايد: آيا واقعاً عشاير و جنگل نشينان تنها گروه هايى هستند كه جنگل و مرتع را از بين مى برند؟ آيا نمى شود به جاى خروج آنها از جنگل و مرتع، آنها را ساماندهى كرد و امكانات معيشتى مناسب در اختيار آنها گذاشت مثلاً سوخت، سرويس هاى بهداشتى، آموزشى، اطلاع رسانى. تجربه قبل از انقلاب نشان مى دهد كه اعزام معلم به آن نواحى در حالى كه حتى معلم هم با آنها كوچ مى كرد تجربه موفقى بوده و الان بسيارى از مديران ارشد از عشاير ما بيرون آمده اند.
اما مدير كل منابع طبيعى استان اصفهان معتقد است: از بين رفتن مسير هاى كوچ عشاير رفت و آمد را براى آنان مشكل ساخته چون در بسيارى از مناطق مسير هاى ايل واگذار شده بنابراين كوچ  نشينان دام را با ماشين و يا حتى با قطار به ييلاق مى رسانند در نتيجه زود تر به مراتع ييلاقى مى رسند و همين زود رسيدن باعث چراى زودتر و نابودى مرتع مى شود.
عليرضا جلالى معاون فنى اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان نيز مى گويد: اسكان عشاير مورد تاكيد ماست و اين برنامه را يكى از راه هاى حفظ مراتع مى دانيم.
اما دكتر كردوانى مى گويد: حفظ مراتع به چه قيمتى است؟ به قيمت نابودى دشت ها و از بين رفتن دامدارى و فرهنگ عشايرى و دامن زدن به پديده حاشيه نشينى در شهرها آيا قابل قبول است؟
وى مى افزايد: من با طرح متعادل دام و مرتع موافق هستم ولى نه به اين شكل. وقتى كوچ نشين را ساكن مى كنيم و به او زمين مى دهيم اينها بايد علوفه دام بكارند ولى محصولات مورد نياز خودشان مثل گوجه و خيار كشت مى كنند چون محدوديت منابع آبى هم دارند. كم كم زمين را مى فروشند و به سمت شهرها حركت مى كنند. حتى در دشت بكان در اقليد فارس كه بارندگى خوبى دارد و سطح آب زيرزمينى در آن پيش از اين بالا بود اين قدر عشاير را اسكان دادند كه حالا همين دشت هم با بحران كمبود آب مواجه شده است.
وى مى افزايد: از طرف ديگر اين افراد وقتى در دشت ساكن مى شوند مجبورند باز هم بخشى از دام را حفظ كنند و در كنار آن كشاورزى كنند اما چون آب كم است نمى توانند علوفه مجزا براى دام كشت كنند بنابراين بعد از برداشت گندم از زمين هاى خود دام را به زمين هدايت مى كنند تا از بقاياى آن استفاده كنند. به اين ترتيب، زمين كشاورزى كه به اين كُلَش به عنوان ماده مغذى خاك نياز داشت حالا از ماده آلى محروم مى شود و خاك فقير خوب محصول نمى دهد پس كشاورزى از بين مى رود و همان پديده مهاجرت و فروش زمين قوت مى گيرد.دكتر كردوانى مى گويد: بنابراين اين عدم هماهنگى بين بخشى و فقدان برنامه ريزى هاى اصولى است كه جنگل و مرتع را نابود مى كند نه دام.
تخريب ايل راه هاى عشاير به بهانه جاده كشى، شهرك سازى، واگذارى به برخى افراد، شركت ها و يا ادارات و ساخت سد در حال حاضر از مهمترين مشكلات پيش روى عشاير است كه تعيين مسير كوچ آنها را با مشكل مواجه ساخته است. از سوى ديگر هر ساله تلفات زيادى در بين دام هاى آنان در فصل كوچ رخ مى دهد كه دليل آن توسعه نامتوازن شهرها و تخريب هاى جسته و گريخته مراتع و ايمن نبودن راه هاى عبورى است.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

 جناب آقای دستار مصیبت وارده رابه شما تسلیت عرض میکنیم

                                     گروه مرتع وآبخیزداری ۸۳

سلام خوشبختانه بازهم یک خبر خوش داریم که سوژه خبری آن جناب آقای دستار است گوئی ایشان به جمع مرغان پیوسته اند ودیگربابچه مجردهانمی گردندخوب بابا یه دستی هم به سرمابکش وبرای ماهم دعاکن!!ماهم دل داریمخوب حداقل شیرنیه رو خوردیم تاآرزو به دل اون دنیا نریم تاتو زابل هم یه شیرنی خورده باشیم

خلاصه نظریادتون نره ارواح کسی که دوست دارین 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

http://www.irn.org

http://www.rivernetwork.org

http://www.ctic.purdue.edu/KYW/nwn/nwn.html

http://www.joewheaton.org.uk/river.asp

http://www.ctic.purdue.edu/CTIC/CTIC.html

http://ei.cornell.edu/watersheds

http://watershed.org/wmc/index.php?module=PostWrap&page=howtopost.html

http://ei.cornell.edu/watersheds

http://water.usgs.gov/rivers.html

http://www.awra.org

http://www.nrcs.usda.gov

www.epa.gov/owow/watershed

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

http://massmovement.com/

http://members.tripod.com/~Jenn2000/main.html

http://www.ngdc.noaa.gov/seg/hazard/resource/geohaz/landsl.html

www.fiu.edu/~longoria/natural/mass/mmain.htm

http://gldage.cr.usgs.gov/html_files/nlicsun.html

http://www.unige.ch/hazards/

http://homepage.smc.edu/robinson_richard/massmovementlinks.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

 

 

منابع طبيعي به مجموعه مواهب و ثروتهاي خدادادي اطلاق مي شود كه به رايگان در اختيار بشر قرار گرفته است. انسان از روزگاران اوليه خلقت در عرصه هاي منابع طبيعي زندگي كرده و از منابع آن اعم از آب، گياهان، حيات وحش و آبزيان و  . . . به طرق مختلف استفاده مي برده است.  افزايش سطح دانش بشري و در راستاي آن افزايش جمعيت در كنار مسائل سياسي موجب شد تا دولتها در جهت دستيابي به منابع و افزايش درآمد ملي به بهره برداري از منابع طبيعي روي آورند. اين بهره برداري كه در بسياري مواقع بدون در نظر داشتن جنبه هاي اكولوژيكي صورت گرفته است نتيجه اي جز تخريب عرصه هاي منابع طبيعي را در پي نداشته است. مراتع(Rangelands) به عنوان        پشتوانه هاي پروتئيني به كليه اراضي طبيعي كه داراي پوشش گياهي خودرو بوده و بتواند علوفه مورد نياز دامها در فصل چرا را تامين سازدگفته مي شود. مراتع  در تامين نيازهاي    علوفه اي دامها ، تغذيه سفره هاي آب زيرزميني، بهره برداري از محصولات فرعي مرتعي، تصفيه و تلطيف هوا، جلوگيري از فرسايش خاك و بروز سيل، تامين نيازهاي      حيات وحش و  جنبه هاي تفرجگاهي اهميت دارند. كشور ايران با برخورداري از 90 ميليون هكتار عرصه هاي مرتعي يكي از كشورهاي صاحب غني ترين فلور گياهي در جهان است. بنابراين ضرورت حفاظت، احيا، اصلاح و بهره برداري بهينه از مراتع  درقالب  مديريتي صحيح و كارآمد، از طريق علم و هنر مرتعداري         (Range Management) ميسر است.   مراتع  خود در بستر حوزه هاي آبخيز واقع شده اند و  حوزه آبخيز(Watershed) به محدوده اي طبيعي كه داراي يك زهكش اصلي باشد  و در مواقع بارندگي آب تمام آبراهه ها به درون اين زهكش (رودخانه يا مسيل) وارد شده و در نهايت از نقطه مشخصي تحت عنوان خروجي حوزه تخليه مي گردد، گفته مي شود.

منابع طبيعي ايران در يك نگاه

164 ميليون هكتار عرصه كشور در يك نگاه آماري به صورت زير طبقه بندي مي شوند:

الف :  2/83 درصد آن را منابع طبيعي  تجديد شونده به خود اختصاص داده است:

1- جنگلها با مساحتي در حدود 4/12 ميليون هكتار 6/7 % سطح ايران را ميپوشانند.

2-  مراتع با مساحتي در حدود 90 ميليون هكتار 55 % مساحت كشور را تحت پوشش دارند.

3- اراضي بياباني و كويري با سطحي در حدود 34 ميليون هكتار 7/20% مساحت ايران را در قلمرو خود دارند.

اگر چه منابـــع طبيعي تجديد شونده كشــور بصورت يك پيكره واحــد اســت اما به لحـاظ سيستمـهاي بهره برداري و نظامهاي مديريتي در كشور جمهوري اسلامي ايران در سـه بخش متفاوت مورد توجه و ارزيابي قرار ميگيرند. اين سه بخش  عبارتند از  :

               _ جنگل
               _ مرتع
               _ مناطق بياباني

ب -   باقيمانده عرصه  شامل اراضي تحت كشت ( زراعت ديم ، زراعت آبي ، باغات و …. ) و اراضي تخصيص يافته به مناطق مسكوني ( شهري و روستائي ) راهـــها و درياچـه ها و مردابها و هامونها ميباشد كه با سطح 6/27 ميليون هكتار به 8/16% مي رسد . 

آبخيزداري
آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلابهاي مخرب
آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاريهاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل هاي ويرانگرآبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول.

در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي شوند. متأسفانه بعضي افراد بدنبال كسب درآمد بيشتر اقدام به شخم اين اراضي جهت كشت ديم مي كنند كه خود زمينه را جهت فرسايش و تخريب بيشتر زمين فراهم مي كند.
بوته كني، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانهاي خشك و بي آب و علف تبديل خواهدكرد. آثار زندگي گياه و دام در اين بيابانها كمتر به چشم مي خورد و حسرت ديدن آب و سرسبزي را بر دل هر بيننده اي به جاي مي گذارد.
با ادامه روند تخريب مراتع، گياهان مرتعي در سطح مراتع از بين رفته و به علت كمبود علوفه عشاير مجبور به فروش دامهاي خود شده و براي امرار معاش راهي شهرها مي شوند.
فرسايش خاك هر سال شديد تر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه هاي درختان و علوفه هاي دستي مي شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد عشاير را بدنبال خواهد داشت.
با از بين رفتن پوشش گياهي در سطح مراتع در موقع بارندگي، آب بدون آنكه در خاك نفوذ كند، به سرعت روي سطح زمين جاري شده و جويبارهاي كوچك دست به دست يكديگر مي دهند و سيلابهاي بزرگي به راه مي افتد كه در مسير خود چادرهاي عشاير، روستاهاي پائين دست، جاده ها، پلها و زمينهاي زراعي را تخريب مي كند.

با انجام عمليات آبخيزداري و احياء پوشش گياهي شرايط مجدداً جهت بهره برداري با مديريت صحيح فراهم مي گردد. بايد دانست كه در اين مرحله نيز چنانچه بدون توجه به نكات فني بهره برداري صورت گيرد، امكان تخريب و بيابانزائي وجود دارد و سرمايه و بودجه صرف شده به هدر خواهد رفت. نكته قابل توجه اين است كه قبل از تخريب مرتع بايد با كمك كارشناسان به نحوي از مراتع استفاده شود كه نياز به اجراء طرحهاي پرهزينه براي احياء مراتع نداشته باشيم.

مساحت حوزه هاي آبخيز
مساحت حوزه هاي آبخيز كوهستاني در حوزه هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار،‌ در حوزه هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي باشد.

چه بايد كرد؟
بايد با احياء پوشش گياهي و اعمال روشهاي مختلف جريان آب را مهار نمود و امكان نفوذ آنرا در خاك فراهم كرد و با ايجاد شرايط مناسب اقدام به كاشت درخت و درختچه نمود. به اين گونه فعاليتها كه نهايتاً منجر به حفظ آب و خاك شده و شرايط را به سمت برقراري تعادل زيست محيطي سوق مي دهد آبخيزداري گفته مي شود.
 اسكان، توليد علوفه و شكوفايي پتانسيل هاي بالقوه عشاير گام موثري در حفظ آب، خاك و منابع تجديد شونده و تداوم حيات و زندگي است.
اصلاح كاربري اراضي پر شيب حوزه هاي آبخيز از برنامه هاي پيشگيرانه آبخيزداري در مهار و كنترل سيلاب هاي ويرانگر است.

مراتع
مرتع زميني است اعم از كوه ، دامنه يا اراضي مسطح كه در فصول رويش گياهان داراي پوششي از نباتات علوفه اي خود رو بوده و با توجه به سابقه بهره برداري صرفا مورد چراي دام قرار مي گيرد .ممكن است كه مراتع داراي درختان جنگلي خود رو باشد كه در اين صورت مرتع مشجر ناميده مي شود.

وضعيت مراتع ايران
بر اساس آخرين آمار در سال 1374 سازمان جنگلها و مراتع كشور طبقه بندي سطح مراتع از نظر وضعيت 9.3 ميليون هكتار مرتع خوب (10.33 درصد)، 37.3 ميليون هكتارمرتع متوسط تا فقير(41.45 درصد) و 43.4 ميليون هكتار مرتع فقير تا خيلي فقير (48.45 درصد) جمعا به وسعت 90 ميليون هكتارداراي توليدي برابر با 10.7 ميليون تن علوفه خشك قابل بهره برداري مجازو يا 5.8 ميليون تن T.D.N علوفه مجاز مي باشد.

اهميت مرتع
بر اساس آخرين  بررسيهاي انجام  شده علوفه توليدي  تنها يك چهارم ارزش عرصه هاي مرتعي است و سه چهارم آن ارزشهاي اكولوژيكي و زيست محيطي است كه شامل :

از سطح 164 ميليون هكتــار وسعت كشور 90 ميليون هكتار يا 55 درصد مســاحت كشور را مراتع تشكيل مي دهند.
1- مراتع علفي ييلاقي 14 ميليون هكتار با توليــد متوسط 290 كيلو گرم قابــــــل برداشت در هكتار.
2- مراتع بوته زار با وضعيت ضعيف و متوســط 60 ميليـــون هكتار با توليد 92 كيلوگــــرم علوفه قابل برداشت در هكتار.
3- حاشيه كوير ( خيلي ضعيف ) با توليد بسيار كم 16 ميليــون هكتار با توليـــــــد متوسـط 25 كيلو گرم علوفه قابل برداشت در هكتار.

·         حفظ خاك و جلوگيري از فرسايش آن (60تا 70در صد)

·         تنظيم گردش آب در طبيعت (75 درصد روان آبهاي سطحي )

·         حفظ ذخاير ژنتيكي گياهي و جانوري (80 تا 85 درصد تنوع گونه اي كشور)

·         ايجاد فضاي سبز و تلطيف هوا

·         تامين علوفه مورد نياز احشام عشايري و روستايي(حدود 40 درصد علوفه مورد نياز دامهاي كشور)

·         تامين بخشي از پروتئين مورد نياز كشور(بالغ بر 31 درصد گوشت قرمز توليدي  سالانه كشور)

·         توليد محصولاتي نظير گياهان دارويي ، صمغ ها و رزين ها

·         اكوتوريسم

·         تامين غذا و مامن وحوش و پرندگان

وظايف دستگاه هاي اجرايي

   ساماندهي جمعيت مازاد بهره برداران مرتع و ايجاد اشتغال براي آنها در ساير زيربخشهاي كشاورزي و بخشهاي صنعت، معدن و خدمات

   حذف دام مازاد متكي به مرتع (46 ميليون واحد دامي)

   تحول در نظام بهره برداري سنتي از مراتع

  حمايت از تهيه و اجراي طرح هاي مرتع داري

                حمايت از كنترل پروانه هاي مرتع داري (چرا ) و اعمال مديريت چرا

   ساماندهي عشاير

  حمايت هاي اعتباري در غالب تسهيلات

 تثبيت حقوق بهره برداران

               ارزش زيست محيطي مرتع

براساس مطالعات انجام شده ارزش يك هكتار مرتع در سال 232 دلار ميباشد
ارزش غير علوفه اي پوشش گياهي مرتع معادل 75% است
ارزش علوفه اي پوشش گياهي مرتع معادل 25%‌ است
ارزش زيست محيطي در ايران بين 4 تا 8 برابر علوفه است

 

عوامل موثر در تخريب مراتع

  • تعدد جمعيت بهره بهره بردارمرتعي(5.7 برابرظرفيت)

  • چراي دام مازاد بر ظرفيت مرتع (2.5 برابر ظرفيت)

  • عدم تعادل بين توليد علوفه كشور و دام موجود كه منجر به فشار

  • مضاعف بيشتر به مراتع مي گردد.(9.3 ميليون تن T.D.N كمبود علوفه)

  • چراي زود رس و بيش از حد از مراتع ( به طور متوسط دو برابر زمان مجاز چرايي)

  • بوته كني جهت تامين سوخت ( حدود 300 هزار تن در سال)

  • تبديل مراتع به ديمزارهاي كم بازده

  • مشاعي بودن عرصه مرتع مورد بهره برداري و در نتيجه غير اقتصادي بودن واحد هاي بهره برداري

  • فقر مالي و عدم توان سرمايه گذاري بهره برداران در اصلاح واحيا مراتع

مديريت  حوزه هاي آبخيز  را آبخيزداري   (Watershed Management)  مي نامند. اهداف زير را دنبال مي كند:

1- تامين آب شرب  و آب زراعي

2- جلوگيري از بروز فرسايش و سيل

3- كاهش ميزان رسوب

4- افزايش سطح سفره هاي آب زيرزميني

5- جلوگيري از تخريب پوشش گياهي

6- كنترل و بهينه سازي رودخانه ها و مخازن سدها

7- ايجاد شرايط مناسب براي زندگي حيات وحش و تفرجگاهها

بنابراين لزوم حفاظت از اين منابع  تنها در سايه استفاده از فارغ التحصيلان رشته مهندسي منابع طبيعي - مرتع و آبخيزداري امكان پذير است كه رسالت تربيت نيروي انساني در اين بخش بر عهده دانشگاهها و مراكز آموزش عالي است.

 در كشور نيز واحدهاي دانشگاه آزاد داراي اين رشته به شرح زير مي باشند:

الف - در مقطع كارشناسي

1- واحد ميبد در استان يزد         

 2 - واحد ارسنجان  در استان فارس

  3 - واحد نور در استان مازندران 

4 - واحد بافت در استان كرمان      

5 - واحد تربت جام در استان خراسان رضوي

6- واحد بندرعباس در استان هرمزگان

7- واحد فيروزآباد در استان فارس

ب - در مقطع كارداني

1 - واحد نيشابور در استان خراسان رضوي          

2- واحد اراك در استان مركزي         

3- واحد سوادكوه در استان مازندران (علمي كاربردي منابع طبيعي - مرتع)

4-  واحد بافت در استان كرمان      

5- واحد بروجرد

6- واحد خلخال

7- واحد اردستان

8- واحد سنندج

9- واحد قائم شهر

10- واحد گرگان

 ج - در مقطع كارشناسي ارشد مرتعداري و آبخيزداري

1 - واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي در تهران  

همچنين دانشگاههاي دولتي داراي اين رشته در مقطع كارشناسي عبارتند از :

1 - دانشگاه صنعتي اصفهان           

2 - دانشگاه يزد

3- دانشگاه زابل

4- دانشگاه تهران(دانشكده منابع طبيعي و كشاورزي كرج)

5- دانشگاه مازندران (دانشكده منابع طبيعي و كشاورزي ساري)

6- دانشگاه گرگان(دانشگاه منابع طبيعي و كشاورزي گرگان)

7- دانشگاه شهيد چمران اهواز(دانشكده منابع طبيعي بهبهان)

8- دانشگاه كردستان

9- دانشگاه شيراز

10- دانشگاه اروميه

در مقطع كارداني دانشگاههاي دولتي

1- دانشگاه شهركرد

2- دانشگاه گرگان(دانشكده كشاورزي گنبد كاووس)

3- دانشگاه رازي كرمانشاه(دانشكده قصر شيرين)

4- دانشگاه شيراز(دانشكده داراب)

5 -دانشگاه بوعلي سينا همدان- مركز ملاير

6- دانشگاه ايلام

7- دانشگاه بيرجند

8- دانشگاه فردوسي مشهد - آموزشكده كشاورزي شيروان

در مقطع كارداني به كارشناسي

1- دانشگاه يزد(شاخه اردكان يزد)

2- دانشگاه گرگان

3- دانشگاه شيراز(دانشكده داراب)

درمقطع دكتري نيز در رشته هاي علوم مرتع و آبخيزداري نيز دانشگاههاي تهران، گرگان و دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات اقدام به پذيرش دانشجو مي كنند.

گرايشهاي رشته مرتع و آبخيزداري در مقطع كارشناسي ارشد

مرتعداري         آبخيز داري             بيابان زدايي             مديريت مناطق بياباني           

   هواشناسي كشاورزي             مهندسي سوانح طبيعي               سنجش از دور      

دروس امتحاني رشته هاي كارشناسي ارشد   

1 - مرتعداري

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

 2

             حفاظت خاك و آبخيزداري  

 2

 مرتعداري

 3  

 اصلاح و توسعه مراتع

 2 

ا رزيابي و اندازه گيري مرتع          

 3

شناسايي گياهان مرتعي 1و 2

 2

                                                                     

2- آبخيزداري

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

 2

             حفاظت خاك و آبخيزداري  

3

 مرتعداري

2

هيدرولوژي كاربردي

 2 

ژئومورفولوژي و زمين شناسي    

 3

جامعه شناسي روستايي

 2

                     

3 - بيابان زدايي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

 2

             حفاظت خاك   

3

 مرتعداري

2

هيدرولوژي

 2 

ژئومورفولوژي   

 3

 خاكهاي مناطق خشك و نيمه خشك

 2

4- مديريت مناطق بياباني

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

 2

             حفاظت خاك و آبخيزداري  

2

طرح آزمايشات كشاورزي

2

اكولوژي عمومي

3

ژئومورفولوژي

2

رابطه آب و خاك و گياه

3

5- هواشناسي كشاورزي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

 2

 رياضيات

3

آمار

3

هيدرولوژي

 2 

هواشنا سي

3

دروس كشاورزي(زراعت،باغباني، خاكشناسي، آبياري، گياهپزشكي)

2

5- مهندسي سوانح طبيعي

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

1

  رياضيات مهندسي

1

مقاومت مصالح

1

هيدروليك

1

اقتصاد مهندسي

1

هيدرولوژي

1

       6- سنجش از دور و GIS

نام دروس امتحاني

ضريب

زبان عمومي و تخصصي

2

   آمار و رياضيات

3

اصول تفسير عكسهاي هوايي

2

ژئومورفولوژي و جغرافياي زيستي

2

جغرافياي شهري و روستايي

2

هيدرواقليم

2

توجه :  متقاضيان علاقه مند به ادامه تحصيل در رشته هاي ديگر مي توانند به دفترچه راهنماي آزمون ورودي تحصيلات تكميلي كه هر سال منتشر مي شود، مراجعه فرمايند.

                 

                  

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

يا رب الحجة بحق الحجة اشف صدر الحجة بظهور الحجة

او اگر بيايد از گرماي نگاهش نرگسهاي دشت مي رويند.

دستان خسته ام باغبان نهال عشقش مي شوند.

او اگر بيايد برهوت زندگي به ظهور لاله حضورش آباد مي شود.

اگر او بيايد لحظه اي از او چشم بر نخواهم داشت. چنان به او خيره خواهم شد تا عذاب سالهاي جدايي و خستگي جانكاه هجران از تنم بيرون رود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط قریشی  | 

 
آبخيزداري
آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلابهاي مخرب
آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاريهاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل هاي ويرانگرآبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول

در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي شوند. متأسفانه بعضي افراد بدنبال كسب درآمد بيشتر اقدام به شخم اين اراضي جهت كشت ديم مي كنند كه خود زمينه را جهت فرسايش و تخريب بيشتر زمين فراهم مي كند.
بوته كني، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانهاي خشك و بي آب و علف تبديل خواهدكرد. آثار زندگي گياه و دام در اين بيابانها كمتر به چشم مي خورد و حسرت ديدن آب و سرسبزي را بر دل هر بيننده اي به جاي مي گذارد.
با ادامه روند تخريب مراتع، گياهان مرتعي در سطح مراتع از بين رفته و به علت كمبود علوفه عشاير مجبور به فروش دامهاي خود شده و براي امرار معاش راهي شهرها مي شوند.
فرسايش خاك هر سال شديد تر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه هاي درختان و علوفه هاي دستي مي شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد عشاير را بدنبال خواهد داشت.
با از بين رفتن پوشش گياهي در سطح مراتع در موقع بارندگي، آب بدون آنكه در خاك نفوذ كند، به سرعت روي سطح زمين جاري شده و جويبارهاي كوچك دست به دست يكديگر مي دهند و سيلابهاي بزرگي به راه مي افتد كه در مسير خود چادرهاي عشاير، روستاهاي پائين دست، جاده ها، پلها و زمينهاي زراعي را تخريب مي كند.

با انجام عمليات آبخيزداري و احياء پوشش گياهي شرايط مجدداً جهت بهره برداري با مديريت صحيح فراهم مي گردد. بايد دانست كه در اين مرحله نيز چنانچه بدون توجه به نكات فني بهره برداري صورت گيرد، امكان تخريب و بيابانزائي وجود دارد و سرمايه و بودجه صرف شده به هدر خواهد رفت. نكته قابل توجه اين است كه قبل از تخريب مرتع بايد با كمك كارشناسان به نحوي از مراتع استفاده شود كه نياز به اجراء طرحهاي پرهزينه براي احياء مراتع نداشته باشيم.

مساحت حوزه هاي آبخيز
مساحت حوزه هاي آبخيز كوهستاني در حوزه هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار،‌ در حوزه هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي باشد.

چه بايد كرد؟
بايد با احياء پوشش گياهي و اعمال روشهاي مختلف جريان آب را مهار نمود و امكان نفوذ آنرا در خاك فراهم كرد و با ايجاد شرايط مناسب اقدام به كاشت درخت و درختچه نمود. به اين گونه فعاليتها كه نهايتاً منجر به حفظ آب و خاك شده و شرايط را به سمت برقراري تعادل زيست محيطي سوق مي دهد آبخيزداري گفته مي شود.
اسكان، توليد علوفه و شكوفايي پتانسيل هاي بالقوه عشاير گام موثري در حفظ آب، خاك و منابع تجديد شونده و تداوم حيات و زندگي است.
اصلاح كاربري اراضي پر شيب حوزه هاي آبخيز از برنامه هاي پيشگيرانه آبخيزداري در مهار و كنترل سيلاب هاي ويرانگر است
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط قریشی  | 

 
بيابانها
شرايط خشك و فراخشك حاكم بربخش وسيعي از كشور (بارندگي زير 150 ميليمتر) موجب گرديده است كه وسعت بيابانهاي ايران بالغ بر 34 ميليون هكتار باشد كه 12 ميليون هكتار آن را پهنه ها و تپه هاي ماسه اي تشكيل مي دهند .
5 ميليون هكتاراز اين ماسه زارها فعال و متحرك هستند كه بخشي ازآنها كانونهاي بحراني و تهديد كننده حريم شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي ،نظامي و خطوط مواصلاتي مي باشند.

تخريب سرزمين
در مناطق خشك و فراخشك بدليل فقر پوشش گياهي طوفانهاي ماسه اي و حركت ماسه هاي روان خسارات جبران ناپذيري به مزارع و تاسيسات شهري وروستايي وارد مي نمايد كه حاصلي جز مهاجرت و ترك سرزمين را بدنبال ندارد پديده اي كه متاسفانه در منطقه سيستان شكل گرفته است.
درمناطق خشك ونيمه خشك و حتي نيمه مرطوب وقوع سيل وخسارات ناشي از آن كه حاصل تخريب منابع و سرزمين است پديده اي عادي و تكراري شده است(سيل گلستان ) تاكي بايد شاهد خسارات مالي و جاني ناشي از بيابانزدايي باشيم.
عملكرد : براي تثبيت ماسه هاي روان وبيابانزدايي از سال 1344 تا كنون 1884130 هكتار نهالكاري و قلمه كاري ، 4502994 هكتار بذركاري و بذرپاشي و208709 هكتارمالچپاشي انجام شده است كه حاصل آن حفاظت از شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي و نظامي و خطوط مواصلاتي در بخش وسيعي از مناطق بياباني كشور بوده است .(كرمان، يزد، سبزوار، گناباد، خواف،‌ زاهدان، زابل،‌ ايرانشهر‌،‌ بندرعباس،‌ بوشهر،‌ قم، ‌كاشان،‌ آران و بيدگل،‌ نطنز،‌ اردستان‌،‌ سمنان،‌ گرمسار،‌...)

الزامات اساسي براي اجراي موفق برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :

آشنايي دولتمردان و مسئولان برنامه ريزي كشور با علل بيابانزايي و برداشت صحيح از مفهوم آن

توسعه عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر در چارچوب توسعه پايدار.

وفاق ملي در زمينه مقابله با بيابان زايي در بين مردم و مسئولان بخشهاي مرتبط با موضوع .

ضمانت در اجرا وهماهنگي برنامه هاي بخشي و فرا بخشي مقابله با بيابانزايي .

استفاده از تجربيات موفق ملي و بين المللي مقابله با بيابانزايي.

از سطح 164 ميليون هكتـار وسعت كشور 34 ميليون هكتار ( معادل 7/ 20 % ) آن را مناطق كويري و بياباني تشكيل مي دهد كه مشتمل است بر:

1- اراضي شني 12 ميليون هكتار كه 5 ميليــــون هكتار آن را تپه هاي شني تشكيل مي دهد.

2- اراضي بياباني به شدت تخريب يافته 22 ميليـون هكتار كه بخشي از آن را شـوره زارها تشكيل مي دهند.






عوامل اصلي بيابانزايي :
تغييرات اقليمي و بروز خشكسالي، ‌زمين ساخت -ازدياد جمعيت و بهره برداري غير اصلي وآزمندانه از منابع خدادادي .

ريشه هاي بيابانزايي:
كنشهاي سياسي،‌ اقتصادي - عوامل اجتماعي و رفتارهاي فرهنگي .
مقابله با بيابان زدايي مستلزم استفادده بهينه از منابع مالي و امكانات است.موفقيت در بيابانزدايي مستلزم داشتن برنامه هاي جامع،‌ جلب مشاركت مردم و اجراي هماهنگ و دقيق كارها درچارچوب پروژه هاي اجرايي مناسب است.

برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :
شناخت دقيق مشكلات و قابليتها تدوين استراتژي بلند مدت ،‌ انتخاب راهكارهاي مناسب و منطبق با ويژگيهاي محلي امكان مشاركت فراگير مردم و سازمانهاي غيردولتي و هماهنگي كامل ببين دستگاههاي اجرايي
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط قریشی  | 

 

شرح وظايف اداره مرتع

اهداف

شرح وظايف

عنوان وظايف

-                      استفاده بهينه از تمام سطح مرتع

-                      جلوگيري از تخريب مراتع

-                      كاهش مسافت حركت دام

-                      افزايش توليدات دامي

-                      افزايش ظرفيت مراتع

اساس اعمال مديريت صحيح و بهره‌برداري از مراتع مميزي و تنسيق آن مي‌باشد . قبل از هرگونه مطالعه و اجراي عمليات اصلاحي در سطح مراتع بايد مميزي و صدور پروانه چراي دام صورت گيرد و از اين طريق مميزي و صدور پروانه چراي دام و بهره بردار ذيحق مشخص مي‌گردد .

مميزي و تنسيق مراتع

-               ذخيره مواد غذايي براي رشد سال بعد و تجديد شادابي گياه

-                      فرصت جهت رسيدن بذر

-                      استقرار نهال در عرصه مرتع

-                      جمع شدن لاشبرگ در بين گياهان موجود

اعمال سيستمهاي چرايي مناسب هر منطقه و كنترل پروانه چرا ( ورود و خروج دام از سطح مرتع و رعايت ظرفيت مرتع ) يكي از روشهاي اصلاح مراتع مي‌باشد بر اساس مطالعات مربوط به هر محدوده و با توجه به وضعيت پوشش گياهي آن نوع سيستم چرايي مشخص مي‌شود  . سيستمهاي چرايي عبارتند از چراي دائم ، چراي متناوب ، چراي تاخيري ، چراي تاخيري متناوب ، چراي متناوب استراحتي

مديريت چرا و كنترل پروانه چرا

-                      بهبود وضعيت مرتع و جلوگيري از هرگونه تخريب آن

-                      ايجاد انگيزه جهت سرمايه‌گذاري در مراتع

سازمان جنگلها و مراتع براي بهبود وضعيت مرتع و جلوگيري از هرگونه تخريب آن مراتع را در قالب طرحهاي مرتعداري به مرتعداران واگذار مي‌نمايد . طرحهاي مرتعداري برنامه‌هاي اصلاحي و احيايي است كه توسط كارشناسان منابع طبيعي با توجه به شرايط آب و هوايي و خاك پيش‌بيني شده و بعد از تصويب قابل اجرا است .

تهيه و اجراي طرحهاي مرتعداري

-                      اجراي مناسب و به موقع عمليات پيشنهادي

-                      استفاده بهينه از مراتع

به‌منظور انجام پروژه‌هاي پيش‌بيني شده در طرحهاي مرتعداري و حسن اجراي آن توسط مرتعداران از طرف اداره منابع طبيعي شهرستانها براي هر يك از مراتع كه داراي طرح مرتعداري مصوب مي‌باشد ناظر تعيين مي‌گردد ناظران موظفند كه مجريان را در اجراي طرحها تشويق و راهنمايي نمايند .

نظارت براجراي طرحهاي مرتعداري

-                      استفاده بهينه از تمام سطح مراتع

-                      جلوگيري از تخريب مراتع

-                      كاهش مسافت حركت دام

-                      افزايش توليدات دامي

-                      افزايش ظرفيت مراتع

يكي از روشهاي مناسب مديريت بهره‌برداري تامين آب شرب دام در نقاط مختلف مرتع مي‌باشد . تامين آب شرب دام با پراكنش مناسب زماني و مكاني باعث جلوگيري از تخريب مراتع و افزايش بهره‌برداري از مراتع مي‌شود  . منابع آب شرب دام شامل آب انبار و آبشخوار ، چاه مالداري ، تلمبه بادي ، سيستم سطح عايق و سيستم كنترل هرز آب مي‌باشد .

تامين آب شرب دام

  

اهداف

شرح وظايف

عنوان وظايف

-                      استقرار نهالهاي جوان

-                      بهبود وضعيت پوشش گياهي در مرتع

-                      حفظ آب و خاك

-                      حفاظت از حيوانات و حيات وحش

-                      مطالعات تحقيقاتي

قرق روش مناسب و كم هزينه براي اصلاح و احياء مراتع مي‌باشد در اين روش از ورود دام به قسمتهاي پيش‌بيني شده از مرتع جلوگيري به عمل مي ايد قرق بر حسب تشخيص كارشناسان به سه شكل كوتاه مدت ( 2 تا 3 سال ) ميان مدت ( 3 تا 5 سال ) و دائم قابل اجرا است . قرق كوتاه مدت در مراتعي كه عمليات مرتعداري صورت گرفته اعمال مي‌گردد . قرقهاي ميان مدت در مراتعي كه پوشش گياهي آن به‌شدت تخريب شده و همچنين مراتع حواشي روستاها و واحه ها قابل اجرا است . قرق دائم براي مناطقي كه پوشش گياهي آن بيشتر ارزش حفاظت خاك دارد .

قرق و حفاظت

-                      اصلاح و احياء پوشش گياهي

-                      جلوگيري از فرسايش خاك

-                      بهبود وضعيت توليدات دامي

-                      افزايش ظرفيت مراتع

در مراتعي كه پوشش گياهي آن به دليل چراي مفرط و زودرس تخريب شده باشد و ساير روشهاي اصلاحي مانند قرق و سيستمهاي چرايي جهت بهبود وضعيت آن كافي نباشد مبادرت به مرتعكاري مي‌نمايند . عمليات اصلاحي در مراتع استان شامل بذركاري ، كپه كاري ، ذخيره نزولات توام با بذركاري مي‌باشد .

اجراي عمليات اصلاحي

-                      استفاده بهينه از منابع موجود مرتعي

-                      ساماندهي تعداد دام و رعايت ظرفيت مراتع

-                      حفظ منابع پايه توليد ( آب و خاك و گياه )

-                      جلوگيري از فرسايش خاك

-                      حفظ تنوع زيست محيطي

-                      توسعه پايدار در بخش منابع طبيعي و حيط زيست

-                      ايجاد اشتغال

در قانون برنامه سوم در ماده 104 به‌منظور حفاظت از محيط زيست و بهره‌گيري پايدار از منابع طبيعي كشور ، مواردي مورد الزام قرار گرفته است كه از جمله آن الزامات بهره‌برداري بر اساس توان بالقوه منابع با اجراي طرحهايي از قبيل تعادل دام و مرتع ، خروج دام از جنگل و هماهنگي در مديريت يكپارچه منابع پايه ، نهادينه كردن مشاركت مردم در برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري و اجرا ، مدنظر قرار گرفته و دولت موظف به رعايت موازين گرديده است .

تهيه و اجراي طرحهاي جامع تعادل دام و مرتع

-               جبران خسارت ناشي از سيل و تگرگ و خشكسالي به مراتع

جهت حفط نظام دامداري و جلوگيري از صدمات اقتصادي به دامداران به دليل وقوع خشكسالي و سيل و تگرگ مراتعي كه داراي طرحهاي مصوب مرتعداري مي‌باشد بيمه مي‌گرداند . مدت آن يكسال از زمان عقد قرارداد است كه اين قرارداد بين مرتعدار و صندوق بيمه محصولات كشاورزي منطقه مي‌گردد .

بيمه مراتع

-                      بهبود وضعيت مراتع و جلوگيري از هرگونه تخريب آن

پيگيري اخذ تسهيلات جهت اجراي طرحهاي مرتعداري

پيگيري اخذ تسهيلات

-                      توسعه فرهنگ منابع طبيعي

-                      افزايش مشاركت جهت حفظ و حراست از منابع طبيعي

برگزاري كلاسهاي آموزشي و ترويجي در زمينه روشهاي درست استفاده از مراتع ، جلوگيري از روند تخريب و اصلاح و احياء مراتع

آموزش و ترويج

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط قریشی  | 

سلام باز هم دارم شروع میکنم

قرارشد که گروه ماهم مثل گروههای دیگه اردو بره اماخوب من چشمم آب نمی خوره چون تاحالا واین ساعت که جلسه امورفرهنگی تشکیل نشده آره جونم براتون بگه که هرچی به این درواون درزدیم فعلا نشده شاید حکمتی تو کاره که من وشما نمیدونیم

خوب راستش کاردارم وبایدبرم پس تابعد

 

 

                                      یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

آبخيزداري
آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش خاك و سيلابهاي مخرب
آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاريهاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيان هاي سيل هاي ويرانگرآبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول

در اثر عدم اطلاع از روشهاي بهره برداري صحيح، جنگلها و مراتع سرسبز به بيابانهاي بي آب و علف بدل مي شوند. متأسفانه بعضي افراد بدنبال كسب درآمد بيشتر اقدام به شخم اين اراضي جهت كشت ديم مي كنند كه خود زمينه را جهت فرسايش و تخريب بيشتر زمين فراهم مي كند.
بوته كني، قطع درختان و چراي مفرط در مراتع نهايتاً مراتع و جنگلها را به بيابانهاي خشك و بي آب و علف تبديل خواهدكرد. آثار زندگي گياه و دام در اين بيابانها كمتر به چشم مي خورد و حسرت ديدن آب و سرسبزي را بر دل هر بيننده اي به جاي مي گذارد.
با ادامه روند تخريب مراتع، گياهان مرتعي در سطح مراتع از بين رفته و به علت كمبود علوفه عشاير مجبور به فروش دامهاي خود شده و براي امرار معاش راهي شهرها مي شوند.
فرسايش خاك هر سال شديد تر شده و با هر بارندگي، خاك با ارزش از دسترس خارج مي شود. با فقير شدن پوشش گياهي، عشاير مجبور به تعليف دام با استفاده از سرشاخه هاي درختان و علوفه هاي دستي مي شوند. كمبود علوفه باعث سوء تغذيه، ضعف و بيماري دام مي گردد و كاهش توليد گوشت و شير و كاهش در آمد عشاير را بدنبال خواهد داشت.
با از بين رفتن پوشش گياهي در سطح مراتع در موقع بارندگي، آب بدون آنكه در خاك نفوذ كند، به سرعت روي سطح زمين جاري شده و جويبارهاي كوچك دست به دست يكديگر مي دهند و سيلابهاي بزرگي به راه مي افتد كه در مسير خود چادرهاي عشاير، روستاهاي پائين دست، جاده ها، پلها و زمينهاي زراعي را تخريب مي كند.

با انجام عمليات آبخيزداري و احياء پوشش گياهي شرايط مجدداً جهت بهره برداري با مديريت صحيح فراهم مي گردد. بايد دانست كه در اين مرحله نيز چنانچه بدون توجه به نكات فني بهره برداري صورت گيرد، امكان تخريب و بيابانزائي وجود دارد و سرمايه و بودجه صرف شده به هدر خواهد رفت. نكته قابل توجه اين است كه قبل از تخريب مرتع بايد با كمك كارشناسان به نحوي از مراتع استفاده شود كه نياز به اجراء طرحهاي پرهزينه براي احياء مراتع نداشته باشيم.

مساحت حوزه هاي آبخيز
مساحت حوزه هاي آبخيز كوهستاني در حوزه هاي داخلي 113793.5482 هزار هكتار،‌ در حوزه هاي سد 33018.489 هزار هكتار و در حوزه هاي رودخانه اي 13894.337 هزار هكتار مي باشد.

چه بايد كرد؟
بايد با احياء پوشش گياهي و اعمال روشهاي مختلف جريان آب را مهار نمود و امكان نفوذ آنرا در خاك فراهم كرد و با ايجاد شرايط مناسب اقدام به كاشت درخت و درختچه نمود. به اين گونه فعاليتها كه نهايتاً منجر به حفظ آب و خاك شده و شرايط را به سمت برقراري تعادل زيست محيطي سوق مي دهد آبخيزداري گفته مي شود.
 اسكان، توليد علوفه و شكوفايي پتانسيل هاي بالقوه عشاير گام موثري در حفظ آب، خاك و منابع تجديد شونده و تداوم حيات و زندگي است.
اصلاح كاربري اراضي پر شيب حوزه هاي آبخيز از برنامه هاي پيشگيرانه آبخيزداري در مهار و كنترل سيلاب هاي ويرانگر است

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

بيابانها
شرايط خشك و فراخشك حاكم بربخش وسيعي از كشور (بارندگي زير 150 ميليمتر) موجب گرديده است كه وسعت بيابانهاي ايران بالغ بر 34 ميليون هكتار باشد كه 12 ميليون هكتار آن را پهنه ها و تپه هاي ماسه اي تشكيل مي دهند .
5 ميليون هكتاراز اين ماسه زارها فعال و متحرك هستند كه بخشي ازآنها كانونهاي بحراني و تهديد كننده حريم شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي ،نظامي و خطوط مواصلاتي مي باشند.

تخريب سرزمين
در مناطق خشك و فراخشك بدليل فقر پوشش گياهي طوفانهاي ماسه اي و حركت ماسه هاي روان خسارات جبران ناپذيري به مزارع و تاسيسات شهري وروستايي وارد مي نمايد كه حاصلي جز مهاجرت و ترك سرزمين را بدنبال ندارد پديده اي كه متاسفانه در منطقه سيستان شكل گرفته است.
درمناطق خشك ونيمه خشك و حتي نيمه مرطوب وقوع سيل وخسارات ناشي از آن كه حاصل تخريب منابع و سرزمين است پديده اي عادي و تكراري شده است(سيل گلستان ) تاكي بايد شاهد خسارات مالي و جاني ناشي از بيابانزدايي باشيم.
عملكرد : براي تثبيت ماسه هاي روان وبيابانزدايي از سال 1344 تا كنون 1884130 هكتار نهالكاري و قلمه كاري ، 4502994 هكتار بذركاري و بذرپاشي و208709 هكتارمالچپاشي انجام شده است كه حاصل آن حفاظت از شهرها و روستاها و مراكز اقتصادي و نظامي و خطوط مواصلاتي در بخش وسيعي از مناطق بياباني كشور بوده است .(كرمان، يزد، سبزوار، گناباد، خواف،‌ زاهدان، زابل،‌ ايرانشهر‌،‌ بندرعباس،‌ بوشهر،‌ قم، ‌كاشان،‌ آران و بيدگل،‌ نطنز،‌ اردستان‌،‌ سمنان،‌ گرمسار،‌...)

الزامات اساسي براي اجراي موفق برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :

آشنايي دولتمردان و مسئولان برنامه ريزي كشور با علل بيابانزايي و برداشت صحيح از مفهوم آن

توسعه عدالت اجتماعي و مبارزه با فقر در چارچوب توسعه پايدار.

وفاق ملي در زمينه مقابله با بيابان زايي در بين مردم و مسئولان بخشهاي مرتبط با موضوع .

ضمانت در اجرا وهماهنگي برنامه هاي بخشي و فرا بخشي مقابله با بيابانزايي .

استفاده از تجربيات موفق ملي و بين المللي مقابله با بيابانزايي.

از سطح 164 ميليون هكتـار وسعت كشور 34 ميليون هكتار ( معادل 7/ 20 % ) آن را مناطق كويري و بياباني تشكيل مي دهد كه مشتمل است بر:

1- اراضي شني 12 ميليون هكتار كه 5 ميليــــون هكتار آن را تپه هاي شني تشكيل مي دهد.

2- اراضي بياباني به شدت تخريب يافته 22 ميليـون هكتار كه بخشي از آن را شـوره زارها تشكيل مي دهند.

عوامل اصلي بيابانزايي :
تغييرات اقليمي و بروز خشكسالي، ‌زمين ساخت -ازدياد جمعيت و بهره برداري غير اصلي وآزمندانه از منابع خدادادي .

ريشه هاي بيابانزايي:
كنشهاي سياسي،‌ اقتصادي - عوامل اجتماعي و رفتارهاي فرهنگي .
مقابله با بيابان زدايي مستلزم استفادده بهينه از منابع مالي و امكانات است.موفقيت در بيابانزدايي مستلزم داشتن برنامه هاي جامع،‌ جلب مشاركت مردم و اجراي هماهنگ و دقيق كارها درچارچوب پروژه هاي اجرايي مناسب است.

برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي :
شناخت دقيق مشكلات و قابليتها تدوين استراتژي بلند مدت ،‌ انتخاب راهكارهاي مناسب و منطبق با ويژگيهاي محلي امكان مشاركت فراگير مردم و سازمانهاي غيردولتي و هماهنگي كامل ببين دستگاههاي اجرايي.

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

پوشش گياهی
نواحی داخلی ايران که غالباً خشک و بيابانی است دارای پوشش گياهی بسيار ضعيف و پراکنده می باشد. در منطقه کرمان به علت جنس خاک، اختلاف شديد درجه حرارت ، کمبود ريزش باران و بادهای شديد منطقه ای فقدان پوشش گياهی به طور گسترده نمايان است .
شرايط محيطی نامناسب برای توسعه حيات در سراسر استان ، خود گويای اين واقعيت است که تعداد کمی از گونه های گياهی موفق به ادامه استقرار و حيات در اين محيطها می شوند.
در اين منطقه تنها گياهانی می توانند رشد کنند که در مقابل خشکی و گرمای هوا و جتس نامساعد خاک مقاومت داشته باشند. به علت آب و هوای صحرايی و نيمه صحرايی ، پوشش گياهی فقير درختان گز و بوته های کوتاه قيچ در اين ناحيه به حد وفور ديده می شود.
اين بوته ها مانع خوبی برای حرکت و پيشروی شنهای روان به طرف شهرها مانند شهر کرمان می باشد. نخل خرما نيز ، مهمترين گياهی است که در اين بيابانها امکان رويش دارد.
پراکندگی جغرافيايی نباتات
استان کرمان به علت تنوع آب و هوا دارای انواع گياهان سردسيری و گرمسيری می باشد.
الف - گياهان گرمسيری و نواحی خشک بيابان شامل :درختان گز ، تاق ، قيچ ، کُنار ، کُهور ، بادام کوهی و اُکاليپتوس که به طور طبيعی در منطقه می رويند و درختانی مانند مرکبات ، خرما ، موز ، صيفی جات نيز در اين نواحی کشت می شود.
ب - گياهان سردسيری که عبارتند از :
درخت بِنه (پسته کوهی) ، اَلُوک(بادام کوهی) ،گَوَن (کتيرا) .... همچنين درختانی مانند :گردو ، به، انار ، گيلاس ، آلبالو و محصولاتی مانند : گندم ، جو ، گوجه فرنگی ، سيب زمينی و پياز در اين استان به عمل می آيد.
همچنين علاوه بر موارد بالا نباتات زراعی و زينتی و پسته عمده ترين محصول زراعی اين ديار است که اين محصول دارای اهميت تغذيه ای و صادراتی فراوان می باشد.
جنگلها
آن گونه که از شواهد بر می آيد ، استان کرمان در گذشته جنگلهای گسترده و انبوهی داشته است. لکن در طی گذشت رمان در اثر استفاده بی حساب ار بين رفته يا تنک شده اند ، اين جنگلها و مساحت تقريبی آنها در شهرستانهای آن متفاوت است و بر حسب نوع درختان آنها به طور کلی عبارتند از : جنگل بنه ، جنگل گز ، جنگل تاغ ، جنگل بادام کوهی ، کُنار ، کهکم ، زردتاغ و سياه تاغ.
از مهمترين جنگلهای طبيعی اين ناحيه ، جنگلهای بنه و بادام می باشد. اين نوع جنگل به طور کلی دارای اهميت فراوان است و ساليان طولانی است که در کرمان بر روی اين درختان ، پسته و بادام پيوند زده اند.
مراتع
استان کرمان از آنجا که جزو مناطق گرم و خشک به شمار می آيد طبيعتاً نمی تواند از مراتع طبيعی زيادی برخوردار باشد . در گذشته کليه مراتع استان کرمان اعم از شنی و غيره مورد استفاده دام بوده است . با توجه به اين که ضوابط صحيحی جهت چرای دام وجود نداشت به تدريج در معرض چرای بی رويه قرار می گرفت که نتيجه آن فرسايش بادی و آبی بود. کاهش پوشش نباتی در تمام مناطق و آثار چرای مفرط در محدوده تپه های شنی به صورت فرسايش بادی شديد و حرکت تپه های شنی ظاهر گرديده است .
مراتع استان کرمان جزو مراتع ييلاقی به شمار می آيد که توسط دامداران محلی مورد بهره برداری قرار می گيرد اين مراتع جز در بعضی از قسمتهايی که سنگلاخی يا فرسوده است ، پوشيده از بوته ها و درختچه های مرتعی ريشه دار و قوی است .
به اين ترتيب ،اغلب مراتع اين استان از نوع مراتع درجه سه يعنی مراتع بيابانی و استپ می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

058692.jpg
مدير كل منابع طبيعى استان مركزى گفت: ۷۵۰ هزار اصله نهال گلدانى آتريپلكس و قره داغ در سطحى حدود ۲۲۰۰ هكتار از اراضى مرتعى و بيابانى استان كاشته خواهد شد كه در سال جارى اعتبارى بالغ بر ۸ ميليارد ريال جهت اصلاح و احياى مراتع و اراضى بيابانى و كويرى استان پيش بينى شده است كه از اين اعتبارات ۶ ميليارد ريال آن در بخش مرتع براى اجراى پروژه هايى از قبيل تهيه طرح مرتع دارى، مميزى و تنسيق مراتع و كنترل پروانه چراى دام، رقومى كردن نقشه هاى مميزى، مديريت چراى دام، ذخيره نزولات آسمانى توام با بذركارى، كودپاشى، تبديل ديمزارهاى كم بازده، توليد نهال، بوته كارى، احداث آبشخور دام، حفر چاه مالدارى، تجهيزى و مرمت چشمه، نصب تلمبه بادى، احداث آب انبار، انتقال آب با لوله، قرق و توليد بذور مرتعى در نظر گرفته شده است.
مهندس جلالى بيان داشت از اعتبارات ياد شده حدود ۲ ميليارد ريال در بخش بيابان زدايى و كنترل كانون هاى بحران فرسايش بادى در كوير ميقان براى اجراى پروژه هاى ديگر از قبيل توليد نهال، نهالكارى، بذركارى، ذخيره نزولات آسمانى توام با بذركارى، حفاظت و قرق، جمع آورى بذر، احداث آب انبار و آبشخور و مرمت چشمه و اجراى طرح پرورشى بوته زارها اختصاص يافته است.
مهندس جلالى افزود: در شش ماهه اول سال جارى براى اصلاح و احياى اراضى مرتعى و بيابانى و كويرى استان اقداماتى از قبيل اجراى پروژه مديريت چراى دام در سطح يك ميليون و ۶۲۰ هزار هكتار، توليد نهال مرتعى و بيابانى ۷۵۰ هزار اصله، احداث آبشخور دام ۵۴ دستگاه، تجهيز و مرمت چشمه ۳۲ دهنه، انتقال آب ۶۰۰۰ متر، قرق ۳۰ هزار هكتار از اراضى مرتعى و بيابانى و توليد بذور مرتعى و بيابانى حدود ۴۴ تن انجام گرفته است كه در جهت حفظ آب، خاك و پوشش گياهى تاثير به سزايى خواهد داشت.
مديركل منابع طبيعى استان مركزى گفت از ابتداى سال جارى تاكنون در زمينه فرهنگ سازى، مشاركت و آموزش مجريان و بهره برداران اقداماتى از قبيل، آموزش مجريان طرح بهبود و اصلاح مرتع ۷۵۲ نفر روز، آموزش ۲۰ نفرروز از مجريان طرح هاى بهره بردارى از محصولات فرعى جنگل و مرتع توليد و پخش برنامه هاى راديويى به مدت ۹۶۰ دقيقه، توليد و پخش برنامه هاى تلويزيونى به مدت ۵۰۰ دقيقه و گردهمايى ۷۰ نفر روز شوراى اسلامى روستاها و بازديد ۹۰ نفر روز از مجريان طرح هاى مرتع دارى از طرح هاى الگويى انجام شده است.
+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

  

 

 

 

 

درخت تاق

اين درخت با آب و هوای خشک و زمينهای نسبتا" شور نواحی کويری بسيار سازگار بوده و در خاکهای سبک و شنی و همچنين بر روی تپه های شنی بخوبی رشد و نمو می کند.

بهمين دليل از اهميت بسزايی در رابطه با کوير و تثبيت شنهای روان در مناطق کويری کشور برخوردار است به علاوه چوب آن از نظر سوخت و تهيه ذغال مورد توجه بوده و همچنين در صنعت نئوپان هم مورد استفاده قرار می گيرد.
در خت تاغ بدليل حفظ رطوبت خاک موجبات رشد و نمو ساير گياهان طبيعی را فراهم می آورد بطوری که منطقه تاغ کاری شده پس از مدتی به صورت مرتع مشجری در می آيد که می تواند مورد استفاده دامها قرار گيرد
 

Cyperus conglomerates کلبيت

گونه اي از «جگن» که در گويش محلي بيابان نشينان بنام «کلبيت» شهرت دارد، گياهي است بوته اي پايا که در تمام عرصه هاي شني نوار ريگ بلند آران و بيدگل (تپه هاي ماسه اي ، بستر کوچه ريگها ، چاله ريگها و حتي روي شنزارهاي روان) استقرار دارند.

کلبيت از جمله گياهان شن دوست بسيار سازگار به خاکهاي شني و فقير از مواد غذايي مي باشد. اين گياه بصورت پوشش غالب ، ايجاد تيپ گياهي يکنواختي و همگني را در شنزارها بوجود مي آورد. از طرفي ، در جوامع گياهي اسکنبيل ، دم گاوي ، خارسوف ، نترونسي، بصورت گونه غالب يا همراه ، مشاهده مي شود. به علت انعطاف اکولوژيکي بسيار وسيع اين گونه گياهي ، انتشار جغرافيايي آن در ايران بسيار وسيع مي باشد. بطوري که از شنزارهاي جنوب کشور ، مرکزي و تا شمال کشور نيز گسترش نموده است. اين گياه داراي برگهائي باريک ، کشيده و معمولا" از ميان برگها ، يک ساقه گل دهنده ، به طول ٣٠تا ٦٠سانتيمتر خارج مي شود. بذرهاي گياه پس از رسيدن براحتي از پوشش محافط گل آذين جدا و توسط باد پراکنده مي شود.
اغلب در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه ( زمستان و بهار) مناسب باشد ، رويشگاههاي کلبيت ، با ايجاد ساقه هاي گل دهنده و رشد رويشي بسيار مناسب ، بستر را به شنزارها مي بخشد. کلبيت داراي سيستم ريشه اي بسيار فعال ، بصورت ريزومهاي جانبي (افقي و عمودي )فراوان ، معمولا" ايجاد توده هاي وسيع بصورت کلني، در عرصه هاي شني مي نمايد. بر روي ريزومهاي افقي ، جستهاي عمودي ، بصورت جوانه هاي فعال رويشي که توليد اندامهاي هوايي مي کند ، ظاهر مي شود.
 

Zygophyllum eurypterum قيچ

قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد

. قيچ در نقاط مختلف ايران ، قفقاز ، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.
رويشگاههاي اصلي قيچ در ايران ، جنوب شرقي شاهرود ، خراسان ، زنجان ، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا" در خطوط همباران ١٠٠تا ١٥٠ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويشگاههاي مشجر مي نمايد.
دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠تا ٢٠٠٠متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاکهاي شور ، قليا و شور و قليايي که عمدتا" داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گلهاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا" در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.
بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا" بزرگ ميوه ، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.

Ephedra strobilacea ريش بز

ريش بز که با نامهاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچه هاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک ، ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند.

ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده و در واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گل هاي ريش بز، زرد رنگ ، معطر و معمولا" در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابل جمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران ، در بيابانهاي استان سيستان و بلوچستان ، دشت کوير، حوضه بيابانهاي مسيله، قم ،سمنان ، خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن معمولا" از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريش بز اغلب در بيابانها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد ، مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را به پيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاکهاي شني گسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.

Stipagrostis plumosaنسي  

نسي گياهي بوته اي پايا و بيابانها و شنزارها به فراواني يافت مي شود. انتشار جغرافيايي آن از جنوب ايران تا صحراي قره قوم ادامه دارد.

نسي از خانواده گندميان (
Gramineae) ، بوته اي مرتعي و خوشخوراک که بعنوان گياهي سازگار، در نقاط استيپي بيابانها و شنزارها ، اجتماعات گياهي يکدست و وسيعي را بوجود مي آورد.
در بسياري از عرصه هاي بياباني که چراي شديد انجام مي گيرد. فرصت ظهور و ازدياد اين بوته مرتعي سلب مي شود. در صورتي که مدتي اين مراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير ، بيابانهاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند ، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني ، لومي ، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک ، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا" در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگرچه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور ، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته است.

Salsa crassa علف شور الوان

علف شور گياهي است بوته اي يک ساله ، ساقه و برگهاي آبدار و گوشتي ، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني ، قرمز ، نارنجي ، زرد و صورتي مي شود ، مربوط به تغيير رنگ باله هاي ميوه مي باشد.

اين تغيير رنگ اغلب در ماههاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است . بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد. رويشگاههاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج ، اراضي شور قزوين ، اراک ، قم ، سمنان ، يزد ، گيلانغرب ، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور ، در طبيعت ، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزشهاي جوي بويژه برف و باران ، در در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زيراشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابانها.
علف شور معمولا" ايجاد تيپهاي يکدست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند . وليکن توام با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي ، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است.
علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (
Chenopodiaceae) بوده ، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠تا٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠تا ١٠٠سانتيمتر متغيير است. برگهاي علف شور کوتاه ، آبدار و گوشتي ، گلهايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولا" در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون ، خولي و نسي ايجاد تيپهاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي – گجي تا شور و قليايي ، متنوع است. اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ميليمتر به بالا مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابانهاي حوضه مسيله ، دشت کوير ، حاشيه دقهاي بياباني مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده ، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگهاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند . به کوتاه سخن ، مجموعه هاي گياهي علف شور ، طيفي از رنگهاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها ، به تماشا مي گذارند.

Salsola tomentosa شور بياباني

گياهي بوته اي پايا ، قد کوتاه و ارتفاع متوسط گياه بين ٢٠تا ٤٠سانتيمتر متغير است.

انشعابات ساقه اي چوبي و ترد ، برگهاي کوچک و کروي شکل ، آبدار و ميوه هاي گياه معمولا" در اوايل فصل پاييز تشکيل مي شوند. کاسه گل داراي 5 دانه بوده که هنگام رسيدن ميوه به بال عرضي اطراف آن تبديل مي شود. رنگهاي باله هاي ميوه معمولا" بسيار متنوع و رنگين مي باشد. اين گياه بوته اي اغلب در هر نوع زيستگاهي به استثناء خاکهاي خيلي شور ، رويش دارد. اغلب در نقاط خشک و مرطوب استپهاي مختلف کشور مانند نواحي شور آذربايجان ، سواحل درياي خزر ، بيابانهاي يزد ، کرمان ، کرج ، سيستان و بلوچستان ، خراسان و مسيله انتشار يافته اند. بر روي خاکهاي نيمه عميق با بافت لومي شني و سنگريزه دار براحتي استقرار مي يابند. دامنه ارتفاعي رويشگاه شور بياباني بين ٧٠٠تا ١٥٠٠متر از سطح دريا متغير است. اجتماعات مختلفي را بر روي رسوبات کواترنر با رخساره سفره ماسه اي بوجود مي آورد. گونه هاي همراه اين بوته شور پسند عبارتند از : درمنه دشتي، ريش بز، قلم ، نتر ، نسي، کريفون و زلگ مي باشند. معمولا" در نقاط دامنه اي به همراه درمنه دشتي تيپ غالب را تشکيل مي دهند ، بطوري که با افزايش مقدار درصد رس و شوري خاک ، از پوشش درمنه کاسته و شور بيابان بيشتر خود را نمايان مي کند . روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.
 

Tribulus terrestris نخودوک

بيابان نشينان به اين گونه از خارخسک ، نخودوک مي گويند. اين گياه بوته اي يکساله داراي انشعابات فراوان و حداکثر ارتفاع گياه بين ٤٠تا ٨٠سانتيمتر متغير است.

نخودوک ريشه اي ضخيم و سفيدرنگ داشته و در اغلب عرصه هاي شنزارهاي بيابان ديده مي شود ساقه هاي آن غير منشعب ، برگهاي شانه اي کوچک بطول ٢تا ٤سانتيمتر ، تمام پيکر گياه ( اعم از ، برگ ، ساقه و ميوه) را انبوهي از کرکهاي بسيار متراکم ، کوتاه و نرم پوشانده است.
گلهاي آن زرد و ميوه ها نيز پرزدار هستند. نخودوک متعلق به خانواده قيچ(
Zygophyllaceae)مي باشد.
اين گياه اغلب در تيپهاي درمنه دشتي ، نسي و اغلب تاغزارها بطور طبيعي ديده مي شوند.
گونه اي مرتعي بسيار خوش خوراک و در خاکهاي با بافت سبک شني – لومي مي رويد. در سالهايي که ميانگين بارندگي ساليانه بيابانها مطلوب ( بيش از ١٠٠ميليمتر) باشد، اين بوته در اغلب نواحي شني مشاهده مي شود. گلهاي آن در اواسط بهار و بذرها نيز در اوايل تابستان تشکيل مي شوند. روش ازدياد اين گياه صرفا" توسط بذر انجام مي گرد.
 

Nitraria schoberi قره داغ

قره داغ درختچه اي مقاوم به خشکي ، داراي انشعابات فراوان از بن گياه ، ساقه ها اغلب به صورت ساقه هاي خوابيده و خميده که شکل کپه اي نسبتا" حجيمي را به گياه مي بخشد.

برگها تا حتي گوشتي و آبدار ، ساقه ها در انتهاء نوک تيز و خشبي مي شوند. گلهاي قره داغ سفيد رنگ و معمولا" در اواخر فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن قهوه اي متمايل به مشکي ، محتوي يک عدد بذر ، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. اين درختچه هاي اغلب در ايران ، ا فغانستان ، سوريه و آسيابي صغير انتشار دارد. پراکنش جغرافيايي آن در ايران ، از بلوچستان تا خراسان ، در شوره زارهاي بياباني مانند کوير ميقان اراک ، سواحل درياچه نمک کوير و کوير غول آ باد گسترش يافته است. اين گياه در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا قرار دارند. همچنين دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٧٠٠متر از سطح دريا ( کوير ميقان ) متغير است. اين درختچه در حاشيه درياچه هاي نمک با خاکهاي عميق ، رسوبي و شور که داراي بافت متغير است ، رويش دارد . علاوه بر اين در خاکهاي گچي و آهکي که داراي محدوديت زهکشي بوده نيز ، زندگي مي کنند. انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مرطوب پيرامون گياه ، ايجاد ريشه هاي نابجا کرده و اين امر در توده اي شدن گياه به فرم کپه اي کمک مي کند . بنابراين از جمله روشهاي تکثير گياه علاوه بر روش تهيه قلمه ، توسط بذرنيز ازدياد مي شود.

Tamarix hispida گز

گز از درختجچه هاي مناطق بياباني و شور مي باشد. اين گياه اغلب در بستر آبراهه ها و رودخانه هاي شور و قليايي نواحي خشک رويش دارد.

گياهي است مقاوم به خشکي و سازگار با شرايط سخت بيابان ، داراي گلهايي قرمز رنگ که در فصل بهار و پاييز در انتهاي انشعابات و ساقه ها مشاهده مي شود. اراضي شوري که خاک مرطوب داشته و يا تحت تاثير جريانات فصلي رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند ، از جمله رويشگاههاي درختچه گز محسوب مي شود. اين گياه در انواع خاکها با بافت شني – رسي ، سنگريزه دار و دشتهاي سيلابي با خاکهاي رسوبي عميق يا نيمه عميق ديده مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاه بين ٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر از سطح دريا است. اين درختچه در رويشگاههاي طبيعي همراه با ساير گونه هاي شور پسند مانند اشنان ، آنابازيس و علف شور اجتماعات طبيعي را بوجود مي آورد. گز بواسطه ايجاد تپه هاي نبکاي در اطراف خود ، نقش بسيار مهمي در حفاظت خاک نواحي شور بياباني بعهده دارد. انشعابات فرعي و متراکم ساقه ها ، شکل کروي کپه اي به اين درختچه مي بخشد. گز علاوه بر قلمه از طريق جدا کردن پاجوش نيز قابل تکثير است.

Pistacia Khinjuk & Amygdalus scoparia پسته وحشي و بادام کوهي

پسته وحشي از گياهان درختي بلند قامت نواحي ارتفاعات کوههاي نيمه خشک محسوب مي شوند. ارتفاع متوسط اين درخت معمولا" بين يک تا سه متر بوده وليکن در برخي نقاط حتي به ٧مترنيز مي رسد.

درختي است دو پايه ، داراي برگهاي تک شانه اي ( واجد يک تا ٧برگچه) برگچه ها بيضوي تخم مرغي شکل ، گل آذين نر خوشه مرکب به طول ٥تا ١٢سانتيمتر و گل آذين ماده خوشه مرکب به طول ٧تا ١٥سانتيمتر. ميوه پسته وحشي شفت کوچک ( بطول ٥تا ٨ميليمتر و عرض ٤تا ٦ميليمتر) ابتدا صورتي & سپس قرمز و در زمان رسيدن کامل ، پوشش ميوه سبز رنگ مي باشد.
در اغلب نقاط کوهستاني نيمه خشک کشور مانند بلوچستان تا خراسان ، لرستان ، کردستان ، اصفهان ، فارس، خوزستان ، کرمان ، يزد و تهران به صورت گونه اي بومي و شاخص حضور دارند. اين درختچه به همراه بادام کوهي عنصر اصلي و شاخص بخش کوهستانهاي خشک و نيمه خشک ناحيه رويشي ايراني – توراني را تشکيل مي دهد.
پوشش گياهي استپ – جنگ پسته وحشي – بادام کوهي در سر تا سر نواحي کوهستاني نيمه خشک ، به همراه ساير گونه هاي کامفيت (مانند انواع گون ها و چوبکها) گسترده شده اند.
سيستم ريشه اي اين درخت سازگاري بسيار مطلوبي را به نقاط سنگلاخي و دامنه هاي کوههاي آهکي و بازالتي ، داشته است. فعاليت بسيار زياد انشعابات ريشه اي ، بويپه در شکاف تختهت سنگها ، بردباري اين گياه را در مقابل شرايط اکولوژيک حاکم بر منطقه نشان مي دهد. پسته وحشي توسط بذر تکثير مي شود. عامل انتشار بذر گياه در طبيعت شايد توسط پرندگان انجام مي گيرد.


Suada fruticosa سياه شور

سياه شور درختچه اي است شورپسند، در پايه سخت و کاملا" چوبي شده، انشعبات جانبي فراوان و ايستا، برگهاي کوچک ، کروي و آبدار شاخه هاي خشبي را فرا ميگيرند. اين درختچه در سواحل دقهاي باتلاقي شور و مرطوب مي رويند.

معمولا" در نقاطي که شوري مفرط خاک محدوديت زيستي زيادي را براي ساير گياهان شورپسند مانند اشنان، علف شور و آنابازيس را فراهم آورده ، با اين وجود سياه شور براحتي مي تواند در آن محيط مستقر شوند.
اين درختچه اغلب به همراه خارشتر در نقاطي که عمق سطح ايستابي آب بالاست ، رويش دارد و از اين جهت خاک رويشگاه آن علاوه بر وجود مقادير قابل توجهي نمک، لايه پف کرده تمام سطح خاک را مي پوشاند.در خاکهاي نيمه عميق تا عميق که واجد شوري فوق العاده بالا مي باشند و همچنين بر روي کفه هاي رسي نمکي با رخساره ژئومورفولوژي مرطوب نيز سياه شور مي تواند حضور داشته باشد. افزايش غلظت اسمزي درون بافتهاي اين درختچه نسبت به نمکها و املاح موجود در محيطهاي شور باعث شده که تقليل جذب آب به حداقل و همچنين مقابله شديد براي کاهش فوق العاده تعرق و تبخير سطحي در اندامها ، صورت گيرد. به همين دليل شکل ظاهري گياه ( ساقه هاي گوشتي ، برگهاي کوچک شونده) نيز نسبت به ساير گياهان خشکي پسند تغيير کند. گونه هاي همراه اجتماعات سياه شور محدود بوده و چند گونه هالوفيت مقاوم مانند گنگ و برخي از گونه هاي علف شور ديده مي شوند. ميوه هاي سياه شور کيسه مانند بوده و محتواي دانه اي افقي مي باشند. بذور اين درختچه در اواخر فصل پاييز مي رسند. سياه شور علاوه بر بذر ، توسط قلمه نيز ازدياد مي شوند.
 

Amyg dalus scopariaبادام کوهي

درختچه اي خوش منظر ، ساقه هاي آن ايستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهاي باريک و کوچک و بعنوان اولين درختچه گل دهنده در فصل بهار با گلهايي درشت و سفيد رنگ در اقليم نيمه خشک کشور ، مناظر بديعي را به تماشا مي گذارد.

اين درختچه در برابر شرايط نامساعد محيط ( کم آبي و نوسانات شديد حرارتي) مقاوم مي باشد. بادام کوهي متعلق به خانواده گل سرخيان(
Rosaceae) ، ارتفاع متوسط گياه بين ٥/٢ تا ٣ متر و قطر تاج پوشش آن نيز به ٢ تا ٥/٢ متر بالغ مي گردد. گل هاي سفيد رنگ بادام معمولا" قبل از ظهور برگها در اوايل فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن نيز در خردادماه رسيده و قابل جمع آوري است. بخش وسيعي از کوههاي آهکي ، سنگلاخي ناحيه رويشي ايراني – توراني کشور توسط بادام کوهي بعنوان گونه اي مقاوم و سازگار به خشکي پوشيده شده است. د امنه ارتفاعي رويشگاه بادام کوهي بين ٨٠٠تا ٢٧٠٠متر از سطح دريا بوده که اين محدوده در خطوط همباران ١٥٠تا ٢٥٠ميليمتر قرار گرفته اند. بادام کوهي در خاکهاي عميق تا نيمه عميق ، سنگريزه دار و بر روي تشکيلات آهکي – سيليسي در شيبهاي ملايم کوهستانها مي رويد. طي دهه هفتاد دستگاههاي اجرايي کشور ( مانند منابع طبيعي و آبخيزداري) اهميت و جايگاه اين درختچه را شناخته ، جهت اصلاح و احيا مراتع کوهستاني اقدام به عمليات بذر کاري و نهالکاري بادام کوهي را نموده اند. در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهاي فسيلي ، اکثر بيابان نشينان از چوبهاي ناشي از قطع درختان بادام کوهي ، جهت تهيه سوخت و ذغال استفاده مي کرده اند، که اين امر بتدريج باعث از بين رفتن اکثر رويشگاههاي بادام کوهي گرديد. آثار و شواهد اين امر را در چاله هاي ذغال سوزي که در اکثر نواحي کوهستاني خشک وجود دارد ، مي توان مشاهده نمود.
 

Halanthium raiflorum گل شوره زار

گياهي بوته اي يکساله ، بند بند، نمدي و گوشتدار مي باشد. معمولا" ا جتماعات گل شوره زار بصورت محدود در حواشي دامنه هاي گنبدهاي نمکي، بر روي خاکهاي لومي غير قليا و نسبتا" شور استقرار يافته اند. دامنه ارتفاعي رويشگاه اين گياه بين ٩٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا مي باشد.

گونه هاي گياهي علف شور ، جغجغک ، خارشتر و درمنه دشتي بعنوان گونه هاي همراه در رويشگاههاي گل شوره زار مشاهده مي شود. اين گونه گياهي در اغلب اراضي شور پيرامون تپه هاي مارني – گچي که واجد پوشش گياهي کم تراکم بوده، انتشار دارند. در دشت شور قزوين، تاکستان ، مرداب کرج، سواحل درياچه اروميه، شوره زارهاي همدان ، اراک ، ملاير و بهبهان و حوضه بيابانهاي مسيله بطور طبيعي حضور دارند. ساقه و انشعابات جانبي گياه که بصورت کپه اي روي زمين قرار گرفته اند ، آبدار و نقره اي فام است. اين سيستم هوايي باعث شده که تحمل گياه نسبت به شوري و عدم اتلاف آب از طريق تعرق افزايش يابد. همچنين به گياه امکان مي دهد تا تراکم و غلظت اسمزي دروني خود را تغيير داده و آن را بيشتر از خاک محيط سازد تا در جذب آب موجود در خاک مشکلي نداشته باشد. در بخش دروني پارانشيم آبي گياه وجود يافته هاي درشت ( سرشار از شيره و اکوئولي غني از املاح و اسيد اگزاليک) بصورت تيغه هاي مجاور بافت پارانشيم کلروفيلي ، هدر رفت آب را از اين بخش کنترل کند.

Pteropyrum aucheri پرند

پرند درختچه اي است با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصا" همراه با گیاه درمنه دشتی(Artemisia sieberi ) اجتماعات وسیع و گسترده اي را بوجود مي آورد.

پرند متعلق به خانواده علف هفت بند(
Polygonaceae) بوده و ارتفاع این درختچه ها تا ٥/١ متر مي رسد گلهاي آن سفید رنگ و میوه اي قرمز و بالدار تولید مي کند. معمولا" در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراه هاي فصلي بعنوان تنها گونه درختچه اي غالب مشاهده مي شود. پرند اغلب در خاکهاي سنگریزه دار ، سنگلاخي و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتي رشد مي کند.
دامنه ارتفاع رویشگاهي آن در بیابانهاي مسیله و دشت کویر بین ٨٠٠تا ١٩٠٠متر از سطح دریا متغیر است. این نواحي در خطوط همباران ٨٠تا ١٨٠میلیمتر گسترش دارند. این درختچه را مي توان در بلوچستان ، خراسان ، سمنان ، دامغان ، ا صفهان ، قزوین، انارک و اغلب نواحي ایران مشاهده نمود.
گلهاي آن معمولا" در اردیبهشت ماه و میوه هاي بالدار و قرمز خوش رنگ آن در تابستان ظاهر مي شوند. پرند از طریق بذر قابل تکثیر مي باشد. این درختچه علاوه بر نقاط استپي و دشتي در آبراهه هاي نواحي کوهستاني مشرف به بیابانها ( تا ارتفاع ١٨٠٠متر از سطح دریا ) نیز گسترش دارد.

ريواس Rheum ribes

ريواس از گياهان بوته اي دارويي و صخره دوست بشمار مي آيد که در نقاط کوهستاني اقاليم خشک و نيمه خشک رويش دارند.

اين گياه پايا ، معمولا" در نواحي شيب دار کوهستانها ، لابلاي تخته سنگها به خوبي سازگاري پيدا نموده است. برگهاي ريواس معملا" حالت طوقه اي پهن ، بر روي زمين گسترده شده و داراي دم برگ کوتاه ( ٥تا ١٠سانتيمتر) و پهنک بسيار خشن و عريضي ( در برخي موارد قطر پهنک بيش از ٨٠سانتيمتر مي رسد) مي باشد. در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه مطلوب (حداقل ١٣٠ميليمتر) باشد ، ريواس ايجاد ساقه هاي گل دهنده به ارتفاع ٥٠تا ٨٠سا نتيمتر مي نمايد. در انتهاي ساقه گل دهنده ، گل آذين زرد متمايل به کرم در اوايل فصل بهار (ارديبهشت ماه) بخوبي نمايان است. ميوه هاي بالدار و قرمز رنگ گياه در اواخر ارديبهشت ماه و اوايل خرداد ماه رسيده و قابل جمع آوري است. ريواس متعلق به خانواده علف هفت بند (
Polygonaceae) بوده و بعنوان گياه خوراکي و دارويي از قديم الايام در طب سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. ساقه هاي گل دهنده گياه همزمان با شکفته شدن گلها ، زماني که ترد و تازه هستند، به مصارف خوراکي مي رسد و بعنوان سبزي خوراکي ترش مزه به همراه ساير ترشيجات مورد استفاده قرار مي گيرد. گلهاي ريواس داراي دانه هاي گرد نسبتا" زيادي بوده که زنبورهاي عسل براي تغذيه نوزاد داخل کند و بهره برداري مي کندن. از طرفي گلهاي ريواس را بمنظور رنگ کردن مو به همراه ساير گياهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرايشي مي رسد . ميوه ها و بذرهاي ريواس نيز بعنوان ملين قوي و ضد کرم در طب سنتي استفاده مي کنند.

اشنان Seidlitzia rosmarinus

اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که در اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها ، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد. اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت ، بيابانهاي مسيله ، دامغان ، سبزوار، خراسان ، کرمان ، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد.

اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (
Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار ، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن ، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر ، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق ، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه ، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي ، سفالگري ، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني ، چاق آباد ، چاه عروس ، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشقلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي ، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.
 

Artemisia sieberi درمنه دشتي

درمنه دشتي به گويش بيابان نشينان «ترخ» شهرت دارد. اين گياه بوته اي بسيار معطر ، عنصر اصلي و غالب اجتماعات گياهي در استپهاي خشک و نپمه خشک کشور محسوب مي شود. ارتفاع اين بوته بين 30 تا 50 سانتيمتر ، داراي انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه اي را به بوته مي بخشد.

درمنه دشتي از خانواده کاشني(
Compositae) بوده و تمام اندامهاي هوايي گياه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، ميوه و بذر داراي عطري بسيار تند و نافذ مي باشد. اين گياه در خطوط همباران 100 ميليمتر به بالا به راحتي استقرار مي يابد. اغلب در خاکهاي لومي، شني و لومي رسي ايجاد رويشگاهاي وسيعي را مي نمايد. در عرصه هاي استپي بيابان به همراه ساير گونه هاي بياباني و کم توقع مانند نسي، نتر و علف شور، اجتماعات گياهي متنوعي را بوجود مي آورد. اين گياه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوي عطر بسيار تند آن ، مورد استفاده چراي گوسفندان قرار نمي گيرد، وليکن در فصل پاييز و زمستان ، زماني که گياه غرق در بذر مي باشد. توسط گوسفندان مورد چرا قرار مي گيرد. درمنه دشتي از جمله بوته هاي بسيار سازگار به شرايط سخت بيابان محسوب مي شود که علاوه بر مصارف علوفه اي ( در مراتع قشلاقي ) ، بوته اي بسيار مقاوم در مقابل فرسايش هاي بادي و نقش ارزنده اي را در حفاظت خاک اين قاط بر عهده دارد. در طي دهه اخير، اهميت اکولوژيکي اين گونه با ارزش در عرصه هاي بياباني تا حدودي مشخص شده و دستگاه اجرايي کشور ( منابع طبيعي) مراتع قشقلاقي را توسط اين گياه بذرکاري مي کنند. تنها روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.


اسکنبيل Calligonum comosum

اسکنبيل درختچه اي است سازگار به شرايط بيابان ، در شنزارها بعنوان گونه اي شاخص و مقاوم به خشکي و کم آبي زندگي مي کند. اين درختچه از جايگاه ويژه اي در شرايط متفاوت اقليم خشک و نيمه خشک بويژه تپه هاي ماسه اي و شنهاي روان برخوردار است. دامنه انتشار آن بسيار گسترده بوده بطوري که در اغلب شنزارهاي مرکزي ايران مانند بيابانهاي شني کرمان ، خوروبيابانک ، نائين، دشت کوير، ريگستان جن ، دامغان ، سيستان و بلوچستان ، کرج و آذربايجان حضور دارند. اسکنبيل متعلق به خانواده علف هفت بند (
Polygonaceae)داراي تنه اي منشعب ، يا غير منشعب، سفيد رنگ، ساقه ايستا و افراشته، برگها اغلب حالت آويز بخود مي گيرند. دوره رشد رويشي آن از اسفندماه آغاز و ظهور برگهاي باريک و کشيده تا اواسط فروردين ادامه پيدا مي کند. گلهاي ريز و سفيد رنگ آن از اواخر فروردين ماه آغاز و تا اواخر ارديبهشت ماه منظره بسيار بديعي را به چهره شنزارها مي بخشد. ميوه ها بتدريج در خردادماه ظاهر مي شوند ميوه هاي مژک دار به رنگهاي کرم ، سفيد، صورتي، قرمز رنگ، تمام پيکر گياه را فرامي گيرند. ارتفاع اسکنبيل معمولا" بين يک تا سه متر متغير است.

سيستم ريشه اي درختچه اسکنبيل در شنزارهاي مناطق خشک، تنها وسيله جاذب رطوبت بوده و يگانه ابزاري است که گياه براي جستجوي رطوبت و ترفيع نياز آبي خودش، به آنها مجهز شده، افزون بر اين بواسطه کمبود ميزان رطوبت در شنزار و کند بودن جريان آب در خاک ، گياه مجبور است بطور مداوم انشعابات ريشه اي را جهت درسيابي به رطوبت کافي، به هر سو گسيل دارد. بنابراين فعاليت رشد سيستم ريشه اي در اين درختچه ها بسيار فعال بوده و حجم وسيعي از ريشه ها، اندامهايي را در مقابل شرايط محيط سخت محافظت مي کند. اين فعاليت را حتي در نهالهاي کوچک گياهان شندوست مي توان مشاهده کرد. در برخي بررسيهاي انجام گرفته پيرامون تناسب اندامهاي زيرزميني(ريشه ها) به اندامهاي هوائي ، نسبت به ده به يک را نيز نشان داده است. به کوتاه سخن، اين حجم ريشه ، يگانه وسيله موثر براي زندگي گياه در خاکهائي است که رطوبت در طبقات عميق تر وجود دارد. سيستم ريشه اي علاوه بر نقش فيزيولوژيک براي گياه (ترفيع نياز آبي) ابزاري نيز مي باشد که گياه را در مقابل بادهاي سهمگين و طوفانهاي شني حفاظت کند . به همين دليل در برخي نقاط شايد بخش وسيعي از خاک اطراف ريشه هاي اسکنبيل توسط باد، برداشته شده باشد. با اين حال گياه همچنان به رشد طبيعي خود ادامه دهد.
اسکنبيل در عرصه هاي تپه هاي شني و ماسه هاي روان براحتي مستقر شده و درختچه اي است شن دوست که سيستم ريشه هاي آن با خاکهاي سبک سازگاري پيدا نموده است. اين درختچه اغلب در بيابانهاي ارمنستان ، تاجيکستان ، صحراي قره قوم ايجاد رويشگاههاي وسيعي را مي نمايد. اسکنبيل تغييرات و نوسانات شديد حراتي و رطوبتي را براحتي تحمل مي کند و براي کاهش ميزان تعرق از سطح برگها ، سطح برگهاي خود را به حداقل رسانده است. شکل برگها باريک ، کشيده و دراز مي باشند تا در مقابل کمبود رطوبت ( مخصوصا" در فصل تابستان ) و حشکسالي ها ، بتواند حداقل اتلاف آب را از برگها داشته باشند. اسکنبيل در طبيعت معمولا" بهمراه ساير گونه هاي شن دوست مانند نسي ، خارسوف ، سوف بي خار، دم گاوي ، آفتاب پرست و کلبيت ديده مي شود. اسکنبيل از جمله درختچه هايي است که در دستگاههاي اجرايي کشور ( منابع طبيعي) براي احيا عرصه هاي شني و شنزارها ، پس از ايجاد بادشکن و يا مالچ پاشي شنهاي روان ، در قالب عمليات بيولوژيک از آن استفاده مي کنند. روش تکثير اسکنبيل علاوه بر بذر توسط قلمه نيز ازدياد صورت مي گيرد.
اسکنبيلها همانند دم گاوي انعطاف اکولوژيک بسيار زيادي در مقابل شرايط سخت محخيط بيابان از خود نشان مي دهند. اين درختچه ها نوسانات شديد درجه حرارت را در فصول مختلف سال براحتي تحمل نموده ، علاوه بر اين با وجود سيستم ريشه اي بسيار گسترده و فعال ، حتي در گرمترين ماه سال نيز از حداقل رطوبت موجود در خاک بخوبي استفاده کرده و در واقع حداکثر صرفه جويي را در مقابل اتلاف آب از طريق تعرق ، از خود نشان مي دهد . اين درختچه ها داراي انشعابات فرعي گسترده بر روي شنزارها بوده و فرم گياه به اشکال متفاوتي ( کروي ، ايستاده و يا خميده ) در تپه هاي ماسه اي مشاهده مي شود. ميوه هاي اسکنبيل معمولا" کروي و توپي شکل بوده و در اواخر بهار تشکيل مي گردد. انبوه ميوه هاي مژک دار اسکنبيل در روي ساقه ها به رنگهاي قرمز، صورتي و زرشکي ، مناظر بديعي را در روي ماسه هاي روان به نمايش مي گذاراند. ميوه داراي تارهاي نازک ابريشمي زياد در اطراف بوده و به شکل توپ کوچک مي ماند که براحتي توسط باد جابجا مي شود . اسکنبيلها در اقاليم خشک و نيمه خشک منحصرا" در خاکهاي ماسه اي و تپه هاي شني استقرار دارند.

Astragalus Squarrosus نتر

«نتر» يا «سوس» نامي است که بيابان نشينان به اين گونه«گون» نهاده اند. درختچه اي است شن دوست ، بسيار مقاوم به خشکي و سازگار به عرصه هاي شني – گچي . اين درختچه متعلق به خانواده پروانه آسا(
Papilionaceae) ، ارتفاع آن بين 70 تا 5/1 متر و قطر تاج پوشش آن بين 60 تا 100 سانتيمتر بالغ مي گردد.

برگهاي شانه اي گياه پوشيده از کرکهاي ريز سفيد رنگ بوده به همين دليل ريخت ظاهري گياه سبز نقره اي جلوه مي کند. اين گياه کم برگ بوده و به همين دليل بخشي از مکانيسم فتوسنتز گياه ، توسط ساقه هاي سبز و جوان آن انجام مي گيرد. نتر بومي نواحي ايران ، پاکستان ، افغانستان و ترکمنستان مي باشد. در عرصه هاي شنزارهاي چوپانان ، خوارتوران ، سيستان و بلوچستان و بيابانهاي مسيله( تپه هاي شني مظفرآباد، چاه قرقره و نوار ريگ بلند ) گسترش دارند. خاک رويشگاه نتر اغلب شني ، سبک و گچي مي باشد.دامنه ارتفاعي رويشگاه نتر بين 800 تا 1200 متر از سطح دريا است. اين نواحي در خطوط همباران 80 تا 100 ميليمتر قرار دارند. اين درختچه اغلب همراه ساير گياهان شن دوست مانند کلبيت ، اسکنبيل، نسي و خار سوف ايجاد اجتماعات پراکنده اي را در شنزارها مي نمايد. گلهاي گياه معمولا" در اواسط قروردين ماه ظاهر مي شوند و ميوه هاي حاوي 2تا 3 عدد بذر در خردادماه قابل مشاهده هستند. اين درختچه شن دوست ، گياهي مرتعي و بسيار خوشخوراک در مراتع قشقلاقي محسوب مي شود. در اوايل بهار سر شاخه هاي جوان و گلدار گياه مورد علاقه گوسفندان مي باشد. نتر بوسيله بذر تکثير مي شود.


Ficus carica L.subsp rupestrise انجير خوراکي صخره اي

انجير وحشي که در واقع زيرگونه اي از انجير خوراکي مي باشد، درختچه اي است صخره دوست و کند و رشد که اغلب در نقاط سنگلاخي و شيب دار نواحي کوهستاني نيمه خشک رويش دارد. اين گياه درختچه اي است داراي سيستم ريشه اي فوق العاده فعال و سازگار به نوسانات شديد رطوبتي مي باشد. انشعابات ريشه هاي انجير وحشي در شکاف سنگها ، جايي که تنها در محدوده يقه و منطقه ريشه اين گياه ، مقدار ناچيزي خاک وجود دارد ، نفوذ مي کند.

در برخي موارد فعاليت شديد سيستم ريشه اي گياهان در منافذ سنگها ، منجر به شکستن و خرد کردن سنگها نيز مي شود. وليکن در کوههاي ارتفاعات سياه کوه، کوههاي يخ آب و کوشکوه نيز به طور پراکنده در منافذ تخته سنگها ديده مي شود. وجود اين قبيل گونه هاي درختچه اي بسيار مقاوم و سازگار ، استعداد و پتانسيل منطقه را در ايجاد پوشش استپ – جنگل بالا مي برد و چنانچه خواص اکولوپيک چنين عناصري شناخته شود ، قطعا" در احياء نواحي سنگلاخي و تراسهاي در حال فرسايش کمک بسيار موثري براي مديريت دستگاههاي اجرايي در امر منابع طبيعي خواهد بود. ميوه هاي اين گياه ، شيرين و داراي ارزش غذايي مي باشد به همين دليل اغلب به صورت ميوه هاي خشک در آجيل و تنقلات مورد استفاده قرار مي گيرد.

اسفناج وحشی - آنزيپلکس

اسفناج وحشی از جمله گياهان بوته ای چند ساله می باشد که کشت آن در شرايط آب و هوايی خاص کشور ما نتيجه بسيار مطلوب و خوبی دارد.


گياهی خوشخوراک، و مناسب برای تغذيه دامها می باشد.
در مقابل خشکی و کم آبی و گرمای زياد مقاوم بوده و در محيطهای شور بخوبی رشد می کند ، به علاوه از شوری خاک می کاهد و در نتيجه باعث ایجاد محيطی مساعد برای رشد و تجديد حيات گياهان ديگر می گردد.
روی هم رفته اين گياه با بازده علوفه ای خوبی که دارد برای احياء و اصلاح مراتع مناسب می باشد.

Smirnovia iranica دم گاوي

دم گاوي معمولا" در عرصه هاي تپه هاي ماسه بادي بيابانهاي چوپانان ، نوار ريگ بلند ، شنزارهاي خوار توران و ريگستان جن انتشار دارد. گلهاي اين درختچه معمولا" در اواخر ارديبهشت ماه بتدريج تبديل به ميوه هاي بسيار زيبايي مي شوند. ميوه ها بصورت نيامهاي پفکي شکل ، نسبتا" بزرگ که در داخل آن تعداد ٢ تا ٥ عدد بذر جاي دارد. ميوه بواسطه وجود کيسه هوادار ، سبک بوده و در اوايل مردادماه توسط باد جابجا شده و به اطراف پراکنده مي شوند.

اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ تا١٣٠ ميليمتر بطور طبيعي رويش دارد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا است. دم گاوي داراي دو نوع سيستم ريشه اي مي باشد. ريشه هاي عمودي گياه که معمولا" در سالهاي اوايل رويش فعاليت دارند، بيشتر بواسطه دسترسي به رطوبت زيرين و استقرار اوليه گياه در شنزار مي باشد. اين نوع سيستم ريشه اي معمولا" زياد فعال نبوده بلکه ريشه هاي افقي و سطحي گياه که معمولا" از سال دوم به بعد فعاليت مي کند، براي دستيابي به رطوبت سطحي با انتشار وسيع و گسترده تا شعاع ٣٥متر نيز گسترش مي يابد . سيستم ريشه اي در رويشگاه طبيعي دم گاوي معمولا" بر روي ريشه هاي سطحي و افقي گياه ، به فواصل ١ تا ٥/١ متر از پايه مادري ، جستهاي جديدي را توليد مي کند که پس از چند سال ، توده اي از درختچه که در زير به هم متصل هستند، بوجود مي آيند بنابراين تکثير دم گاوي علاوه بر انشعابات جستهاي ريشه اي ، توسط بذر نيز تکثير مي شوند.

گياه باريجه Ferala gum mosa

نام گياهي ست پايا و منوکاريپيک ، بومي نواحي کوهستاني مرطوب و نيمه خشک ايران و چند کشور حوضه درياي مديترانه .

عمده رويشگاههاي گياه در استانهاي خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزي و زنجان مي باشد . شيرابه اي که در اثر خراشهاي طبيعي يا مصنوعي از ريشه ، ، ساقه ، برگ و ميوه گياه تراوش مي شود اصطلاحا" گالبانوم" گويند. صمغ حاصل از گياه ، جز فرآورده هاي فرعي مرتع بوده و بعنوان يکي از مهمرتين گياهان دارويي – صنعتي صادراتي کشور محسوب مي شود.

بدليل کيفيت و مرغوبيت بسيار بالاي باريجه ايران نسبت به ساير ممالک حوضه مديترانه ، ساليانه بيش از دهها تن صمغ ، به شکل خام از کشور صادر و فرآورده هاي حاصل از آن با چندين برابر قيمت به کشور سرازير مي شود يکي از رويشگاههاي با اهميت باريجه ، حوضه هاي آبخيز جنوب و غرب کاشان که براساس آمار سال 1371 ، بيش از يک ششم باريجه صادراتي کشور(حدود يازده تن ) را بخود اختصاص داده است.
از جمله مصارف صمغ باريجه ، کاربرد آن در صنايع عطر و ادکلن سازي، نقاشي ، نساجي و داروسازي است مهمترين ترکيب شيمياي آن ، شامل ترکيبات کوماريني ، استرولي و گليکوزيدي مي باشد.
بدليل بهره برداري هر ساله از اين گياه در رويشگاههاي مختلف کشور و بمنظور يافتن مناسبترين شيوه بهره برداري و برآورد ميزان توانايي آن در توليد محصول ، بررسيهاي مطالعاتي در زمينه شيوه هاي مختلف بهره برداري در چهار مرتع باريجه خيز کاشان ( اسحاق آباد ، ويدوجا ، نشل و مرق) انجام گيرد.
نتايج حاصله نشان داد که ما بين چهار روش بهره برداري مرسم ( برش عرضي ، برش طولي، نربري و رويش ايژي ) ، برش طولي ، مناسبترين شيوه در امر بهره برداري شناخته شد. در اين عمليات حداکثر تا چهار برش ، بسته به قطر و سنگ گياه ، آسيب غير قابل جبراني را وارد نياورده و قدرت بازيابي و ترميم زخم وارد شده ، امکان پذير است.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1384ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط قریشی  | 

 

فعالیتهای اداری
1- تشکیل شورای آموزشی سازمان و صدور احکام برای اعضای شورا
2- تشکیل کمیته بدوی انضباطی و انتخاب اعضاء و صدور احکام برای آنها
3- تداوم عضوگیری از اول سال 1383 تعداد 302 عضو حقیقی و حقوقی
4- تعیین شماره نظام مهندسی کشاورزی و صدور کارت عضویت برای اعضای حقیقی به تعداد 302 نفر و برای اعضای حقوقی 6 شرکت از اول سال 1383 تاکنون
5- تهیه بانک اطلاعات اعضاء سازمان
6- تمدید کارت عضویت تعداد 550 نفر از اعضای سازمان
7- تشکیل 8 جلسه کمیته رتبه بندی و احراز صلاحیت و صدور گواهی رتبه بندی و رسیدگی به تعداد 165 مورد درخواست اعضای حقیقی و 6 مورد درخواست اعضای حقوقی سازمان
8- تشکیل 4 جلسه کمیته پروانه اشتغال و صدور پروانه جهت رسیدگی به 25 فقره درخواستهای اعضای حقیقی و 3 فقره درخواست اعضای حقوقی سازمان
9- معرفی 70 نفر از اعضای حقیقی سازمان برای تحت پوشش قرار گرفتن بیمه تأمین اجتماعی خویش فرما
10- شروع بکار صندوق تعاون و رفاه و عضویت بیش از 220 نفر از اعضای سازمان
11- پیگیری موضوع الزام دستگاههای اجرایی و اولویت دادن به واگذاری امور مطالعه، مشاوره و پیمانکاری به اعضای حقیقی و حقوقی
12- تلاش و پیگیری جهت اجرایی نمودن تفاهم نامه های فی مابین سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور و دستگاههای اجرایی
13- برگزاری جلسه مشترک بانک کشاورزی استان در جهت واگذاری امور بیمه گری محصولات کشاورزی به اعضای حقیقی و حقوقی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان


فعالیتهای اجرایی
1- سازماندهی اعضای سازمان برای فعالیت در طرح مهندسین ناظر مزارع گندم در سطح استان
2- تشکیل جلسات متعدد با واحدهای ذیربط سازمان جهاد کشاورزی استان درخصوص اجرای طرح ناظرین مزارع گندم
3- تشکیل جلسات متعدد ناظر عالی طرح گندم استان با مهندسین ناظر مزارع گندم شهرستانها و توجیه فنی و آموزشی آنها برای انجام کارهای اجرایی و فنی
4- تشکیل جلسات متعدد با مدیریت ترویج و مشارکتهای مردمی سازمان جهاد کشاورزی استان، صندوق بیمه محصولات کشاورزی استان، اداره کل منابع طبیعی استان، معاونت امور دام سازمان جهاد کشاورزی استان و مدیریت زراعت و باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان
5- انتخاب گروه ارزشیابی ناظرین مزارع گندم در مراحل کاشت، داشت، برداشت و کیل گیری و معرفی به مدیریتهای جهاد کشاورزی شهرستانهای استان
6- معرفی 85 نفر از مهندسین ناظرین مزارع گندم استان برای تحت پوشش قرار گرفتن بیمه حوادث به شرکت آسیا
7- تشکیل جلسات شورای استانی به تعداد 15 مورد
سازماندهی و اشتغال فارغ التحصیلان
1- بکارگیری 192 نفر از اعضای سازمان به عنوان مهندسین ناظر مزارع گندم در استان
2- بکارگیری 72 نفر از اعضای سازمان در کارگزاری بیمه محصولات کشاورزی در استان
3- معرفی 24 نفر از اعضای سازمان جهت همکاری با معاونت امور دام سازمان جهاد کشاورزی برای تأیید وام از منابع داخلی
4- معرفی 12 نفر از اعضای سازمان به موسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال برای نظارت بر مزارع سیب زمینی بذری به عنوان بازرسی فنی سیب زمینی در استان
5- بکارگیری 7 نفر از اعضای سازمان برای نظارت بر مزارع دانه های روغنی در استان
6- معرفی 5 نفر از اعضای سازمان برای نظارت بر باغات استان
7- معرفی 35 نفر از اعضای سازمان و مهندسین ناظر مزارع گندم به بانک کشاورزی جهت اخذ وام خرید خودرو
8- معرفی 22 نفر از اعضای سازمان برای اخذ وام 20 میلیونی برای اجرای طرحهای مکانیزاسیون و غیره در استان
9- معرفی 20 زوج از اعضای سازمان برای دریافت وام ازدواج از بانک کشاورزی استان
فعالیتهای آموزشی
1- معرفی 36 نفر از اعضای سازمان برای یادگیری دوره ISDL در سطح استان به سازمان فنی حرفه ای استان اردبیل
2- برگزاری دوره های آموزشی کاربردی برای مهندسین ناظر مزارع گندم در 9 شهرستان برای 192 نفر در مهر 1383 به تعداد 576 نفر روز
3- برگزاری دوره های آموزشی کاربردی برای مهندسین ناظر مزارع گندم در 9 شهرستان برای 192 نفر در بهمن 1383 به تعداد 384 نفر روز
4- برگزاری آزمون ادواری رشته زراعت و اصلاح نباتات با تعداد 15 نفر شرکت کننده و صدور گواهی قبولی برای 48 نفر از پذیرفته شدگان
5- برگزاری آزمون ادواری رشته ماشینهای کشاورزی با تعداد 27 نفر شرکت کننده و صدور گواهی قبولی برای 14 نفر از پذیرفته شدگان
6- برگزاری آزمون با شرکت 100 نفر از جویای کار سازمان نظام مهندسی کشاورزی در
رشته های زراعت و گیاه پزشکی برای انتخاب 12 نفر به عنوان بازرسین فنی مزارع سیب زمینی بذری در استان اردبیل
اطلاع رسانی
1- مصاحبه ریاست سازمان با رسانه های ارتباط جمعی صدا و سیما و مطبوعات محلی 8 مورد
2- شبکه پیام به صورت 1 نوبت در ماه
3- اطلاع رسانی از طریق تلفن بیش از 2000 مورد
4- اطلاع رسانی از طریق نامه بیش از 2500 مورد.

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1384ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط قریشی  |