تبليغاتX
marta83 - با تخريب ايل راه ها و اجراى طرح اسكان كوچ نشينان براى حفاظت از مراتع
سلامی به گرمی چای آلاچیق به تمام بچه های مرتع
 
 
نویسنده:مژگان جمشيدى
118260.jpg
اينجا خلعت پوشان است. منطقه اى در غرب استان اصفهان از توابع شهرستان فريدن. شايد وقتى آنجا را از نزديك نديده بوديم باورمان نمى شد كه يك تكه از بهشت باشد ولى حالا ديگر مى توان اذعان داشت كه به راستى يك تكه از بهشت جدا شده و در گوشه اى از رشته كوه هاى زاگرس قرار گرفته است. منطقه اى نيمه كوهستانى با مراتعى سبز و پوشيده از گل هاى رنگارنگ. اجتماع گل هاى زردرنگ آلاله و گل هاى بنفش موسير وحشى در دامان كوه   هاى سر به فلك كشيده خلعت پوشان زيبايى منطقه را دوچندان كرده است. هر گوشه از جاده چشمه اى از دل سنگ جوشيده و آب زلال روان است. با اينكه فرصت چندانى نداشتيم تا از اين همه زيبايى استفاده كنيم ولى با همان حضور كوتاه مدت فهميديم كه تنوع جانورى در اين منطقه همانند گياهان آن بسيار بالاست. وجود لاك پشت هاى متعدد و انواع مارمولك  ها و مارهاى سمى و نيمه   سمى در لابه لاى سنگ ها و گياهان و پرواز پرندگان شكارى در آسمان براى تعقيب و شكار كبك خود به قدر كافى گوياى اين واقعيت بود كه اين اكوسيستم متنوع از سلامت كافى برخوردار است. هر چه به سمت مقصد مورد نظر در خلعت پوشان نزديك مى شويم مراتع انبوه تر و جاده پرپيچ و خم تر مى شد. يك تخته سنگ بزرگ از كوه جدا شده و تقريباً دوسوم جاده خلعت پوشان را بسته بود. در كنار جاده پرتگاهى عميق وجود داشت اما با هزار ترس و لرز بالاخره ماشين از كنار تخته سنگ گذشت. نزديك ظهر بود و پيچ و خم جاده به اتمام رسيده بود. دشتى با چند چادر عشايرى در پهنه اى رنگارنگ از گل هاى وحشى آلاله در پيش چشم مان قرار گرفت. پيرمرد عشايرى در انتظار ما بود، كلاه نمدى به سر و كت و شلوارى خاك آلود به تن داشت. شال سبزرنگى كه دور كمرش پيچيده بود از وابستگى اش به خاندان امامت خبر مى داد. سيد نورالله فاطمى هم اكنون با در اختيار داشتن يكى از طرح هاى مرتع دارى استان اصفهان از اينكه بعد از تلاشى چند ساله موفق شده با حفظ و احياى بهشت گمشده فريدن اصفهان، به عنوان مرتع دار و دامدار نمونه كشور معرفى شود خوشحال است. ۷۶ سال سن دارد و تاكنون چندين بار با اين عناوين و القاب مورد تقدير قرار گرفته است. ۷۶ سال سن دارد ولى هنوز هم حاضر نيست اين را رها كند. او ساليان سال است كه در اين منطقه زندگى كرده ۸ فرزند (۳ دختر و ۵ پسر دارد) ولى همگى با تشكيل خانواده به نوعى خلعت پوشان را رها كرده و رفته اند. وقتى مالكيت ۵۶۲ هكتار از خلعت پوشان توسط اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان در سال ۷۳ به وى واگذار شد، منطقه تا حدى در آستانه نابودى قرار گرفته بود. با اينكه قرار گرفتن در دامان زاگرس، هر ساله تا ۵۰۰ ميلى متر بارندگى براى خلعت پوشان به ارمغان مى آورد ولى چراى دام خارج از ضوابط قانونى و علمى، مراتع منطقه را با بحران مواجه ساخته بود. او خود صاحب ۱۰۰۰ واحد دامى بود كه در ماه هايى از سال در اينجا براى چرا حضور داشتند. اما هر هكتار آن تنها قادر به توليد ۱۵۶ كيلوگرم علوفه سبز بود. نورالله فاطمى با تعهدى كه در قبال كسب مالكيت منطقه به اداره منابع طبيعى شهرستان داد موفق شد ظرف مدت ۸ سال با اجراى طرح مديريت چرا و بذرپاشى منطقه با كمك اداره منابع طبيعى، توان توليد علوفه در هر هكتار از خلعت پوشان را تا ۲ برابر ميزان قبلى افزايش دهد. با اينكه ۸ روز هم از آغاز فصل چرا و صدور مجوز اداره منابع طبيعى گذشته بود اما هنوز دام هاى خود را براى چرا به اينجا نياورده بود.
پيرمرد مثل تمام روستاييان و كوچ نشينان مهمان نواز بود و روحيه اى ايلياتى داشت. به همراه برادرش سيداحمد و ديگر مردان ايل سفره اى رنگين براى ناهار تدارك ديده بودند. همه عشق او به مرتع و گوسفند خلاصه مى شد و ارادت خاصى به امام حسين(ع) داشت به طورى كه همه دارايى خود را وقف هيات هاى عزادارى ابوالفضل عباس و امام حسين(ع) كرده بود. گرم و صميمى صحبت مى كرد ولى انتظار شنيدن گلايه را نداشتيم. پيرمرد از نبود دارو براى گوسفندان و تلف شدن دام ها در بعضى دوره ها گله مند بود و اينكه جاده منتهى به خلعت پوشان بسيار خراب است. به گفته وى تخته سنگ بزرگى كه در جاده قرار گرفته ۴ سال است كه آنجاست ولى نه مسئولان منابع طبيعى و نه وزارت راه اقدامى براى برداشتن آن نكرده اند. در حالى كه مسئولان اداره منابع طبيعى هم در جمع ما حضور دارند به سرگذشت تلخ و شيرين خود اشاره مى كند و مى گويد: پدرم زمان رضاخان به دليل برگزارى هيات هاى عزادارى تبعيد شد. خودم هم يك بار ۶ ماه به خاطر عزادارى و قمه زدن در زمان شاه سابق به كرمان تبعيد شدم. البته پدرم زندان هم رفت چون ماموران رضاخان را كتك زده بود... اول انقلاب مرا متهم به طاغوتى بودن كردند. ريختند خانه ما در روستا ولى مقاومت كردم و از ناحيه كتف و شكم تير خوردم و به بيمارستان رفتم و بعد از مدتى با استناد به استشهاد ى كه اهالى جمع آورى كرده بودند گفتند اعدام مى شوى. خودم، پسرم و برادرم هشت ماه به زندان رفتيم تا اينكه با وساطت آقاى كروبى و كمكى كه ايشان از آيت الله بهشتى خواسته بودند حكم ما را لغو كردند و معلوم شد ما طاغوتى نيستيم اما ماشين لندروام را از من گرفتند.
سيداحمد برادر كوچكتر وى نيز خود يكى از هواداران واقعى حفظ محيط زيست است. او پيش چشم ما يك مار سمى را با مهارت تمام با دست مى گيرد اما در حالى كه بسيارى از افراد معتقد بودند آن را بايد كشت. سرانجام حيوان بيچاره را رها كرد و گفت: اينجا زمين خدا است و متعلق به همه موجودات.
• اسكان عشاير براى حفظ مراتع
فتح الله غيور مديركل منابع استان اصفهان در اين جمع با اشاره به موفق بودن اجراى طرح هاى مرتع دارى و مديريت چرا در بخش  هايى از مراتع استان اصفهان از همكارى سازمان ها، جنگل ها و مراتع و سازمان امور عشايرى براى اسكان عشاير خبر مى  دهد و در توجيه اين موضوع مى افزايد: زندگى عشايرى مبتنى بر كوچ است و هر ساله عشاير قشقايى از فارس و بختيارى از شمال خوزستان براى ييلاق به غرب استان مى آيند. با اين توضيح كه مراتع ما ديگر ظرفيت چرا ندارند. به همين دليل به سمت اسكان عشاير بايد حركت كرد.
وى افزود: ما با واگذارى زمين كشاورزى به عشاير سعى داريم آنها را به يكجانشينى تشويق كنيم. در عين حال نيز سعى كرده ايم در سطح استان نياز به سوخت آنها را با فراهم كردن كپسول هاى گاز رفع كنيم تا وابستگى آنها به چوب كم شود.
به گفته وى تاكنون ۶۰ خانوار عشايرى از عشاير قشقايى فارس در سميرم اسكان يافته اند. مديركل منابع طبيعى استان اصفهان در پاسخ به خبرنگار شرق كه چرا با وجود تبعات و آثار سوء از بين بردن كوچ نشينى عشاير را اسكان مى دهيد گفت: ما عشاير را اسكان مى دهيم تا با تلفيقى از زراعت علوفه و استفاده از مرتع امرار معاش كنند. بدين ترتيب با دقت بيشترى از مراتع استفاده مى كنند.
مخالفت تاريخى با كوچ  عشاير از دوره رضاخان آغاز شد. رضاشاه عشاير ايران را كه در آن زمان درصد بالايى از جمعيت كشور را شامل مى شدند به دلايل سياسى مجبور به يكجا نشينى مى كرد و معتقد بود آنها گروهى مزاحم، بى تمدن و غيرقابل كنترل هستند كه مى بايست به كلى متحول يا نابود شوند. بيژن فرهنگ دره شورى، كارشناس باسابقه محيط زيست كه خود يك ايلياتى و از طايفه دره شورى فارس بوده است مى گويد: هر چند رضاشاه با برقرارى امنيت، احداث كارخانه و توسعه شهرنشينى و ايجاد مدرسه، دانشگاه چهره كشور را در مقايسه با دوره قاجار دگرگون كرد ولى حكومت خودكامه و ترسناكى برقرار كرد كه با فرهنگ و سنت هاى بومى به شدت ستيز داشت.
وى مى افزايد: عشاير طى هزاران سال زندگى كوچ نشينى، از دانش بالايى نسبت به جنگل و مرتع و چگونگى بهره بردارى از آن برخوردار بودند و براساس تجربيات طولانى خود، از خردمندانه ترين روش بهره ورى از طبيعت استفاده مى كردند.
به اعتقاد وى، سركوب عشاير و درهم شكستن نظام ايلياتى و جايگزين نمودن نظامى مغشوش و بيگانه با طبيعت ايران، منابع طبيعى كشور را به تدريج به سوى نابودى سوق داده است.
و همين نفى سنت ها و تجربيات غنى مردم در رابطه با طبيعت و جايگزين نمودن الگو هاى بيگانه، در رفتار و روش مردم ايران در بهره بردارى از منابع طبيعى كشور تاثيرات ويران كننده اى داشت. دكتر كردوانى، استاد نمونه دانشگاه تهران نيز در مخالفت با طرح اسكان عشاير براى جلوگيرى از تخريب مراتع به شرق گفت: اگر مراتع فقير شده است دليلش دام و عشاير نيست دلايل متعددى دارد. دامدار كه از محل مرتع و دامدارى امرار معاش مى كند هيچ وقت مرتعش را نابود نمى كند، چون زندگى خودش و دام اش به مرتع وابسته است.
118263.jpg
وى مى افزايد: مراتع ايران اصولاً فقير است به دليل عرض جغرافيايى كه در آن واقع شده است بنابراين كوچ نشينى لازمه آن است. در اين موقعيت جغرافيايى دام بايد بهار و تابستان در مراتع ييلاقى باشد و پائيز برگردد قشلاق. اگر عشاير را اسكان دهيم «دام شهر» درست كرده ايم و دشت را نابود كرده ايم. چون در دشت هاى ايران اينقدر آب نداريم كه با آن هم نياز خودمان را برآورده كنيم و هم دام و كشت علوفه. الان تمام دشت هاى ايران از نظر آب در وضعيت نامطلوبى است و سطح آب بسيار پائين است.
بنابراين مجبورند چاه بزنند. بدين ترتيب اگر دشتى هم هست كه تا ۱۰ سال ديگر آب دارد تا ۵-۴ سال ديگر سطح آب هاى زير زمينى آن آنقدر پائين مى آيد كه خودش باز به يك معضل تبديل مى شود.
دكتر رهنمايى، استاد جغرافياى دانشگاه تهران نيز عواقب اسكان عشاير را اينطور خلاصه مى كند: اسكان عشاير براى حفظ مراتع همانند پاك كردن صورت مسئله است. اسكان عشاير پديده مهاجرت به شهر ها را افزايش مى دهد و جوامع توليد كننده عشايرى را به جوامع مصرف گرا بدون هيچ توليدى تبديل مى كند. توليد گوشت، فرش، گليم و صنايع دستى پائين مى آيد و از جنبه هاى توريستى هم يك جاذبه فرهنگى و گردشگرى از بين مى رود.
وى مى افزايد: آيا واقعاً عشاير و جنگل نشينان تنها گروه هايى هستند كه جنگل و مرتع را از بين مى برند؟ آيا نمى شود به جاى خروج آنها از جنگل و مرتع، آنها را ساماندهى كرد و امكانات معيشتى مناسب در اختيار آنها گذاشت مثلاً سوخت، سرويس هاى بهداشتى، آموزشى، اطلاع رسانى. تجربه قبل از انقلاب نشان مى دهد كه اعزام معلم به آن نواحى در حالى كه حتى معلم هم با آنها كوچ مى كرد تجربه موفقى بوده و الان بسيارى از مديران ارشد از عشاير ما بيرون آمده اند.
اما مدير كل منابع طبيعى استان اصفهان معتقد است: از بين رفتن مسير هاى كوچ عشاير رفت و آمد را براى آنان مشكل ساخته چون در بسيارى از مناطق مسير هاى ايل واگذار شده بنابراين كوچ  نشينان دام را با ماشين و يا حتى با قطار به ييلاق مى رسانند در نتيجه زود تر به مراتع ييلاقى مى رسند و همين زود رسيدن باعث چراى زودتر و نابودى مرتع مى شود.
عليرضا جلالى معاون فنى اداره كل منابع طبيعى استان اصفهان نيز مى گويد: اسكان عشاير مورد تاكيد ماست و اين برنامه را يكى از راه هاى حفظ مراتع مى دانيم.
اما دكتر كردوانى مى گويد: حفظ مراتع به چه قيمتى است؟ به قيمت نابودى دشت ها و از بين رفتن دامدارى و فرهنگ عشايرى و دامن زدن به پديده حاشيه نشينى در شهرها آيا قابل قبول است؟
وى مى افزايد: من با طرح متعادل دام و مرتع موافق هستم ولى نه به اين شكل. وقتى كوچ نشين را ساكن مى كنيم و به او زمين مى دهيم اينها بايد علوفه دام بكارند ولى محصولات مورد نياز خودشان مثل گوجه و خيار كشت مى كنند چون محدوديت منابع آبى هم دارند. كم كم زمين را مى فروشند و به سمت شهرها حركت مى كنند. حتى در دشت بكان در اقليد فارس كه بارندگى خوبى دارد و سطح آب زيرزمينى در آن پيش از اين بالا بود اين قدر عشاير را اسكان دادند كه حالا همين دشت هم با بحران كمبود آب مواجه شده است.
وى مى افزايد: از طرف ديگر اين افراد وقتى در دشت ساكن مى شوند مجبورند باز هم بخشى از دام را حفظ كنند و در كنار آن كشاورزى كنند اما چون آب كم است نمى توانند علوفه مجزا براى دام كشت كنند بنابراين بعد از برداشت گندم از زمين هاى خود دام را به زمين هدايت مى كنند تا از بقاياى آن استفاده كنند. به اين ترتيب، زمين كشاورزى كه به اين كُلَش به عنوان ماده مغذى خاك نياز داشت حالا از ماده آلى محروم مى شود و خاك فقير خوب محصول نمى دهد پس كشاورزى از بين مى رود و همان پديده مهاجرت و فروش زمين قوت مى گيرد.دكتر كردوانى مى گويد: بنابراين اين عدم هماهنگى بين بخشى و فقدان برنامه ريزى هاى اصولى است كه جنگل و مرتع را نابود مى كند نه دام.
تخريب ايل راه هاى عشاير به بهانه جاده كشى، شهرك سازى، واگذارى به برخى افراد، شركت ها و يا ادارات و ساخت سد در حال حاضر از مهمترين مشكلات پيش روى عشاير است كه تعيين مسير كوچ آنها را با مشكل مواجه ساخته است. از سوى ديگر هر ساله تلفات زيادى در بين دام هاى آنان در فصل كوچ رخ مى دهد كه دليل آن توسعه نامتوازن شهرها و تخريب هاى جسته و گريخته مراتع و ايمن نبودن راه هاى عبورى است.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط قریشی  |