تبليغاتX
marta83 - جنگل بنه كوه هنگام گناباد گذشته، حال، آينده…
سلامی به گرمی چای آلاچیق به تمام بچه های مرتع

چكيده

             علي رغم تصور همگاني مبني بر وجود جنگلها در مناطق پر باران در نواحي خشك ونيمه خشك نيز مناطقي يافت مي شود كه در گذشته جنگل بوده و امروز نيز بقاياي اين جنگلها بصورت محدود در پاره اي از مناطق يافت مي شود. منطقه كوهپايه اي كوه هنگام گناباد نيز از جمله اين مناطق است. به گفته ريش سپيدان محلي در گذشته نه چندان دور، كوه هنگام جنگل انبوه بنه بوده و از قرائن و شواهد موجود مانند جنگل انبوه بنه در منهااليه كوه هنگام ( سياه دره )، وجود تك درختان و وفور زادآوري در كل منطقه اين حقيقت به اثبات مي رسد. هدف اين مقاله شناسايي و معرفي منطقه و پتانسيلهاي موجود آن است، اميد است با اندكي توجه مسئولين بتدريج شاهد احياء و گرايش مثبت جنگل باشيم.

مقدمه

            جنگل ها به عنوان يكي از مهمترين سيستم هاي حيات بخش انسان به شمار مي روند. در واقع جنگل ها تضمين كننده بقا و پايداري آب، خاك و هواي سالم هر سرزمين  هستند و پشتوانه مطمئني براي نگهداري و توسعه سيستم هاي كشاورزي و ساير منابع تغذيه اي انسان محسوب مي شوند. جنگل ها از ديرباز تا كنون پا به پاي تكامل جوامع انساني، تكيه گاه استواري براي تداوم و ارتقاء سطح زيست آنها بوده اند و هنوز هم وفادارانه خدمات بي دريغ خود را به بشريت عرضه مي كنند و اهميت حياتي آنها در دنياي امروز نه تنها به دليل ارزش هاي اقتصادي بلكه بدواً به دليل ارزش هاي غير قابل جانشين طبيعي و زيست محيطي آنها مي باشد.

اقدامات يك جانبه بشر در طبيعت به منظور تأمين نياز هاي ضروري و عدم توجه به عواقب مخـرب زيست محيـطي آن باعث نابساماني هايي چون گرماي بيش از حد كره زمين، بالا آمدن آب دريا ها، افزايش گازهاي سمي وگلخانه اي، خشكسالي، تخريب لايه ازن، سيل هاي مخرب، رانش زمين، طوفان هاي شديد، حركت شنهاي روان و صدها بلاي ديگر شده است. اگر چه بشر از دير باز پي به نقش و اهميت جنگل برده است، ولي منافعش به گونه اي ايجاب مي كرده كه تخريب جنگل ها نه تنها متوقف نشده بلكه هنوز هم بشدت بخصوص در كشور هاي در حال توسعه ادامه دارد. در كشور ما ايران نيز از گذشته نه چندان دور وسعت جنگل هاي طبيعي 3/18 ميليون هكتار برآورد شده بود كه اكنون به حدود 4/13 ميليون هكتار تقليل يافته است. در هر حال گذشته از مسئله تخريب در سابق، مشكل اساسي عدم برنامه ريزي صحيح در جهت حفظ و احياي جنگل هاي تخريب شده مي باشد هر چند در سطوح كوچكي اقداماتي در اين زمينه انجام گرفته است. در مقـاله پيش رو سعـي بر اين است كه جنـگل بنه ناشناخته كوه هنگام معـرفي شود، تا انشاء ا با وسع نظردست اندر كاران بخش هاي اجرا و تحقيقات بتوان جنگل چهار صد كيلومتر مربعي مذكور را احيا نمود. كاري كه با اندك توجه و همت و همچنين با هزينه كم دست يافتني است.

با توجه به اين كه گونه بنه در نواحي كه كاشت ساير گونه هاي درختي با محدوديت هايي روبرو است و همچنين در نواحي كوهستاني روي شيب ها و خاك هاي ضعيف رشد مي كند، توانمندي آن در مشجر كردن بسياري از مناطق نامساعد مطرح مي شود. علاوه بر اين بنه با نام علمي Pistacia atlantica ازخانواده  Anacardiaceae ، گياهي چند منظوره است كه علاوه بر مشجر كردن مناطق خشك و نيمه خشك و حفاظت آب و خاك، مصارف زيادي از جمله: تغذيه وحوش ودامها، مصارف صنعتي، دارويي و تغذيه اي را دارا مي باشد.

1- موقعيت عمومي منطقه:

1-1- موقعيت جغرافيايي:

         كوه هنگام واقع در  35كيلومتري جنوب شرقي گناباد، در حد واسط عرض هاي جغرافيايي΄5 ˚34 تا΄15 ˚34 و طولهاي جغرافيايي ΄15  ˚58 تا ΄5  ˚59 قرار گرفته است. ارتفاع بلندترين نقطه از سطح دريا در كلاته كوه 1800 متر و در كلاته زردوند واقع در مرز شهرستان گناباد با قاين1945 متر مي باشد. وسعت آن 416كيلومتر مربع است. كوه هنگام از غرب به جاده آسفالته گناباد- قاين، از شرق به دشت گيسور، از جنوب به راه خاكي كبوتر كوه عباس آباد و از شمال به جاده خاكي چاه پاياب منتهي مي گردد.

1 -2 مشخصات اقليمي:

          به دليل عدم وجود ايستگاه هواشناسي در منطقه مذكور، به منظور بررسي پارامترهاي اقليمي، از آمار و اطلاعات  ايستگاه هاي هواشناسي مجاور و نقشه هاي ايزوبار سازمان هواشناسي كشور استفاده شده است.

آمار بارندگي ده ساله اخير (1370 تا 1380 ) ايستگاه سينوپتيك گناباد نشان مي دهد، كه حداكثر بارندگي طي سال1371 به ميزان 6/260 ميليمتر و حداقل آن طي سال 1378 به ميزان 3/67 ميليمتر و ميانگين آن در مدت 10 سال، 150 ميليمتر گزارش شده است.حداكثر ريزش نزولات مربوط به ماههاي بهمن، اسفند و فروردين مي باشد و در ساير ماههاي سال بارندگي اندك است .به نحوي كه دوره خشكي منطقه از ارديبهشت ماه شروع و تا آبان ماه  ادامه مي يابد. با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و بارندگي ( به ازاء هر1000 متر ، 70 ميليمتر) متوسط بارندگي كوه هنگام با لحاظ كردن متوسط ارتفاع منطقه، حدوداً  190 ميليمتر برآورد مي شود. حد اكثر مطلق درجه حرارت ايستگاه سينوپتيك گناباد 5/45 درجه سانتيگراد در مرداد ماه سال 1377 و حداقل درجه حرارت مطلق 2/14- درجه سانتيگراد در دي ماه سال 1371 و متوسط حد اقل درجه حرارت ساليانه 8/9- درجه سانتيگراد و متوسط حداكثر درجه حرارت ساليانه 6/41 درجه سانتيگراد تعيين شده است. سردترين ماههاي سال، دي و بهمن و گرم ترين ماههاي سال خرداد ، تير و مرداد مي باشد. ميزان متوسط حرارت كوه هنگام با توجه به رابطه گراديان ارتفاع و حرارت ( به ازاي هر 100 متر افزايش حدود 7/0 درجه سانتيگراد كاهش دما ) حدود 3 درجه سانتيگراد كمتر از محل ايستگاه هواشناسي در گناباد خواهد بود. بنابراين متوسط درجه حرارت ساليانه منطقه كوه هنگام 14 درجه سانتيگراد تخمين زده مي شود.

در منطقه مذكور به دليل بالا بودن درجه حرارت و كاهش نسبي رطوبت و همچنين وزش بادهاي موسمي ميزان تبخير بالا است. به علت عدم وجود آمار مربوط به تبخير، ارقام موجود از نقشه منحني هم تبخير ايران كه در سال 1355 توسط وزارت نيرو تهيه شده است استخراج گرديد و بر اين اساس ميزان تبخير در منطقه، 2400 ميليمتر در سال برآورد مي شود.

به علت كمي ميزان بارندگي و پراكنش نامنظم آن و همچنين تبخير بالا، ميزان رطوبت نسبي كم و بسيار متغير است. طبق آمار موجود، رطوبت نسبي از 4 درصد در شهريور ماه سال 1376 تا 100 درصد در زمان بارندگي و مه در نوسان است. بديهي است تغييرات در ارتفاعات كوه هنگام كمتر است.در نهايت اقليم منطقه مورد نظر نيز طبق روش ترانسوا، خشك تعيين مي گردد.

( T=0.79<1 E=2400  P=190 )     

2- زمين شناسي، خاك شناسي و پوشش گياهي:    

         كوه هنگام در واحد اراضي كوههاي نسبتاً مرتفع تا مرتفع فرسايش يافته با دره هاي عميق متعدد، متشكل از شيل و ماسه سنگ، با شيب 40 تا 90 درصد قرار گرفته است. در برخي نقاط همانند ديوار كمري و كلاته آهني، بيرون زدگي هاي آذرين نظيرگرانيت ديده مي شود. به علت كوهستاني بودن منطقه و شيب زياد، خاك تكامل يافته وجود ندارد و دامنه ها غالباً لخت و بدون پوشش خاكي و بعضاً در برخـي از نقاط، خاكـهاي خيلي كم عمق سنگريزه دار و غير يكنواخت Lithic Leptosols وجـود دارد. در دامنـه تپه ها و شيب هاي متوسط تا كم و جاهايي كه پوشش سنگي وجود ندارد، قشر نازكي از خاك سبك با درصد بالايي از سنگريزه وPH   قليايي وجود دارد كه رويشگاه گياهان مرتعي با غالبيت درمنهArtemisia.sp   و درختان بنه است.

اراضي زراعي و باغي مورد استفاده در قنوات منطقه نيز حاصل جمع آوري آبرفت در بندسارهاي كوچك پايين دست قنات موسوم به بندچه است. پس از حفر قنات اراضي حاشيه رودخانه كه معمولا بستر سنگريزه اي دارد انتخاب و با مسدود كردن مسير رودخانه و احداث خاك ريز سيلاب هاي بهاره جمع آوري مي گردد. با ته نشين شدن گل و لاي در دراز مدت خاك آبرفتي ريزدانه و حاصلخيزي بدست مي آيد كه در آن زراعت و باغداري مي كنند. بدين ترتيب با توسعه و تكميل بندچه ها صحرا يا مزرعه قنات ايجاد مي شود. محصولات عمده زراعي و باغي كشاورزان منطقه شامل:گندم، جو، ارزن، جاليز، انار، توت، انجير، زردآلو و بادام مي باشد.

از نظر پوشش گياهي نيز منطقه عمدتاً داراي پوشش مناطق خشك با غالبيت درمنه و بنه مي باشد كه گياهان همراه آن عبارتند از: پرند، افدرا، لاله، انجير كوهي، خنجوك، انواع يكساله ها، خار شتر، اسپند، كوزينيا، دواي شيخ علي، زيره كوهي، زلف پيرزن و آويشن 3- پيشينه تاريخي جنگل بنه كوه هنگام :

         كوه هنگام منطقه ييلاقي دامداران روستاي استاد است. اين روستا در 35 كيلومتري گناباد در غرب جاده گناباد قاين و خارج از محدوده كوه هنگام واقع است. با توجه به پيشه اصلي مردم منطقه كه دامداري مي باشد، از چاههاي مالداري و قنوات موجود به عنوان آبشخور دامها استفاده مي شود. دامداران در نيمه اول سال به منظور استفاده از مراتع كوه هنگام به اين منطقه كوچ كرده و در فصل سرما به روستا مراجعت مي نمايند. 

در گذشته نه چندان دور در بيشتر مناطق شهرستان گناباد جنگل هاي طبيعي بنه وجود داشته كه آثار آن به صورت تك درخت بخصوص در ارتفاعات جنوب و جنوب شرقي شهرستان هنوز يافت مي شود. در ابتداي قرن بيستم با افزايش جمعيت و نياز به سوخت، قلع و قمع درختان بنه شدت بيشتري به خود گرفت و در اكثر نقاط تقريباً نابود شد. بجز در مناطق خاصي به دلايل مشخص، كه ازآن جمله مي توان مسائل مذهبي و مالكيت شخصي را بيان كرد. دليل بقاي قسمتي از جنگل بنه كوه هنگام مشهور به سياه دره نيز وجود قنات سياه دره است كه مالكين قنات در زماني كه تجارت زغال بنه رونق داشته مانع هجوم مردم جهت تهيه زغال به منطقه شده اند و به همين دليل جنگل طبيعي بنه سياه دره تا به امروز دست نخورده باقي مانده است. حدود 30 رشته قنات و چشمه اهالي استاد در كوه هنگام، حد واسط كبوتر كوه در غرب و سياه دره در شرق وجود دارد كه البته غالباً آبادي ها فاقد سكنه بوده و اكثراً كم آب، تخريب شده يا در حال تخريب هستند.

بنا به گفته ريش سفيدان پوشش درختان بنه در اواخر قرن نوزدهم بقدري انبوه و متراكم بوده كه عابرين مسافت كبوتر كوه تا سياه دره را زير چتر و سايه درختان بنه طي مي نموده اند. نياز به سوخت و زغال به دليل افزايش چشمگير جمعيت در 100 سال گذشته، باعث هجوم مردم به جنگل هاي بنه كوه هنگام شده و علاوه بر قطع بي رويه درختـان، فشار بيش از حـد دام نيز مانـع رشد و نمو نهال هاي جوان شده و در واقع جنگل تخريب و بجز در معدودي از نقاط به كلي نابود گرديده است. آثار بجا مانده ازكوره هاي زغال موجود در منطقه نيز شاهدي بر اين مدعا است.از كوره هاي مذكور گاهي اوقات در ذوب فلزات نيز استفاده مي شده است.

مؤلف تاريخ و جغرافياي گناباد در كتاب خود در مورد پوشش گياهي منطقه  گناباد مي نويسد: » انتهاي كوه هنگام معروف به سياه دره بوده كه به واسطه وجود اشجار كوهي و درخت بنه زياد از دور سياه نشان داده مي شده، از اين رو بدين نام موسوم گرديده، ولي در اين زمان همه آنها از بين رفته و مردم در گذشته براي مصرف سوخت خود و تهيه زغال از آنها استفاده مي نموده اند «.

4- وضعيت كنوني منطقه:

        وسعت جنگل هاي طبيعي شهرستان گناباد 5/667  كيلومتر مربع است كه 4/7 درصد از عرصه هاي منابع طبيعي شهرستان و 9/5 درصد از جنگل هاي استان خراسان را تشكيل مي دهد. جنـگل هاي بنـه و خنجـوك درحـال حاضر 25  درصـد از مساحت جنگل هاي گناباد با تراكم 30 تا50 اصله در هكتار را شامل مي شود كه قسمت اعظم آن در كوه هنگام واقع است. بر اساس تعداد درخت در واحد سطح، كوه هنگام را مي توان به دو قسمت تقسيم نمود: سطح نسبتاً زيادي شامل غرب و مركز كوه هنگام، با وسعتي حدود 346 كيلومتر مربع به دلايلي كه قبلا عنوان شد جنگل بنه دراين قسمت از بيـن رفته و فقـط در صخره هاي صعـب الـعبور تك درختـان بنـه مشاهده مي شود. در اين قسمت زادآوري بنه به وفور مشاهده مي شود ولي تراكم بالاي دام و چراي مفرط به نهال هاي جوان اجازه رشد و نمو نداده و اغلب نيز به صورت روزت باقي مانده اند. ( عكس  شماره 1 ) شرق و جنوب شرقي كوه هنگام با وسعتي حدود70 كيلومتر مربع شامل ارتفاعات سياه دره، چاه آهني و كلاته كوه به طرف عباس آباد مناطقي هستند كه جنگل بنه از تراكم نسبتاً خوبي برخوردار است. ( عكس شماره 2 ) زادآوري بنه در اين مناطق زياد و به علت شدت دام كمتر رشد و نمو نهال هاي جوان بسيار مطلوب است. ( عكس شماره 3 و 4 )

5- علل تخريب جنگل:

         همان طور كه اشاره شد در 100 ساله اخير، منطقه مذكور با هجوم بهره برداران مواجه بوده كه نتيجه آن قطع بي رويه درختان و صدمات شديد به جنگل بوده است. عامل مهم ديگري كه عرصه را تحت تأثير خود قرار داده، چراي بيش از حد و مفرط دام مي باشد. حيوانات چرا كننده به طرق مختلف روي پوشش گياهي اثر مي گذارند مانند كاهش قدرت گياه از طريق حذف جوانه انتهايي و فشارهاي مكانيكي بر خاك در اثر لگد كوبي، كه اين مورد باعث بر هم زدن ساختمان خاك مي شود در نتيجه فشار وارده وكاهش ميزان تهويه  خاك، فعاليت موجودات زنده نيز كاهش يافته و نهايتاً پايين آمدن كيفيت رويشگاه را درپي دارد. از طرف ديگر كاهش نفوذپذيري  خاك نسبت به باران باعث تشديد فرسايش سطحي مي گردد. عوامل طبيعي مانند خشكسالي هاي اخير، بالا رفتن درجه حرارت محيط، سيلاب هاي فصلي و نيز احتمالا در اين مسئله نقش داشته اند.

6-اقدامات آينده و ارائه راهكار ها:

       هدف اصلي در حال حاضر حفاظت و حمايت از جنگل است. يكي از گام هاي مؤثر در حفظ جنگل، شناسايي عرصه و مشخص كردن تراكم جنگل در تمام سطوح عرصه است. تا زماني كه ما ندانيم چه داريم و چقدر داريم، هيچگاه نمي توانيم اقدامي در جهت حفظ و بالا بردن كيفيت رويشگاه داشته باشيم. بنابراين لازم است در گام اول طرح جامع جنگلداري، در ارتباط با شناسايي جنگل كوه هنگام تهيه و در آن مواردي چون وسعت دقيق جنگل، تراكم درختان و مطالعاتي از اين قبيل صورت گيرد و در مرحله بعدي با هماهنگي بخش اجرا، نسبت به قرق منطقه اقدام نمود. در مسئله قرق بايد به نحوي اقدام نمود كه اولاً منافع ساكنان بومي كوه هنگام حفظ شده و تشويق و توجيه گردند كه با قرقبانان همكاري نمايند، ثانياً مناطقي از كوه هنگام را قرق نمود كه زادآوري در آن بالا و امكان قرق آسان تر است، تا اينكه زودتر به نتيجه برسيم. قرق بايد در چند مرحله چندين ساله صورت گيرد تا احياي جنگل براي مسؤلين و مردم ملموس گردد و نهايت همكاري در مراحـل بعـدي قـرق صورت پذيرد. بحـث گياهان همـراه نيز مسئله اي است كه مي تواند مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد. هم اكنون از روش هايي كه براي كاهش خسارت دام وجود دارد، گياهان همراه مي باشد كه به عنوان ابزاري براي تسريع تثبيت درختان بنه مطرح مي گردد. بطـوري كه حساس ترين مراحـل رويشي بنه كه همان استقرار آن مي باشد بيش از پيش به گياهان محافظ و در نهايت زير اشكوب آن وابسته است كه در واقع اين در پناه قرار گرفتن بنه ها فقط به دليل شرايط خاص حاكم بر منطقه از نظر چراي دام مي باشد. علاوه بر اين انجام عمليات بوته كاري و بذر كاري روي خطوط تراز، نيز مي تواند در احياي جنگل و افزايش تراكم درختان تاًثير مثبتي داشته باشد. استقرار بذر در مناطق خشك و نيمه خشك، عمدتاً به دليل كمبود رطوبت با مشكل مواجه بوده و از جمله بذوري كه سبز شدن آن به سختي امكان پذير مي باشد، بذر بنه است. بويژه در اين مناطق كه بعضي اوقات از فروردين و ارديبهشت ماه به بعد بارندگي وجود ندارد.

 در اين قسمت به عنوان راهكاري موفق به كشت و استقرار بذور زير پلاستيك اشاره مي گردد:

 الف آماده كردن بذر جهت كاشت:

        پس از تهيه بذر و اطمينان از قوه ناميه آنها بذور را به مدت 24 ساعت در داخل ظرف پر از آب مي ريزيم تا پوسته خارجي نرم و قابل جدا شدن گردد. با مالش بذرها پوسته آنها جدا شده و در واقع بذر لخت مي گردد. اين عمل حتماً بايد صورت گيرد زيرا وجود پوسته باعث كپك زدگي بذر ها در موقع جوانه زدن مي گردد. سپس آنها را داخـل گوني ريختـه و مدت يـك هفتـه مرطـوب نـگه مي داريم تا زماني كه جوانه بزنند.

 ب- كاشت بذر در عرصه:

         جهت آماده كردن بستر بذر و استفاده بهتر از نزولات جوي بايد به فواصل مشخص در عرصه، تشتك هايي به قطرحداقل 5/0 متر ايجاد نمود. با دست قطعات درشت سنگ داخل تشتك را جدا و سعي مي كنيم خاك محل استقرار بذر، نرم و خاك حاصلخيز سطح زمين باشد. سپس تعداد 3 تا 4 عدد بذر را در عمق 3 سانتيمتري خاك گذاشته و آنها را با خاك مي پوشانيم. در سطح خاك روي محل كاشت بذر، پلاستيك شفاف به ابعاد 30  × 30 سانتيمتر مي گذاريم و چهار طرف پلاستيك را زير خاك كرده و با خاك پلاستيك را ثابت مي كنيم. بايد دقت شود كه روي پلاستيك خاك ريخته نشود تا در بهار گياهچه بتواند فتوسنتز كند. براي اين منظور پلاستيك فريزر موجود در بازار مي تواند مناسب باشد. پلاستيك مانع اتلاف آب از خاك مي شود و در واقع مانند يك گلخانه كوچك محل بذر مرطوب و گرم مي ماند. دو فاكتور ذكر شده در جوانه زني بسيار مؤثر مي باشند، زيرا بذرهاي جنس پسته براي جوانه زدن به رطوبت و حرارت كافي نياز دارند. ضمناً خاك زير پلاستيك هيچ وقت سله نمي بندد تا مانع خروج گياهچه شود. عمل كاشت در زمستان و زماني كه زمين رطوبت داشته باشد هرچه زودتر صورت گيرد بهتر است زيرا زمان كافي در اختيار بذر جهت گذراندن دوره خواب ( Dormancy ) و جذب آب قرار مي گيرد. براي حفاظت كپه كاشت شده بايد بلا فاصله روي پلاستيك را با خار و خاشاك موجود در عرصه به دقت پوشانيد زيرا حيواناتي نظير روباه و سمور به منظور تغذيه كپه را تخريب مي كنند. جهت استقرار خار و خاشاك در محل كپه بهتر است از قلوه سنگ هاي موجود در عرصه استفاده نمود زيرا استفاده از كلوخه هاي خاك پس از حل شدن در آب موجب زير خاك قرار گرفتن پلاستيك شده و مشكل عدم عبور نور را در بر خواهد داشت ( عكس شماره 5 ).

 ج- عمليات داشت:

        اگر عمليات كاشت به دقت و به شيوه اي كه بيان شد صورت گيرد، از نيمه دوم فروردين به بعد گياهچه از خاك خارج شده و در زير پلاستيك مشاهده مي شود. در اين زمان به وسيله چاقو يا تيغ مـوكت بري پلاستيـك را از وسـط و محـل گياهچـه بدقت پـاره مي كنيم تا گياهچه بتواند رشد و نمو كند. لازم به ذكر است اين عمل بلافاصله پس از سبز شدن بايد صورت پذيرد و دقت شود قبل از پاره كردن پلاستيك لازم است خار و خاشاك روي كپه را برداريم. خار و خاشاك را دور نمي ريزيم، بلكه براي حفاظت گياهچه از چراي جوندگان دو مرتبه آن را در اطراف گياهچه به شكلي قرار مي دهيم كه مانع چرا شود و ضمناً نور به گياهچه برسد. پاره كـردن پلاستيك به شيوه اي كه بيان شد باعث كاهش تبخير در اطراف گياهچه شده و رطوبت قابل دسترس افزايش مي يابد. نكته قابل توجه در سبز شدن بذر ها اين است كه نبايد قبل و بعد از برداشتن پلاستيك اقدام به آبياري نمود. نهايتاً با توجه به وجود ايستگاه تحقيقات كشاورزي و منـابع طبيعي در گناباد، جنـگل بنه كوه هنـگام مي توان

نگارندگان:

حسين رحيمي، كارشناس ارشد خاكشناسي،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد.

مجتبي محرابي، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد

حسن احمدنژاد، كارشناس مرتع وآبخيزداري،، ايستگاه تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي گناباد

 

http://ostadcity1.blogfa.com/post-1.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط قریشی  |